وقتی که به زحمات و فداکاری های افراد توجه نشود و خوب و بد و زشت و زیبا در یک کفه قرار گیرد، به ضرب المثل بالا استشهاد و تمثیل می کنند و یا به عبارت دیگر می گویند: دوغ و دوشاب پیشش یکی است. چون اساس کار در این کتاب بر این است که ریشه های واقعی امثال و حکم از لابلای تاریخ و افکار و عقاید مردم این سرزمین بیرون کشیده شود و یکی از آنها ریشۀ همین ضرب المثل است، علی هذا دریغ دانست که از آن سطری
گذشته را به خود ندید. با این همه، مغول از نظر فرهنگی و تاریخی، تهی بود و چیزی نداشت که به تمدن ایرانی تحمیل کند. برعکس، مغولان پس از استقرار در ایران، فرهنگ، دین و حتی زبان ایرانیان را پذیرفتند و در تمدن ایرانی ذوب شدند. این اتفاق (پذیرش فرهنگ میزبان) تقریبا از اواخر قرن 13 میلادی به بعد رخ داد. همزمان، شهرهایی که از گزند ویرانی دور مانده بودند، مانند اصفهان، شیراز و تبریز، فرصتی برای شکوفایی و
برادر بزرگ تر ایران بود. از همه مهمتر، این که چک دریا و نیروی دریایی ندارد. بنابراین مصالح و مواد ساخت و ساز چکی با کشتی های آلمانی و برگ ترخیص آلمانی وارد ایران شده است. به همین دلیل همه فکر می کردند آلمانی ها هستند که دارند در ایران ساخت و ساز می کنند. البته همان طور که گفتم آلمان مانند برادر بزرگ ایران بود اما همه مبالغ و هزینه ها به حساب شرکت های چکی واریز می شده است. هتل رامسر، باشگاه