انتخاب شدی؟ پدر: یک روز امیر آمد و به من گفت بابا من را می خواهند در فیلم بازی بدهند. امیر: من از بازیگری فقط شهرتش را می دانستم. با هیجان به پدر گفتم می خواهم یک فیلم بازی کنم. تئاتر نیست که در مدرسه باشد، یک فیلم بین المللی است. پدرم شوخی کرد و حرفهایم را باور نمی کرد. جمله ای را به شوخی به من گفت. چه جمله ای بود؟ پدر: گفتم حتما فیلم گاوی در مزرعه است و
می خواست رخسار پسر بوسد/ ولی چون شرم مانع بود از آن صرف نظر می کرد/ از آن رو بود تا لب بر لبش بگذاشت دیدن داشت/ یکی ای کاش بود آنجا و زینب را خبر می کرد ، ای پسر، من پدر پیر توام/ پدر پیر و زمین گیر توام/ سخنی گوی و دلم را خوش کن/ تو که آتش زده ای خاموش کن/ سپه کوفه و شام اِستاده/ به تماشای شه و شهزاده/ شه به روی پسرش افتاده/ همه گفتند حسین جان داده آخرین جمله امام حسین (ع) بالای سر علی اکبر (ع
تنبیه کرد و می گفت نیکبخت این خطا را به دلیل تعصب به تیمش انجام داده است. 16. صحنه های قالپاق دزدی در فیلم شاپور قریب به نام ممل آمریکایی در روز 16 شهریور 52 و در پارکینگ استادیوم آزادی فیلمبرداری شده، در حالی که در هنگام تدوین فیلم به خاطر کیفیت پایین نگاتیوها، خاچیکیان آنها را به دور ریخت و صحنه های جام ملت های 1968 آسیا در 5 سال قبل را جای بازی گذاشت و کمتر کسی متوجه شد که پارکینگ
/> تو ماندی و کبوتر رفت کوفه تو را کشتند و خواهر رفت کوفه خودم در راه و معجر رفت کوفه چه بهتر زودتر سر رفت کوفه وگرنه دردها می کشت مارا نگاه مردها می کشت ما را بهاری داشتم اما خزان شد قدی که داشتم بی تو کمان شد عقیق تو به دست ساربان شد طلای من نصیب کوفیان شد خبر داری مرا بازار بردند