سایر منابع:
سایر خبرها
مداحی، اشعار و مقتل روز ششم محرم حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام
، عموی من حسین بن علی بن ابیطالب است. ابن فضیل ازدی چنان بر فرقش زد که سرش را شکافت و او با صورت به زمین افتاد و فریاد زد: عمو جان، به دادم برس. امام حسین (علیه السلام) مانند باز شکاری از اوج، به کنار او فرود آمد و همچون شیر خشمگین بر دشمنان حمله ور شد، شمیشری بر ابن فضیل زد که دست سپر شده او از آرنج جدا شد، ابن فضیل چنان فریادی زد که همه لشکر شنیدند و برای نجاتش تاختند که باعث شد بدن
این دل شده هیأت اباعبدالله(31) / مردن به زیر پای تو أحلی من العسل
/> باید خبرت را ز سم اسب بگیرم جای دگر انگار ز جسمت خبری نیست گفتم که سرت را سر زانو بگذارم افسوس که دیر آمدم این جا و سری نیست حسن لطفی ای عمو پاره پاره شد بدنم زرهم گشته زخم های تنم منم آن یوسفی که گردیده بدنم پاره تر ز پیرهنم سیزده سال آرزو دارم روی دست تو دست و پا بزنم از دم تیغ دوست خوردم آب که عسل جاری است از دهنم
اشعار شب ششم محرم؛ قاسم بن الحسن(ع)
ولی سنگ سرت میریزد دور تا دور تو خار است گلم زود بیا پای این منظره قلب پدرت میریزد ناله ات را که شنیدم نفسم بند آمد.. دیدم ای وای تن محتضرت میریزد بکشم روی زمین پیکر تو میپاشد! ببرم بر سر دوشم کمرت میریزد! کاش میشد به عبایی ببرم جسمت را دست سویت ببرم بیشترت میریزد شاخ شمشاد من از سم فرس سرو شدی
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
/> زیب عرش خدا پور حیدر با غم و عشق تو آشنایم من چو مجنون صحرا نوردم آشنا با غم و رنج و دردم تا فدای وفای تو گردم در رثایت سخن می سرایم گشته ام تا به مهر تو پای بند گر جدا گردَدَم بند از بند نگسلم از تو یک لحظه پیوند ای شهید سر از تن جدایم یا حسین جان عالم فدایت جان به قربان مهر و وفایت بین که (مردانی ) با وفایت اشک خون ریزد از دیده هایم حق به
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
/> مگر که زنده نباشم که در دل گودال اجازهء زدنت را به کوفیان بدهم من آمدم که شوم حائل تو با عمه مباد فرصت دیدن به عمه جان بدهم عمو ببین شده دستم ز پوست آویزان جدا شود چو علمدار اگر تکان بدهم کسی ندیده به گودال آنچه من دیدم عمو خدا نکند من ز دستتان بدهم صدای مرکب و نعل جدید می آید عمو چگونه خبر را به استخوان بدهم
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
/> تازه وقت کلوخ و سنگ شده تو نفس می زنی هنوز اما سر پیراهن تو جنگ شده آی نامرد بی حیا بس کن جان من رابگیر عمو را نه تیغ از حنجر عمو بردار دست من را ببر گلو را نه روی زانو نشست حرمله، باز دلم از خنده های تلخش سوخت تن من از تنت جدا شده بود تیر او آمد و مرا به تو دوخت مسعود اصلانی
اشعار ویژه شب پنجم محرم _عبدالله بن الحسن(ع)
هنوز اما سر پیراهن تو جنگ شده آی نامرد بی حیا بس کن جان من رابگیر عمو را نه تیغ از حنجر عمو بردار دست من را ببر گلو را نه روی زانو نشست حرمله، باز دلم از خنده های تلخش سوخت تن من از تنت جدا شده بود تیر او آمد و مرا به تو دوخت مسعود اصلانی : سر می نهد تمام فلک زیر پای او
به هنگام پیری مرانم ز پیش
نشسته ام برای معرفی حضرت عباس(ع) به نوجوانان و جوانان کافی است بگوییم امام حسین(ع) نگاهی به عباس کردند و گفتند: جانم به قربانت. سیدالشهدا(ع) در کربلا نگاهشان که به بدن عباس(ع) افتاد فرمودند: عباس! کمر حسین شکست. به قول آقای انسانی دو دستم شد یکی قاب در آن یک عکس کوچک بود/ به من لبخند زد غنچه با لب های خشکیده/ به دور خیمه ای گشتم که در آن خیمه زینب بود/ منم ماهی که شب دور سر خورشید گردیده/ جدا دست و دو
این دل شده هیأت اباعبدالله(32)/دستش به دست زینب و میخواست جان دهد
وارث: دستش به دست زینب و میخواست جان دهد میخواست پیش عمه عمو را صدا زند می دید آمده ببردسهم خویش را بیگانه ای که زخم بر آن آشنا زند سنگی رسید بوسه به پیشانی اش دهد دستی رسیده چنگ به سمت عبا زند در بین ازدهام حرامی و نیزه دار درمانده بود حرمله تیرش کجا زند از بس که جا نبود در انبوه زخمها
اشعار شب چهارم محرم؛ دو طفلان حضرت زینب(س)
لشگر بیشتر گفت زینب یا اخی من حق مهمانی دهم دوست دارم در ره عشقت دو قربانی دهم من به درگاه تو سوز و آه آوردم حسین با امیدی رو به این درگاه آوردم حسین بین سپاه خویش را همراه آوردم حسین هستی خود را به لشگرگاه آوردم حسین میوۀ دل نذر کردم بهر این مهمانی اَت پارۀ جان پروراندم تا شود قربانی اَت نو غلامانم اگر شمشیر گردانی کنند
دو نگین انگشتر تنها یادگار پدر و مادر شهیدم/سفارش یک شهید به فرزندی که هرگز او را ندید
نه دوستدار تو بلکه عاشق توام... تو هم اگر مرا دوست داری حجابت را حفظ کن... به جان بابا قسم که من عاشق بابایم... جهیزیه جهیزیه اش آماده شده بود. مامان یک عکس قاب گرفته از بابا را آورد و داد دستم. گفت: بیا مادر! اینو بذار روی وسایلت گفتم: قربونت، دنبالش می گشتم. مامان به شوخی گفت: بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و
دستفروشی در تهران شغلی کاذب اما پر درآمد
ساعت 10:30دقیقه صبح است و برخلاف همیشه که بازار بزرگ تهران مملو از جمعیت دستفروشان بود اکنون به جز تعداد اندکی دستفروش که بساط پهن کرده یا اجناس خود را روی دست گرفته خبری از دیگر دستفروشان بازار نیست. به گزارش ایرنا، به نظر می رسد همانطور که سازمان شهرداری تهران خبر ساماندهی دستفروشان را در طرح انضباط شهری منطقه 12 تهران اعلام کرده آنان ساماندهی و در مکان دیگری مستقر شده اند. اما
سازگار وژولیده وصرافان ودین پرور وانسانی وموید وحسان وسهرابی وشفق ودیگرشاعران وسوم محرم
امشب که با تو انس به ویران گرفته ام ویرانه را به جای گلستان گرفته ام امشب شب مبارک قدر است و من تو را بر روی دست خویش چو قرآن گرفته ام پاداش تشنه کامی و اجر گرسنگی گل بوسه ایست کز لب عطشان گرفته ام از بس که پابرهنه به صحرا دویده ام یک باغ گل زخار مغیلان گرفته ام از میزبانی ام خجلم سفره ام تهی ست نان نیست جان زمقدم مهمان