/> دکتر تانیا آلتمن، متخصص کودکان 6- رنگ صورت نوزادم زرد است. مادرم می گوید یرقان دارد. یعنی چه؟ مادرتان درست می گوید. یرقان به خاطر ایجاد بیلیروبین زیاد- که به خاطر تخریب سلول های خونی قرمز ایجاد می شود- رخ می دهد. 7- رنگ مدفوعش باید چه رنگی باشد؟ رنگ های مختلف. در 24 ساعت اول، چسبناک است و رنگش بین قهوه ای و مشکی. بعد از آن کمی کم رنگ تر می شود و بین قهوه ای و سبز و زرد و از
به بیمارستان مطهری ارومیه اعزام شد، اما متاسفانه در این بیمارستان جان خود را به همراه نوزاد متولدنشده اش از دست می دهد.علت مرگ این زن باردار درنهایت مشخص نشد. فوت دو مادر باردار در بیمارستان امام سجاد(ع) یاسوج در سال جاری خبر پر سروصدا از فوت دو مادر باردار در بیمارستان امام سجاد(ع) یاسوج شنیده شد. مادری بعد از خواندن نماز عیدفطر بلافاصله به دلیل درد زایمان به بیمارستان امام سجاد
کردید، اما چند سالی است که این حوزه را کنار گذاشته اید. علت خاصی دارد؟ بله، درست است. بعد از مدتی که در این عرصه فعالیت کردم، احساس کردم کمی در تنگنا و محدودیت قرار گرفته ام و نمی توانستم با آنها کنار بیایم و بعضی از محدودیت ها برایم خوشایند نبود. به همین دلیل تصمیم گرفتم اجرا را کنار بگذارم. دلیل دوم این تصمیم هم به این قضیه برمی گردد که به سبب ورود به عرصه اجرا دو پیشنهاد
الدوله بود. یک روز می خواستم با دوستانم به اسکی بروم که مادربزرگم گفتند: نباید بروی، چون قرار است برایت خواستگار بیاید! با اینکه حسابی عصبانی شده بودم، ولی چاره ای نبود، چون باید خانه را آب و جارو و گردگیری می کردیم. یادم هست نگاهی به عکس پدر و مادرم در قاب سر تاقچه انداختم که انگار دلشان می خواست خواستگار مرا ببینند. همسایه ها هم مثل خانم جان به مادربزرگم می گفتم خانم جان خوشحال بودند و حسابی
c5 پیدا کردم یعنی شکستگی لگن، گردن و پارگی هایی در اندام تحتانی پیدا کردم، چند سال در خانه بودم، یک فرزند یک ساله و یک فرزند هفت ساله داشتم، دوست داشتم آنان را خودم بزرگ کنم، به لطف خدا سه بار از مرگ مغزی نجات پیدا کردم، در یک شرایط بسیار ویژه بعد از تصادف تبدیل به یک نوزاد شدم، با محبت همسرم و با لطف خداوند تقریباً هفت سال در منزل بودم و آبان 1369 به آسایشگاه کهریزک آمدم، خیلی قشنگتر از آن که در
موضوع از ابتدای خلقت ما آغاز شده است. مثلاً نوزادان ابتدا گریه می کنند، مکث می کنند و منتظر می مانند تا بدانند چه کسی برای آرام کردن شان می آید و سپس دوباره شروع به گریه می کنند. نوزاد انسان در یک سالگی می آموزند که پنهان کاری کنند، بچه های دو ساله درباره ی کارهای ساده شان اغراق می کنند. پبچه های 5 ساله به وضوح توانایی دروغ گفتن دارند. آن ها با چاپلوسی می توانند به امور مورد علاقه ی خود برسند و در
کرمانشاه فرار می کردند. ضدانقلاب روز آخر در بیمارستان ریخته و همه را کشته بودند. این ها را هم چون زن بودند احتمالاً با آن ها کاری نداشتند و آن ها هم سوار ماشین شده و دررفته بودند. همه بچه ها به هم ریختند. یکی دو ساعت بعد یکی دو تا هلیکوپتر آمد. در آنجا جای مزرعه مانندی بود که نمی دانم علف بود یا گندم. به هرحال کوتاه بود. هلیکوپتر به آنجا آمد و نشست که نیروها را به پاوه ببرد. ما فکر می کردیم همه