باز محرم شده ای شاه غریب باز در عرش خدا مشکی ماتم زده اند موسم بیرق و پرچم شده ای شاه غریب کربلا گفتم و اوضاع دلم ریخت به هم کربلا قبلۀ عالم شده ای شاه غریب آه سقا چه کند با عطش اهل حرم آب در خیمه تان کم شده ای شاه غریب بابی انت و امی ...چه شده در گودال کمر خواهرتان خم شده ای شاه غریب خواهرت آمد و آن مرد تو را برگرداند
قد لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود واستإثروا بالفیء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غیر؛(6) ای مردم، پیامبر خدا فرمود: هر کس ببیند سلطان ستمکاری را، که حرام خدا را حلال قرار دهد و عهد خدا را بشکند و بر خلاف سنت پیامبر رفتار کند و در میان بندگان خدا به گناه و تجاوز کار کند و به رفتار و گفتار خود (با او مبارزه نکند) و کارهای او را تغییر ندهد، بر خدا
بهشت آن سوی شط، وقت سلام است گفت ای پسر شیر خدا داشتن سر بعد از تو به این لشکر دلداده حرام است جنگید و سر انداخت فراوان سپر انداخت دیدند سلاحش نه که شمشیر، نیام است با جان شهادت عطش مرد سرآمد پاداش چنین رزمی مستی مدام است در هیئت عشاق، حبیب بن مظاهر نامی است که آرامش هر پیرغلام است حسن ختام اولین شب شعر