اباالفضل چه کرده ایم و از او چه ساخته ایم. این شده حرف مذهبی که هنگام خاموشی و روشنی چراغ صلوات بفرستند و تنها تفاوت مذهبی ها با غیر مذهبی ها این است که آن ها صلوات نمی فرستند. ما در روز همه کار می کنیم و پیش خود می گویند مهم نیست چه کردی، در جامعه خود هر طور می خواهی زندگی کن فقط یک متر قبر در حرم امام رضا برای خودت دست و پا کن، آیا مردم فکر می کنند در عمر خود هر غلطی کردند بعد از مرگ
جای مطالعه از رسانه ها، احساس کنند. گمشده دولت کماکان کار است و فقدان احساس تعلق به حوزه سیاست داخلی همراه با پرهیز جدی از مواجهه با واقعیات جامعه ایرانی از محبوبیت روحانی قربانی می گیرد! آیا نیازهای مردم را می توان در رسانه های خارجی جست وجو کرد؟! آیا به امید موفقیت قریب الوقوع در فانتزی های سیاست خارجی می توان کار و تلاش و مدیریت جهادی را بایگانی کرد؟ *کیهان برخی از تصمیم
سابقه فعالیت حزبی را چون احزاب هنوز نقش خیلی پررنگ و موثری را در زندگی سیاسی ما ندارند، نداریم. اگر یک نفر 10سال فعالیت حزبی کرده و کارنامه مؤثری از خود ارائه داده دیگر نوبت به مجادله بر سر نقش اصل برائت نمی رسد، بیشتر در مورد اشخاصی که از آنها سوابق روشنی نداریم و جست وجوها به ما کمک نمی کنند مسأله قابل طرح است. در این مورد هم اصل برائت مورد قبول همه است، قانون اساسی آن را مورد پذیرش
: مسایل سیاسی نبود. چون شهرداری مال مردم و در تماس مستقیم با مردم است، کوچک ترین نابسامانی ای باعث شکایت می شود. همه این مشکلات همزمان با جنگ و ورود مهاجران به تهران بود و مساله ساخت وسازهای غیرمجاز مشکلات زیادی ایجاد می کرد. مثلا در آن زمان حاکم شرع زمین هایی را در سعادت آباد بدون سند و تعیین مالکیت تقسیم کرد و روی یک تکه کاغذ دست مردم داد. مردمی که طرف این تقسیم بندی بودند اکثرا از خانواده هایی
متعددی رخ داد و در یکی از اولین جنگ ها (یعنی جنگ احد) منافقان از میان بسیجیهای زمان پیامبر یارگیری کردند! در جنگ احد پیامبر و اصحابشان که برای جنگ حرکت کردند حدود نهصد نفر بودند. عبداله ابن ابی که بعد ها به رئیس منافقین معروف شد، با حرفهایی که زد حدود سیصد نفر از اینهایی که برای جهاد از مدینه خارج شده بودند را برگرداند؛ و ای کاش که فقط برمی گرداند؛ بلکه در مسیر برگشت تعابیری درباره پیامبر (ص) به کار
/> مشروح گزارش رادیوفرانسه، در سطرهای زیرین از منظرتان می گذرد: نشانه های بازگشت دین به جوامع سوسیالیستی پیشین به ویژه روسیه را ناظران کنجکاو از سال ها پیش می دیدند، اما پیوند تنگاتنگ میان کلیسای ارتدوکس و قدرت سیاسی را به گونه ای که در روسیۀ امروز می بینیم، کسی پیش بینی نمی کرد. رهبران کرملین و مقامات دینی ارتدوکس این پیوند را هم برای ادارۀ امور داخلی روسیه و هم برای تعمیق
برجا بماند تا مردم احساس راحتی نکنند و این زخم همچان بماند که فشار افکار عمومی بر روی مقاومت استمرار داشته باشد. نخست وزیر یک نفر را به عنوان مسئول بازسازی مکلف کرده بود و یک هیئت تشکیل داده بودند و این پول ها و بودجه ها داخل این صندوق جمع آوری می شد و اینها می بایست می پرداختند برای بازسازی. اما هیچ کدام از این پول ها نرفت برای بازسازی و مفقود شد و این مسأله سالهای بعد هم به عنوان یک
را گفتم تا تأکید کنم این هیت نشدن کارها، دلایل زیادی دارد. اما یکی از مهم ترین دلایل اش در این عصر و این دوره، نبودِ یک شبکه برای پخش محصولات تصویریِ مُجازِ باکیفیت است. امروز، کار خوب بین انبوه کارهای معمولی گم می شود، اگر تصویر نداشته باشد و این تصویر از رسانه ای همگانی منتشر نشود. سرعت اینترنت هم به گونه ای نیست که تصاویر در قاب کامپیوتر و لپ تاپ و گوشی تلفن همراه، عمومی و فراگیر