شده بود، همه مجهز و به روز بودند و آسمان ایران را کامل و دقیق می پوشاندند. توپخانه ها و موشکهای ارتش، حاکمیت رژیم را در آن سوی مرزها مسلم ساخته بود. انبارهای سلاح، مهمات و تجهیزات ما در پادگان ها و زاغه ها و دل کوهها برای ده سال جنگ ذخیره داشت. آمریکا و غرب تداوم منافع خود را در پشتیبانی همه جانبه از رژیم دست نشانده شاه می دانستند و برای حفظ او حاضر بودند بالاترین قیمتها را بپردازند
بیانی داشتند که کار عمیق درونِ مردمِ بلندمدت چندوجهی بود. تازه آن زمان برای اولین دیدیم یک مقام رسمی کشور شرایط ما را کاملاً حس می کند. تا مدت ها از همان چند جمله ایشان استفاده می کردیم و به قضیه نگاه چندوجهی داشتیم. ازلحاظ نظامی در کردستان فشار خیلی زیادی به بچه ها می آمد. شاید شکل فشارش با جنوب فرق می کرد؛ یعنی در کردستان غربت و مظلومیت زیادی وجود داشت. عملیات می کردید و اعلام نمی کردند و روی
کرد! من با او زیاد بحث می کردم و مرتب به او تلقین می کردم که تو از همه بهتر می فهمی و عالمتری. بعد از مدتی یک روز به دروغ، خوابی برای او تعریف کردم و او را در صف پیامبر(ص) قرار دادم و گفتم پیامبر(ص) گفت تو همنام من و جانشین من در دنیا و آخرتی و اگر در زمان من زنده بودی، تو را جانشین خود می کردم. عبدالوهاب من را قسم داد که آیا راست می گویی؟ و من نیز قسم یاد کردم... دو سال با محمدبن عبدالوهاب بودیم
طرف ایران می شد کردها به عنوان یک خطر جدی در عراق مطرح شدند و مقاومت مسلحانه کردند و داعیه استقلال داشتند یا در اقل حکومت خودمختار منطقه ای را درخواست داشتند که رژیم عراق حاضر به تسلیم نشد. سال ها ارتش های نیرومندی از عراق در مقابله با کردهای شمال درگیر بودند و طبیعتا این مساله برای رژیم عراق یک تهدید جدی به حساب می آمد و مشکلاتی را از لحاظ انسانی و اقتصادی به آنان تحمیل می کرد. این احتمال هم وجود