کشید از خشم و خجالت و خنده پنهانی سربازانش! این بود که وقتی شهر را گرفت، بسیاری را به طرز فجیعی کشت و هزاران نفر را کور کرد و دست سربازانش را در تجاوز به مال و جان و ناموس مردم آزاد گذاشت و گروهی را هم تبعید کرد و بلایی از این بدتر بر سر لطفعلی خان جوان آورد که نخست چارودارها را به سراغش فرستاد، بعد چشمش را درآورد و ناجوان مردانه کشتش؛ پس از این که دلاور زند از شدت اندوه و درماندگی سروده بود: یا رب
می سازد. این همان یدایی مدل موزیک دنگ شو است. چون بینشی در آن وجود دارد که حتی در ویرایش فیلم های طاها هم خودش را عیان می کند. این در حالی است که خیلی ها ممکن است از روی شعر حافظ هم به صورت صحیح نخوانند، چه رسد به اینکه به آن شیدایی که گفتم برسند. این توانایی می تواند به ما این امکان را بدهد شعر حافظ را بخوانیم و همان کسی که نمی توانست معنایش را درک کند با شنیدنش خوب آن را بفهمد و به یاد بیاورد که
دیگری از پدیده زبان است. اما در زبان فارسی دری زبان محاوره نیز آهنگین و شاعرانه است. برای همین است که کثرت شعرای زبان فارسی نقطه ضعف آن نیست، چون در این زبان وقتی می خواهند تاریخ بنویسند، چون فردوسی، به شعر می نویسند. تفسیر قرآن را همچون مثنوی مولوی به شعر می گویند، جامعه شناسی را همچون سعدی به شعر بیان می کنند و درام نویس ما، چون نظامی گنجوی به شعر درام می گوید. و در کنار این ها شاعری همچون حافظ را