سایر منابع:
سایر خبرها
وقتی اژه ای درباره همه چیز توضیح می دهد و ...
احتمال فاسد شدن داشت و به همین دلیل از سوی دادگاه برای فروش سریع آن دستور صادر شد و بازهم در تکاپو هستیم فعلا اموال برگردد اما اموالی که وجود دارد کمتر از میزان طلب است. دستگاه قضایی از اعدام افراد به هیچ وجه خشنود نیست محسنی اژه ای در ادامه به موضوع اجرای علنی احکام در چند روز گذشته در برخی از شهرهای کشور اشاره کرد و گفت: طی روزهای گذشته حکم 3 نفر در فارس، 2 نفر در همدان و یک نفر در قم در ملاء
جشنواره فیلم فجر ایستگاه سی و سوم را پشت سر گذاشت
خود به سخنرانی پرداخت و گفت: امیرحسین عسگری هم که جایزه اش را مدیون همراهی سلطان خراسان می دانست گفت: می خواستم اعتبار این جایزه را به گروه ساخت فیلم و افتخار این سیمرغ را به خانواده ام تقدیم کنم . در ادامه فرشته طائرپور برای اهدای جوایز بخش نگاه نو روی سن آمد و در سخنان خود به نیاز سینماگران از حمایت شدن توسط رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: برخلاف خبرها مبنی بر حضور رئیس جمهور ما از توفیق
مرگ 7 دانش آموز در واژگونی اتوبوس راهیان نور
43 سرنشین اتوبوس اسکانیا از زرند کرمان برای بازدید از مناطق جنگی عازم خوزستان بودند که در 15کیلومتری خط مرزی طلاییه استان خوزستان در جاده فرعی قربانی سرنوشت مرگباری شدند. اتوبوس با سرعتی جنون آمیز در پیچ و خم جاده پیش می رفت که ناگهان کنترل فرمان از دست راننده درآمد و اتوبوس با سرعت زیادی پیچ و تاب خورد و پسرها با وحشت به صندلی ها چسبیدند. چند خودرو رهگذر که این صحنه باورنکردنی را می دیدند همزمان
متهم در دادگاه: مست بودم، قهرمان وزنه برداری را کشتم !
روزنامه شرق:در این درگیری که به خاطر دختری به نام نیوشا اتفاق افتاده بود، یعقوب محبوب وند قهرمان چندین دوره وزنه برداری کشوری که بیش از صد مدال به دست آورده بود چند روز بعد از قتل روح الله داداشی مقابل خانه اش در شهریار با ضربه قمه جوانی مست به نام شاهین از پا درآمد. در ابتدای جلسه محاکمه که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، علی عطار نماینده دادستان در توضیح کیفر خواست گفت: شاهین
تجاوز به عنف؛ بار دیگر در تهران
سرقت و در حالیکه در زمان تشریح موضوع همچنان نشانه های ترس و وحشت در سخنانش وجود داشت ، به کارآگاهان گفت : "در ساعت 20:00 مورخه 01/10/1389 از محل کارم در باغ فردوس خارج شدم و چون عجله خیلی زیادی داشتم به عنوان مسافر سوار یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ ، با سه سرنشین جوان ، شدم ؛ در نزدیکی میان تجریش بود که از راننده درخواست کردم که در کنار خیابان پیاده شوم که ناگهان نفر عقب دهان و گردن مرا گرفت و
ازدواجی که جانباز 60 ساله را جوان کرد+عکس
برخی هم خودم راضی نبودم به جز چند مورد که یکی از آنها هم جانباز بود که متاسفانه قبل از مراسم خواستگاری رسمی در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داد. بعد به واسطه یکی از دوستانم با عباس آقا آشنا شدم.آیا پدرتان از این وصلت رضایت داشت؟ پدرم خیلی روی ازدواج مجدد من حساس بود. یادم هست یکبار خواستگار 60 ساله داشتم که وقتی موضوع را به پدرم گفتم در حال رانندگی آنقدر عصبانی شد که داشت فرمان ماشین را از
این خانم از دزد خانه اش فیلمبرداری کرده است
، دزد، به سوی من می دود. خیلی ترسیدم و پا به فرار گذاشتم تا این که هنوز چند صدمتری نرفته بودم که نفسم تنگ شد و روی زمین نشستم و همسایه ها که نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است دورم حلقه زدند و این زن به دروغ به آنان می گفت من دزد هستم.وی در ادامه افزود: من دزدی نکرده ام که بخواهم بازداشت شوم. اگر من داخل خانه دستگیر می شدم حق با زن جوان بود ولی من داخل کوچه بودم و هیچ سرقتی انجام نداده ام و تصمیمی نیز
سایه شیطان بر سر 15 زن
ها لب به اعتراف گشود. وی همچنین گفت: قرار بود چند روز دیگر ازدواج کنم که ... بازپرس کوهپایه رئیس شعبه دوم دادسرای ورامین با اشاره به این خبر گفت: متهم که دارای یک فقره سرقت به عنف خودرو نیز می باشد. از 15 ماه قبل اقدامات مجرمانه اش را آغاز کرده و تاکنون نیز 15 زن با مراجعه به دادسرا شناسایی اش کرده و علیه او شکایت کرده اند. وی افزود: پسر تبهکار علاوه بر ورامین در شریف آباد، پیشوا و پاکدشت نیز
اعدام برای متهم تجاوز به 10 زن
مسافر است اما وقتی آنها از مسیر منحرف شدند متوجه شدم همدست هستند. آنها مرا به بیابانی بردند و مجبورم کردند مواد بکشم بعد خودشان هم مواد کشیدند و من را مورد آزار جنسی قرار دادند. سپس دارایی ام را سرقت و در بیابان رهایم کردند. در حالی که پلیس تحقیقات خود را برای شناسایی دو مرد پرایدسوار آغاز کرده بود چند زن دیگر هم به ماموران مراجعه کردند و شکایتی مبنی بر تجاوز و سرقت اموال به پلیس ارایه دادند. شیوه
مرگ، هدیه دوست قدیمی بود!
بوی تعفن حکایت از آن داشت چند روزی از مرگ زن 54 ساله می گذرد و فرد یا افرادی که فریبا را کشته اند برای سرقت به خانه او رفته بودند، چراکه علاوه بر چهار میلیارد تومان پول نقد ، میلیاردها تومان طلا هم از خانه این زن سرقت شده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی بررسی های پلیسی ادامه یافت و فاش شد مقتول آرایشگری بود که به جز ایران در ژاپن و چند کشور دیگر آموزش آرایشگری می داد و یکی از دخترانش هم در ژاپن
مروری بر مهمترین اخبار اجتماعی چهارشنبه
بزرگ گفت: تمامی محدودیت های تردد ممنوع و توقف ممنوع در طول خیابان آزادی و خیابان های منتهی به آن اجرا شده است. ترافیک سنگین در سه محور کشور / بارش برف و باران در 12 استان کشور رئیس پلیس مرکز کنترل ترافیک راه های کشور به تشریح آخرین وضعیت راه های مواصلاتی کشور پرداخت. شوهرم دائم مرا به طلاق تهدید می کند زن جوان وقتی دید که شوهرش مرتب او را تهدید می کند که طلاقش می دهد
ترجمه آثار کردی نباید تنها محدود به زبان فارسی باشند
ترانسترومر را بستم . در پروژه ی ترجمه من با ایشان ارتباط مستقیمی برقرار کردم البته چند سال پیش سکته کردند و همین باعث معلولیت ترانسترومر شد به خاطر همین بیشتر کارهای مکاتبه ای ایشان را همسرش خانم " مونیکا ترانسترومر " انجام میدهد. و ارتباط من هم از طریق یک دوست مشترک شروع شد، ایشان رهبر ارکستر دانمارک آقای "هانس هنریک نوردستروم "هستند که دانمارکی الاصل اند و از دوستان نزدیک ترانسترومر هم هستند، و
جنایتی با 2 قربانی
/> زندگی راضیه در تمام آن سال ها پرتلاطم بود. زن متهم به قتل در صحبت هایش از برخورد های فیزیکی شوهرش می گوید و هنوز هم وقتی یاد آن روزها می افتد، عصبانی می شود: بار چندم بود که کتکم می زد. گفتم بیا جدا شویم. دوباره به خانه مادرم رفتم، اما نشد طلاق بگیریم. او با خانواده اش برای آشتی آمد و اینطور بود که دوباره برگشتم. زندگی سختی داشتم. وقتی باردار شدم، شوهرم بیشتر مراعات می کرد. بچه را خیلی دوست داشتم به
رمزگشایی از چهره مرموز دولت احمدی نژاد
گویا در دورانی که رحیم مشایی معاون اول احمدی نژاد در ریاست جمهوری بود، مردم مشاکلایه پلاکاردهایی برای تبریک به او و خانواده اش در خیابان ها نصب کرده بودند اما بعد از حذف او دیگر نشانه ای در خیابان ها باقی نماند. یکی از اهالی محله که درخواست می کند هویتش پنهان بماند، می گوید: در سال های ابتدای انقلاب آقای رحیم مشایی در دادگاه انقلاب رامسر بودند. آن روزها ضدانقلاب های زیادی دادگاهی شدند. 12 نفر از
حفظ قرآن، شرط بخشش قاتل والدین
تایید کرد. با این وجود پلیس به پسر جوان ظنین شد تا اینکه او بعد از چند جلسه بازجویی به قتل اقرار کرد و گفت: من از بچگی در خواب حرف می زدم اما چند سالی است که خوابگرد شده ام. شب حادثه نیز وقتی خواب بودم، راه افتادم، سلاحی را که در خانه داشتیم برداشتم و صدا خفه کن را به آن وصل کردم بعد به پدر و مادرم شلیک کردم و به سمت در خروجی رفتم. موقع بیدار شدن از خواب متوجه شدم چه کرده ام. ادعای این جوان واقعی به
قتل نادانسته
پسری بود که در نوجوانی مرتکب قتل شده و قتل هم اتفاقی بود. بعد از اینکه پرونده با سرانجامی خوش پایان یافت، در راه برگشت به تهران بودم که زنی جوان با من تماس گرفت و گفت از زندان سپیدار اهواز زنگ می زند. یکی از مسوولان زندان چون می دانست روی پرونده هایی که متهمان آن کمتر از 18سال هستند حساس هستم و با جدیت زیادی این پرونده ها را دنبال می کنم، شماره مرا به آن زن داده بود. آن زن خودش را معرفی کرد و گفت
قتل کودکی با والدین معتاد
گفتند کودک به کما رفته است. در ادامه تحقیقات معلوم شد پدرومادر جمیله به ماده مخدر شیشه اعتیاد دارند و به همین دلیل کودک نزد مادربزرگش زندگی می کرده. بازپرس جنایی بعد از بررسی اظهارات متهم و مدارکی که در پرونده موجود بود، مرضیه را در قتل عمد مجرم شناخت سپس برای این زن کیفرخواست صادر و او در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. اولیای دم در جلسه محاکمه خواستار قصاص مرضیه شدند اما وقتی نوبت به
مرد 2 زنه کارش به جنایت رسید
صورت گرفت و مرد میانسال سرانجام به قتل همسرش اعتراف کرد. او در رابطه با انگیزه جنایت گفت: چند سال قبل با منصوره ازدواج کردم، او همسر دومم بود و تصور می کردم زندگی با او برایم آرامش داشته باشد. اما هر روز باهم دعوا داشتیم. درگیری من و منصوره ادامه داشت تا اینکه روز حادثه باهم درگیر شدیم. از کوره در رفتم و با چوب دستی که گوشه حیاط خانه مان بود، چندین ضربه به سر منصوره وارد کردم. بعد از لحظاتی متوجه
عامل تجاوز به زنان خانه دار در ملاء عام اعدام می شود
جوان را تحت نظر می گرفت و بعد مرتکب جرم می شد. او گفت: چند روز قبل از اینکه به سراغ زن مورد نظرم بروم خانه را تحت نظر می گرفتم و متوجه می شدم چه زمانی زن جوان در منزل تنهاست و وقتی از ساعات تنهایی طعمه ام مطمئن می شدم خودم را مامور شهرداری معرفی می کردم و وارد خانه می شدم. بعد هم زنان جوان را مورد تجاوز قرار می دادم و با به دست آوردن شماره آنها از این زنان اخاذی می کردم ضمن اینکه هنگام حضور در خانه
همسر اولم مرا از مرگ نجات داد
دانم خیلی نامرد هستم که با دختری تا این حد معصوم چنین کردم و حالا پشیمان هستم. وقتی اولیای دم می خواستند مرا ببخشند گفتند یادت باشد که فقط به خاطر همسرت این کار را می کنیم. هیچ وقت تا این حد احساس دین نداشته ام حالا هم از شما خواهش می کنم به خاطر زنم مرا ببخشید. او بسیار جوان است هنوز به خانه بخت نرفته قول می دهم بعد از این مرد زندگی باشم و همه محبت های زنم را جبران کنم. متهم سپس لوح
محاصره عامل دوئل مرگبار در مخفیگاه مرزی
اطلاعی نداشت با اطلاع از این ماجرا گفت: آن شب در پارک بودم که اشکان با من تماس گرفت و گفت چند نفر به دنبال خرید مواد گل هستند و به این بهانه نشانی پارک و مشخصات مرا به آنها داده است. پس از دقایقی چند جوان به بهانه خرید گل به من مراجعه کرده اما اقدام به زورگیری پول ها و گوشی تلفن همراهم کردند. در همین زمان موفق به شناسایی یکی از آنها به نام شایان شدم که همین موضوع زمینه دوستی ما با هم شد و
قتل همسر با نقاب خفاش شب!
در آورده است. متهم در خصوص چگونگی و انگیزه قتل همسرش گفت در 14 سال زندگی مشترک همیشه به خاطر بدخلقی های همسرش با هم اختلاف داشتند و سر موضوعات بی اهمیت مدام باهم بگو مگو و مشاجره داشتند. وی ادامه داد: روز 12 خرداد93 داخل خودروی پرایدم در بلوار طبرسی آمل در حالی که در حال حرکت بودم بر سر موضوع جزئی با هم مشاجره کردیم. وی افزود: با یک ضربه مشت به نقطه گیجگاهی سرش او را بی هوش کردم، سپس همسرم را به
حرف های شهرام جزایری، پس از زندان
ششم و تقابل های سیاسی - جناحی به شدت آن دوران در کار نبود آیا داستان او هم طور دیگری رقم می خورد؟ تنها عایدی مجلس ششم برای من حبس بود. من البته صالح نیستم برای قضاوت اینکه موضوع چه بود؟ آیا دعوا و درگیری بود؟ البته من هم کوتاه نیامدم اگر با... صلح می کردم همان وقت ها آزاد می شدم. اما ورود او به مجلس چگونه بود؟ به والله از طریق نماینده های اصولگرا بود. چطور شد که او را راستی ها وارد مجلس کردند اما
بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر
خواست که چند لحظه سکوت کنند تا باران کوثری آرامش خود را بیابد. او گفت همین که در لیست نامزدها اسم خانم معتمدآریا و گلاب آدینه هست برای من یک دنیا می ارزد. او افزود: من همیشه جایزه هایم را به پدر و مادرم تقدیم می کنم نه به این دلیل که دختر شما هستم بلکه به خاطر صبر و تحمل تان در تمام آن دو سال خانه نشینی که همه بداخلاقی های مرا تحمل کردید. من تا ابد افتخار می کنم که اسمم زیر سایه اسم
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
او رفتم با چشمان سرخ به من گفت: حالم خوب نیست! زیرا سه سال است دارم یک شخصیت و آدمی به نام حاج کاظم می سازم و بعد در موقعیت دیگر داوود روبان قرمز شد و در موقعیت دیگر مرتضی راشد شد و بعد من او را کشتم! حالا نمی دانم چه کنم؟ بعد از این موضوع خاک سرخ مطرح شد که من گفتم سریال کار نمی کنم و به او چند بازیگر را برای کار معرفی کردم ولی او بعد از چند روز زنگ زد و گفت نمی توانم بدون تو کار کنم و با این آدم
ساختمان نیمه کاره و معمای قتل دختر جوان ...
متهم به قتل کردند. آنها درباره اینکه جسد دختر جوان را چه کردند، مدعی شدند احمد جنازه را داخل گونی گذاشت و در خودرو حمل زباله انداخت. پلیس تحقیقات زیادی برای کشف جسد دختر جوان انجام داد اما همه این تجسس ها بی نتیجه ماند. بعد از پایان جلسات بازجویی و تکمیل پرونده، متهمان با صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شدند. روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از
روحانی هم گاهی به عصبانیت نیاز دارد
آدمی دوراندیش تر، نکته سنج تر؛ به نظر اخلاقی تر و متعادل تر خواهد بود. یعنی شما تدبیر و امید را مقدم بر اعتدال می دانید؟ البته چنین است یعنی آدمی با تدبیر و نظرورزی و عاقبت سنجی می تواند عواطف و احساسات خود را کنترل کند و نمی توان انسان بی تدبیری را تصور کرد که بتواند زندگی آگاهانه متعادلی داشته باشد به خاطر همین، بیشتر تندروها آدمیان سرکش از عواطف آنها به محض تحریک، تجلی می کند و بعد از آنکه
از انداختن خرس به جان دختران تا قتل به وسیله ی شیرهای گرسنه
این رو با برقراری حکومت نظامی، شاه وی را دستگیر و به زندان ارتش منتقل نمود. اشرف به شدت از دست شیرازی ناراحت بود؛ زیرا وی او را علناً تحقیر نموده بود. به همین خاطر، اشرف در پی انتقام بود. او آن قدر به گوش شاه خواند که بالاخره او متقاعد شد که شیرازی حتی مستحق محاکمه نیز نمی باشد. چند روز بعد، روزنامه ها خبر مرگ تصادفی شیرازی در یک آتش سوزی در زندان را منتشر نمودند. به گزارش
پدری دخترش را در صحرا سوزاند و دفن کرد!
ازدواج کرده، در ادامه افزود: پس از آن تاریخ دیگر ساره را ندیدم و فهمیدم که شوهرم وی را به صحرای "ناهل" برده و وی را آتش زده و دفن کرده است. این زن سعودی تاکید کرد: ساره هنگامی که پدرش برای کشتن وی آماده می شده از او پرسیده:"چرا مرا می کشی"، که پدرش نیز جواب داده است: "تو اعصاب مرا پریشان کرده ای". خاطرنشان می شود هم اکنون با توجه به شکایت مادر ساره تحقیقات در این زمینه به صورت سری توسط مقامات قضایی سعودی آغاز شده است.
شاهد زنده از وقایع انقلاب در قم می گوید؛ از فیگارو تا بی بی سی
نفر کشته شدند و فردا تشییع جنازه است . فردا صبح همه برای تشییع جنازه می رفتند، زن و مرد، پیر و جوان همه با هم متحد بودند. آن روز ها در اطراف حرم حضرت معصومه (س) هم نمی شد تشییع جنازه برگزار کرد چه برسد داخل حرم. مردم همه در میدان کهنه که اسم قدیم خیابان آذر بود جمع می شدند، در آن محل مسجد جامع یا همان مسجد جمعه بود که آیت الله بروجردی در آنجا نماز می خواند و مردم همه آنجا جمع می شدند