سایر منابع:
سایر خبرها
همسر آیت الله مهدوی کنی: زندگی ما عاشقانه بود
بانو قدسیه سرخه ای که این گفت وشنود را پذیرفتند و پس از گفت وگو نیز متن آن را مورد بازبینی قرار دادند. *نحوه آشنایی سرکارعالی باخانواده آیت الله مهدوی کنی ونیز خود ایشان، به چه شکل بود؟چه عامل یا عواملی موجب شد که خانواده سرکار با خانواده ایشان آشنا شوند و نهایتا این ازدواج انجام شود؟ من قدسیه سرخه ای هستم. حدود دوازده ساله بودم که به منزل حاج آقا آمدم. حدود چهل سال قبل از
دلایل تعطیلی گل آقا و تولد قندپهلو
تعداد شعر نرسیده اند! درباره ازدواج هم بگویم که در این چهل و شش سال زندگی که داشتم،هنوز موقعیتش نصیبم نشده. از سویی این سالها به تنهایی عادت کرده ام و می دانید خیلی مواقع آدم در تنهایی می تواند بنویسد یا شعر بگویید و می ترسم ازدواج این تنهایی را از بین ببرد. از سوی دیگر همین تنهایی خیلی مواقع باعث ناراحتی می شود و با خود می گویم یک نفر باید در کنار من باشد و این زندگی را با وی ادامه دهم. به امید خدا یک روز این اتفاق برای من هم خواهد افتاد، نگرانش نباشید!(این را صرفاً جهت رفع نگرانی افکار عمومی گفتم، و گرنه خودم خیلی ناراحت نیستم!) افکارخبر/راه دانا ...
کامبیز دیرباز : کنتراست میان نسل امروز و نسل باقی مانده از جنگ/ مساله آدم های جنگ مساله من هم هست
آن را به گذشته پیوند می زند و شرایط آن را متفاوت می کند این نوع قصه تکراری است . در آژانس شیشه ای هم همین فضا را با رنگ و شکل خاص خودش مخاطب دنبال می کند. رنگ احسان دراین قصه متفاوت است درباره تفاوت هایی باعث تمایز می شود صحبت بفرمایید. به عقیده من این مقایسه ای که شما احسان را با حاج کاظم کردید نظر شما است من اصلا به این مورد فکر هم نکرده بودم . وقتی راجع به هشت سال دفاع مقدس فیلم می سازیم
سرنوشت جواهرات سلطنتی ایران چه شد؟
قتل نادرشاه هم دست داشت، آدم نادانی بود، برای این که مردم را طرفدار خودش کند، بیشتر این جواهرات را به افراد مختلف در خراسان، که در آن حکومت می کرد، می بخشید، و همین طور برادر او ابراهیم شاه؛ که اینها در تاریخ ایران 1 سال و نیم بیشتر حکومت نکردند، آدم های نادانی بودند، هر دو کور و اعدام شدند. بنابراین این جواهرات متفرق شد، و آقامحمدخان اینها را برگرداند، در طول سلطنت فتحعلی شاه، محمد
زندگی خصوصی هما روستا از زبان خودش
واقعا سخت است چرا که مجبورم نوعی از زندگی را تجربه کنم که تاکنون نظیر آن را تجربه نکرده بودم. حمید برای من تنها یک همسر نبود بلکه یک رفیق و استاد بود و حالا پر کردن جای خالی فردی نظیر او در خانه و آموزشگاه برای من خیلی سخت است. چهل سال بود که صبح ها از خواب بیدار می شدم و از او می پرسیدم حمید جان قهوه می خوری؟ و حال دیگر کسی نیست که به این سوال من جواب بدهد. پر کردن جای خالی او برای من
پرونده مفصل و ویژه "کافه سینما"، برای هفتاد و پنجمین زادروز جان لنون/ گفته ها و تصاویر: بدبینم به جامعه، ...
همشون ایمان داشتم. من به چیزهایی که حضرت مسیح گفت ایمان دارم. به تمام چیزهایی اساسی و ساده ای که در مورد عشق و خوبی گفت ایمان دارم ولی نه اون چیزهایی که مردم درباره گفته های حضرت مسیح می گن. - به معجزه و حضرت مسیح ایمان ندارم. به بودا و الویس اعتقادی ندارم. به بیتلز هم ایمان ندارم. درباره ازدواج با یوکو اونو - خیلی رمانتیک بود. همش توی ترانه The Ballad of John and
متن کامل سخنرانی جنجالی روح الله حسینیان درباره قتل های زنجیره ای
وظیفه خودمان را نشناسیم و دست روی دست بگذاریم و به آگاهی دادن که بزرگ ترین وظیفه و رسالت طلبه های امروز در سطح جامعه است، نپردازیم. چون وقت نیست من عذرخواهی می کنم. به نماز هم می خواهیم برسیم. از این که زیاد صحبت کردم و می دانم که سؤال هم باقی است. امیدوار هستم که در سال درسی آینده در مدرسه شهیدین خدمتتان برسیم و آنجا وقت بیش تری باشد که در خدمتتان استفاده خواهیم کرد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. پارسینه/
مدادم را تا به یک سانتی نمی رسید دور نمی انداختم
دوشم سنگینی می کند. عارضم به خدمتتان که بهروز نقش خیلی خاطره انگیزی بود. 2 سال با او زندگی کردم و بعد از اتمامش هم دلم خیلی برایش تنگ می شد و مدت خیلی زیادی طول کشید تا توانستم از خودم جدا و فراموشش کنم. آنقدر در قالب نقش رفته بودم که مدت ها همان طور حرف می زدم. به دلیل این که بهروز هم تیپ بود هم شخصیت، مجبور بودم که صداسازی کنم که این صداسازی تا مدت ها همراه من بود تا بتوانم کم کم پرونده اش