، یکدفعه دو مرد و یک زن وارد اتاق شدند، آنها به سمت شوهرم حمله کردند می خواستند او را بکشند. یکی شان افغان بود که من می شناختمش اما دو نفر دیگر را نمی شناختم آنها شوهرم را با سیم لپ تاپ خفه کردند و اصرار داشتند من هم سیم را بکشم اما من نتوانستم و دو مردی که آنجا بودند سیم را کشیدند و شوهرم را به قتل رساندند چون تهدید شده بودم که اگر حرفی بزنم کشته می شوم، این موضوع را به کسی نگفتم . این
هماهنگی قضایی برای دستگیری وی به آن شهر رفتند. در این مرحله کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی پس از جستجوی فراوان، دیروز وارد مخفیگاه این مرد شدند و او را پیش از آن که فرصتی برای فرار پیدا کند، دستگیر کردند. سرهنگ رضا زارعی، رئیس پلیس آگاهی استان همدان در این باره به جام جم گفت: مرد راننده که تنها مظنون در این پرونده است، اکنون بازداشت شده و قرار است به زودی با انتقال به پلیس آگاهی همدان مورد بازجویی قرار گیرد. ======================== مهر
/> شرق درخواست کمک برای نجات از چوبه دار مردم سالاری کشف 85 درصد از پرونده ها در حوزه فضای مجازی اعتماد نجات راننده از مرگ حتمی در تصادف فرهیختگان دستگیری مرد مسلح در همدان آرمان تاکسی جان عابر پیاده را گرفت جوان مصرف کننده شیشه آماده ارتکاب قتل است آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید
پسرهای بزرگ ترشانف یک دختر از خانواده ما بگیرند. هیچ یک از پسرهایشان در آن موقع روحانی نبودند تا اینکه نهایتا، نوبت به حاج آقا رسید و برای خواستگاری بنده آمدند. شاید یازده سال و سه چهار ماه داشتم! دو سه ماه از کلاس ششم ام گذشته بود که خواستگاری کردند و آن موقع از نظرعلاقه به درس و سن کمی که داشتم، به شدت مخالف بودم. مخصوصاً اینکه فکر می کردم ممکن است مرا به قم ببرند و البته پدرم شرط کرده بودند که مرا
اینکه چند روز پیش مادر مقتول به دادسرای جنایی تهران رفت و اعلام گذشت کرد. این زن گفت مرضیه پسرم را در خیابان به قتل رساند. از کاری که او کرده بود به شدت ناراحت و عصبانی بودم، به همین دلیل نیز در دادگاه برای او درخواست قصاص کردم؛ اما چند شب پیش پسرم به خوابم آمد و به من گفت قاتل را به احترام ایام محرم ببخشم. من نیز تصمیم گرفتم همین کار را انجام بدهم . بعد از اعلام گذشت از سوی ولی دم مقتول، پرونده وارد مرحله تازه ای شد و اکنون مرضیه در زندان منتظر است تا بار دیگر به دادگاه فراخوانده و این دفعه به دلیل جنبه عمومی جرم محاکمه شود. ...
پرونده مرگ مرموز تاجر چای ایران با اعلام گذشت شاکیان بسته شد. به گزارش جوان، رسیدگی به این پرونده از سال 92 با شکایت مردی درباره مرگ مشکوک دایی اش از سوی کارآگاهان جنایی پایتخت به جریان افتاد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من و هشت برادر و خواهرم در پاکستان زندگی می کنیم اما دایی ام معروف به کانجی که از تاجرها و سرمایه داران معروف ایران است در تهران زندگی می کرد. او زن و بچه ای
/> تهران رمزگشایی از مرگ سرمایه دار بزرگ ایرانی در تهران محمدحسین کانجی 85 ساله تاجر مشهور چای و کنف سال 89 با همسر و پسر ناتنی اش برای سرکشی به یکی از هتل های خود راهی مشهد شد که دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد. تشخیص پزشکان این بود که خانواده کانجی می توانستند بلافاصله پس از سکته او را به بیمارستان انتقال دهند، اما این کار با تأخیر انجام گرفت و کانجی به کما رفت
این در حالی بود که این زن چند فرزند داشت و پسرجوانش در امریکا زندگی می کرد. پس از ازدواج بود که پسرش از امریکا به ایران بازگشت و تحت حمایت جدی کانجی قرار گرفت. این مرد که در غربت شرایط سختی را می گذراند در شرکت پدرخوانده اش اختیاراتی گرفت. بازپرس در تحقیق از شاهدان و مطلعان پی برد در زمان مرگ کانجی، همسر و پسرخوانده اش در سفر مشهد بودند و تنها عروس خانواده در خانه حضور داشته است.
. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، متهم خودش را به پلیس معرفی کرد. وی گفت: از یک سال و نیم قبل با شوهرم اختلاف پیدا کردم و از هم جدا زندگی می کردیم. او پس از اینکه مچ پایش را از دست داد، بداخلاق شد و سر کار نمی رفت، همین موضوع باعث اختلاف ما شد. من از او شکایت کردم و درخواست طلاق دادم اما بهرام مرا طلاق نمی داد و مرا بلاتکلیف گذاشته بود. سه روز قبل از حادثه با هم به شورای