سایر منابع:
سایر خبرها
نحوه خواستگاری و ازدواج جالب کوروش تهامی با همسرش!
ها و زمان های فراغت، برای سفر برنامه می چینیم. به نظر ما سفر باعث می شود آدم ها بهتر خودشان را بشناسند و البته دیدن مکان های جدید و زیبا و همینطور برقرار کردن ارتباط با آدم های جدید روحیه هر شخص را عوض می کند و باعث نشاط می شود. پونه یزدانی: سفر باعث ایجاد حس شادی در انسان می شود؛ ضمن اینکه شما می توانید با یک سفر خاطره انگیز خستگی های روحی که به واسطه کار یا روزمرگی سراغ تان آمده از
در برنامه نود چه گذشت؟ + تصاویر
گواردیولا در بایرن خواهد ماند یا خیر، گفت: فقط خود گواردیولا پاسخ این سئوال را می داند. ما دوست داریم که او در بایرن بماند. وی همچنین از پاسخ دادن به سئوالی درباره دعوت نشدن لوتار ماتئوس، گفت: پاسخ های زیادی غیر صادقانه ای وجود دارد که من می توانم به شما بدهم اما اجازه بدهید در اینباره چیزی نگویم. براینتر که خودش را علاقه مند به کسب تجربیات جدید نشان داد، با به کار بردن چند
علاج جان های خسته، هنر است
تاریخی سراغ آن می روند؟ بله؛ ولی مسئله این است که از جنگ شاعر و نقاش بیرون نمی آید. در میان جنگ و خون ریزی کسی نمی تواند شاعر و نقاش شود. آفرینش هنری به آسایش نیاز دارد. پس وظیفه هنر در حوادث تاریخی چیست؟ عالی ترین وظیفه هنر، شفقت و عشق به جهان و آدمیزاد است. این عالی ترین مفهوم وظیفه هنر است اما این عمل در یک گستره تاریخی و در روشی که هنرمند از راه ابزار خود بیان می کند، اتفاق می
اسطوره فوتبال آلمان از تکنیک علی کریمی می گوید که او را شگفت زده کرده بود
. یادم هست یک بار زمانی که من هافبک بودم همه مافعان مصدوم بودند و مربی از من خواست در پست دفاع چپ بازی کنم. همان زمان بود که من در یک پست جدید متولد شدم. به نظرم تصمیم خیلی جالبی بود. جام جهانی 1982 گل زدید اما قهرمان نشدید. اتفاقا بعد از گل خوشحالی هم نکردید. گل زدن در دقیقه 81 فینال جام جهانی وقتی 3-1 عقب هستید اصلا جالب نیست. چرا که شما می دانید بازی را باخته اید و فقط دوست
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای بود. چند
ضمانتی برای اجابت دعای عاقبت به خیری
، کأنّ منتظر بودند که او بیابد. تو می گویی: آقا جان! امبا آقا هم می گویند: جانم! ...، این آقا این قدر مهربان است که غوغا و محشر است. غریب تر از امام زمان کسی نیست. همان طور که الآن نائبش، غریب و تنهاست، بدانید که غریب تر و تنهاتر از نائبش، خود آقاست. چه کسی در عالم، آقا را صدا می زند؟ جز شما جوان های خوب، چه کسی صدا می زند؟! خدا گواه است نمی دانید آقا چقدر شما را دوست دارد. دهان من بسته است و نمی
چند احمدی نژادی در زندان هستند؟/ ظریف در کنار رهبر انقلاب در آمریکا/ تصویری از خواب رسایی در مجلس!/ ...
دیدگاههای خود را مطرح می کنیم و در زمان اجرای تصمیمات مانند سربازان متعهد وارد عمل می شویم و کارها را پیش می بریم. ربیعی در خصوص هدفمندی یارانه ها نیز گفت: در حال حذف افراد غیرنیازمند هستیم و با روش اقدام و اصلاح آن را نجام می دهیم.وزیر تعاون، کار ورفاه اجتماعی با بیان اینکه قانون جامع ساختار نظام رفاه و تأمین اجتماعی در کشور وجود دارد، اظهار داشت: همه برنامه های این حوزه باید متناسب با این قانون سامان
رهبر انقلاب مانیفست رابطه با استکبار را به بهانه برجام صادر کردند/ میرحسین موسوی حاضر نشد بعد از ...
شروع کردیم ولی دیگر هرگز خاتمه دهنده اش نبودیم. می خواستیم دو، سه روز آنجا باشیم و بعد دیدیم که تمام زندگی مان آنجاست. اصلاً زندگی هایمان عوض شد و خیلی از دانشجویان هم در لانه ازدواج کردند. خاطرات زیادی از لانه جاسوسی دارم. افراد، شخصیت ها می آمدند. مرحوم آیت الله منتظری می آمد که آن زمان مواضع خیلی اصولی داشت. *بعد از سه روز می خواستیم لانه را خالی کنیم اما دیگر مردم اجازه نمی دادند
رهبر انقلاب مانیفست رابطه با استکبار را به بهانه برجام صادر کردند - میرحسین موسوی حاضر نشد بعد از ا
دو، سه روز آنجا باشیم و بعد دیدیم که تمام زندگی مان آنجاست. اصلاً زندگی هایمان عوض شد و خیلی از دانشجویان هم در لانه ازدواج کردند. خاطرات زیادی از لانه جاسوسی دارم. افراد، شخصیت ها می آمدند. مرحوم آیت الله منتظری می آمد که آن زمان مواضع خیلی اصولی داشت. *بعد از سه روز می خواستیم لانه را خالی کنیم اما دیگر مردم اجازه نمی دادند بعد از دو، سه روز فکر کردیم که باید لانه را خالی
تاثیر قصه بر رفتار کودکان
حدیث نازاریان / میرملاس : قصه ناب ترین و خالص ترین بخش ادبیات است،چرا که فرد را به دورانی پیش از پیدایش تفاسیر و تعابیر امروزی می برد . قصه ها شادند، سرگرم کننده اند،نمایشی انداما فراتر از همه معرفت را به شکلی دلپذیرمنتقل میکنند.تقریبا همه ی این قصه ها به بایگانی نهانی قلب [...] حدیث نازاریان / میرملاس : قصه ناب ترین و خالص ترین بخش ادبیات است،چرا که فرد را به دورانی پیش از پیدایش تفاسیر و تعابیر امروزی می برد . قصه ها شادند، سرگرم کننده اند،نمایشی انداما فراتر از همه معرفت را به شکلی دلپذیرمنتقل میکنند.تقریبا همه ی این قصه ها به بایگانی نهانی قلب انسان تعلق دارند،نام سراینده شان از یاد رفته،اما پیامش هنوز وجود دارد.بگذارید با طلسمی چهار کلمه ای،از میان سنت ها و افسانه های قاره ها بگذریم.چهار کلمه ای که در کودکی شنیدهایم و هرگز از یاد نخواهیم برد،یکی بود،یکی نبود..... شاید نخستین قصه،قصه آدم و حوا باشد که با فریب شیطان از بهشت خدا رانده شدند.شاید حضرت آدم به عنوان اولین قصه گو،بارها قصه رانده شدن خویش را از بهشت را برای فرزندانش تعریف کرده باشد تا عبرت بگیرند و فریب نخورند.هرچه باشد قصه اززمانی متولد شده است که انسان به وجود آمده و تا زمانی که انسان هست،قصه هم خواهد بود.علاقه به قصه را خداوند در نهاد انسان نهاده است،زیرا خداوندی که از زیر و بم آفریده خود دقیقا آگاه است،در تمام کتابهای آسمانی به زبان قصه سخن گفته است.اهمیت زبان قصه در آخرین معجزه حضرت حق تا بدانجاست که حضرت علی (ع)،گاه در فرموده های خویش قرآن را تمام قصه خوانده اند. به عبارت دیگر،یکی از رویکردهای مهم کتابهای مقدس انجیل و قرآن برای آموزش شیوه های درست زندگی و کشف حقایق استفاده از استعاره ها،حکایت هاو قصه های اقوام و مردمان مختلف است به همین دلیل همواره یکی از عمده ترین و رایج ترین راه های انتقال تجربه و سرگرمی،قصه گویی و گوش سپردن به قصه ها بوده است. مردان و زنان خردمند در روستاها قرن ها از تمثیل و قصه استفاده کرده اند تا به سوالی پاسخ گویند یا موضوع پیچیده ای را توضیح دهند.این بخشی از فرهنگ شفاهی بود و سالمندان با قصه گفتن میتوانستند خرد و حکمت خود را در اختیار دیگران بگذارند .قصه های آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است .قصه یا داستان به نوشته ای گفته میشود که فکر نویسنده ی آن در قالب حکایتی به خواننده عرضه میشود، خواه داستان جنبه ی تخیلی و غیر واقعی داشته باشد خواه واقعیات زندگی با جامه ی تخیل مزین شده ، قصه ابزار بسیار مناسبی برای کمک به رشد کودک است که در صورت غفلت، ضربه های جبران ناپذیری از این راه متوجه کودک خواهد شد. کودکان با شنیدن قصه های نامناسب، جوانانی بیاراده، ترسو و ضعیف النفس خواهند شد. در مقابل قصه های مناسب میتوانند افرادی مسئول، شجاع و با اراده پرورش دهند. قصه میتواند به ایجاد تغییراتی در نگرش نسبت به خود منجر شود؛ زیرا آگاهی نسبت به تجربه های خوشایند و ناخوشایند دیگران، باعث رهایی از درد و رنج و افزایش امید میشود. در دنیای پست مدرن قصه و داستان فضای آزادی برای عمل کردن به حساب می آیند؛ به همان سادگی که داستان فرصتی برای ابتکار عمل دوباره فراهم می آورد، قصه گو نکاتی را در مییابد که در تجربه های شخصی او، در پیوند داستانش با داستان های دیگران و نیز در پیوند داستانش با داستان های بزرگتری از فرهنگ و انسانیت ریشه دارد، درک اینکه همه ما شخصیت هایی در داستان یکدیگر هستیم و این داستان ها ما را در عمل پیش میبرند قصه گویی هنر گوش دادن را تقویت میکند و چنانچه قصه ای که برای کودکان نقل میشود ارزش شنیدن داشته باشد، آنان مشتاق یادگیری کلیدهایی میشوند که نمادها برای آنها می گشایند و معنا می کنند. کودک کاملاً با شخصیت ها و حوادث مستقل قصه همراه میشود و آنها را با دیگر موقعیت های زندگی روزمره خود همسان می پندارد. شنیدن قصه امکان تصویرسازی را برای کودک فراهم میسازد. کودک با شنیدن قصه، صحنه ها، اعمال و شخصیت های آن را خلق میکند و این توانایی بر رشد شناختی و اجتماعی کودک تاثیرمثبتی دارد در میان فیلسوفان باستان، افلاطون نخستین اندیشمندی است که بر اهمیت قصه برای کودکان و نوجوانان در کتاب مشهور خود̎ جمهوری̎ تاکید کرده است. رویکردهای داستانی در روانشناسی تاکنون بر چند محور زیر متمرکز بودهاند: 1. استفاده از قصه به مثابه یک فن درمانی در روان درمانی فردی و خانوادگی 2. استفاده از قصه در جایگاه ابزار تشخیصی 3. استفاده از قصه در حکم روشی برای پرورش توانایی های کودکان بر همین اساس، نوشته حاضر قصه گویی را به عنوان روشی برای درمان مشکلات رفتاری کودکان مد نظر قرار داده است. ناخن جویدن ناخن جویدن عادتی است که بسیاری از بچه ها دارند و گاهی اوقات تا آخر عمر ادامه می یابد. در اغلب موارد، ناخن جویدن ، واکنشی است در مقابل تنش. در مواقع تنش زا ،هم بچه ها و هم بزرگسالان دستشان را به دهانشان می برند یا به صورت خود دست می زنند. این واکنش به یاد آورنده ی پستان مادر و ارتباط آن با احساس آرامش و امنیت است. ناخن جویدن یکی از رفتارهای ” دست به دهانی ” است که انسان را آرام می سازد. ممکن است کودک در مدرسه یا حتی به خاطر واقعه ی خاصی مثلا جشن تولدی که در پیش است، یا احساس کمرویی در جمع افراد نا آشنا،نگران و مضطرب باشد. وقتی بچه ها مشکلی را به شکلی منفی ابراز می کنند، والدین بایستی صبور باشند. وظیفه ی شما به عنوان والدین این است که اطمینان حاصل کنید که استعدادهای بالقوه ی فرزندتان به حداکثر شکوفایی خود می رسند. اگر گیاهی آنطور که باید و شاید رشد نکند، باغبان آن را به خاطر ماهیت بدش سرزنش نمی کند. باغبان به خوبی می داند که چیزی در محیط وجود دارد که مانع رشد مناسب گیاه شده است. بنابراین ، لازم است زمانی که با چنین مشکلات رفتاری مواجه می شویم قابلیت سازندگی خود را به یاد بیاوریم. قصه خرگوش کوچولو روزی روزگاری ، باغی بود با گل ها و گیاهان زیبا. باغبان از کار و زحمتی که در باغ کشیده بود، خشنود و راضی بود. گیاهان باغ قشنگ بودند و همه نوع رنگ و شکلی در آنها دیده می شد. برگ ها و شاخه ها به شکل طبیعی خود بودند. باغبان می دانست که چه موقع باید شاخه های کوچک خشکیده را بچیند. او آنها را هر هفته با یک قیچی باغبانی می چید تا ظاهر گیاهان هم سالم و بی نقص باشد. روزی خرگوش کوچولویی با دندان های بلند سفید به باغ آمد. خرگوش کوچولو خیلی کوچک بود و چیزی درباره ی باغبانی نمی دانست. نمی دانست که باید گل ها و گیاهان را به حال خودشان بگذارد تا درست رشد کنند. می دانید، او هنوز کوچکتر از آن بود که بداند بعضی از گیاهان را نباید گاز زد. بنابراین شروع کرد به گاز زدن و جویدن اولین شاخه ای که دید. ملچ ملوچ، ملچ ملوچ . جویدن برگ ها و شاخه ها به او احساس خوبی می داد. همین که یکی از گل ها را می جوید به سراغ دیگری می رفت. ملچ ملوچ ، ملچ ملوچ . دست کم ده ردیف از گیاهان باغ را جوید. روز بعد، باغبان از خانه بیرون آمد تا برود و باغ را ببیند. باغبان همیشه خوشحال بود ، زیرا باغ و گیاهان قشنگش را دوست می داشت. هر روز به آنها نگاه می کرد. آنها را تمیز نگه می داشت و می شست. این کار برای سالم و زیبا نگه داشتن گل ها لازم بود. علاوه بر این ، می دانست که هر کس به دیدن باغ بیاید ، مثل او از دیدن گیاهان زیبا لذت خواهد برد. اما آن روز، وقتی که باغبان به داخل باغ قدم گذاشت ، ناراحت شد چون دید که کسی هر ده تا ردیف گیاهان را جویده و خورده است. نوک آنها خیلی کوتاه شده بود و ظاهر گل ها و سبزه ها را زشت و ناقص کرده بود. وقتی که بازدید کنندگان هم برای دیدن گل ها به باغ امدند خیلی ناراحت شدند. آنها آمده بودند تا گیاهان زیبا را ببینند ، اما همه گیاهان زشت و جویده شده بودند. خرگوش کوچولو که همان اطراف بود متوجه شد که باغبان خوشحال نیست. رفت و در کنار او نشست و پرسید :” چرا ناراحتی؟ ” باغبان گفت : ” یک نفر گیاهان زیبای مرا جویده است.” خرگوش کوچولو سرش را پایین انداخت و به آهستگی گفت : ” متاسفم آقای باغبان. من بودم که گیاهان شما را جویدم.” باغبان با ناراحتی گفت :” اما آنها گل های زیبایی بودند. نگاه کن حالا چقدر زشت شده اند.” خرگوش کوچولو به نوک گیاهان آن ده ردیف نگاه کرد و دید که دیگر زیبا به نظر نمی رسند. خرگوش کوچولو گفت : ” متاسفم آقای باغبان. بعضی وقت ها نمی توانم جلوی خودم را بگیرم. حتما باید چیزی را بجوم و این ده ردیف گیاهان باغ دم دستم هستند. چکار می توانم بکنم ؟ “ باغبان بلند شد و خرگوش کوچولو را به گوشه ای از باغ برد و گفت : “نگاه کن، من این گوشه ی باغ هویج کاشته ام. هر وقت احساس کردی دلت می خواهد چیزی را گاز بزنی و بجوی، می توانی این هویج ها را بجوی.” خرگوش کوچولو سرش را تکان داد. باغبان گفت : ” اما آن گیاهان را به حال خودشان بگذار تا رشد کنند.” خرگوش کوچولو گفت : ” آیا می توانم برای آن سبزی های بیچاره ای که جویده ام کاری بکنم؟.” باغبان لبخندی زد و گفت : ” بله می توانی.تو می توانی مراقب آن ده ردیف گیاه باشی و هر وقت به اندازه کافی بزرگ شدند به من بگویی تا آنها را با قیچی باغبانی بچینم و مرتب کنم. تو به من نشانشان می دهی و من آنها را می چینم. بعدها که کمی بزرگتر شدی به تو یاد می دهم چگونه خودت این کار را انجام بدهی.” خرگوش کوچولو خیلی هیجان زده شد و باغبان را در آغوش گرفت. باغبان لبخندی زد و یک هویج آبدار به او داد. خرگوش کوچولو از باغبان تشکر کرد و با دندان های سفید بزرگش گاز بزرگی به هویج زد. ملچ ملوچ ، ملچ ملوچ. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
رونالدو: من بهترین بازیکن جهانم، حتی خیلی بالاتر از لیونل مسی
نمی کرد من آنجا باشم.همین موضوع خود به من انگیزه زیادی می دهد و می فهماند چه انسان های زیادی مرا دوست دارند. *اما مردم زیادی هم هستند که شما را نمی پذیرند. بله. مشخص است. این حالت را هم دوست دارم. باورکنید وقتی در بازی های خارج از خانه، مردم علیه من شعار می دهند و سوت می زنند یا داد و فریاد می کنند، بیشتر میل به کار پیدا می کنم. در این موضوع هم می توان نکات مثبت را دید.
برای ستاره شدن در سینما شاید خانه مجردی بیشتر به کار می آید/ سریال دلنوازان یک تنه فارسی وان را له کرد/ ...
دختر و پسری، ازدواج است؟ در آنونس سریال هم پخش شد، مگر چنین چیزی در تلویزیون ما تا آنزمان وجود داشت؟ ****الان خود من یک دختر دو ساله دارم، وقتی بزرگ تر شد دوست ندارم سریال ها بی محتوای ماهواره ای ببیند. دو زار، آموزندگی در آن ها وجود ندارد .بنشین و سریال لطیفه را تماشا کن. هر دفعه از جلوی تلویزیون رد شدم، دو نفر داشتند همدیگر را بغل می کردند! بابا یک پلان دیگر ندارید شما؟ قصه ندارید؟
ریشه های تاریخی ناراحتی خانواده هاشمی از اسدالله لاجوردی
بودند و به لحاظ رابطه نزدیکی که با هم داشتند، علاقه داشتند که از نظر خانوادگی هم این دوستی را ایجاد کنند... از آنجا شروع شد، البته این ازدواج تحمیلی نبود. بعد که هر دو از زندان آزاد شدند، به دعوت آقای لاهوتی به شمال رفتیم، به ولایت ایشان... بعد از سفر، بابا به من و فاطی به صورت جداگانه گفت که حمید از من و سعید از فاطی خواستگاری کرده است. من و فاطی هم قبول کردیم. بعد از پیروزی انقلاب، 13 اسفند، بود
چرا دانش آموزان از یادگیری درس عربی گریزان هستند؟/هدف اصلی کتاب های جدید عربی فهم متن است
بداند، جذابیت ندارد و او را خسته می کند و با گذر زمان، او را از یادگیری متنفّر می کند. وی با بیان اینکه در کتاب های عربی قبلی بسیاری از کلمات فقط یک بار تکرار شده بودند در حالی که در کتاب های جدید این طور نیستند و کلمات هفتم در پایه هشتم و نهم نیز تکرار می شوند، افزود: در کتاب عربی اول راهنمایی، کلماتی مانند فخ به معنی تله و دام یا مصباح به معنی چراغ آمده است که در درس ها و پایه های بعد
برایتنر: دایی یک گلزن تمام عیار بود/ هاشمیان فوق العاده بود و از بازی کریمی لذت می بردم
خوبی را انجام دهیم. وی درباره اینکه از فوتبال ایران چه شناختی دارد، گفت: من فوتبال جام جهانی را پیگیری می کنم در مراحل مختلف انتخابی جام جهانی 2018 بازی ها را دنبال می کنم و می دانم ایران در چه گروهی قرار دارد و در حال حاضر هم 8 امتیاز کسب کرده و در این گروه عمان 11 امتیازی است. برایتنر درباره حضور علی دایی، علی کریمی و وحید هاشمیان در تیم بایرن مونیخ، اظهار داشت: بله، آنها را
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای بود. چند
آمریکا می خواهد به خاطر مقاومت 30 ساله، از مردم ایران انتقام بگیرد/ شعار تهران تهران هزاران ایرلندی در ...
می زنیم. مطمئن هستم درباره ایران هم همین گونه است. آن چه دوست دارم به مردم ایران بگویم این است که قدر شرایط کنونی خودتان را بدانید. سوریه، عراق، فلسطین، لیبی و کشورهای دیگر اطراف ایران نشان داده اند، افرادی هستند که آماده اند هرچه دارید را از شما بگیرند. بنابراین باید برای آن چه که دارید، قدردان باشید، از آن دفاع کنید و برایش زحمت بکشید." " هیس " می گوید یکی از کارهایی که حتماً به عنوان
چرا بعضی ها از خواستگاری و ازدواج پشیمان می شوند؟
پدرم را مقصر می دانم. همه اش به خاطر سخت گیریهای او بود. الان اصلا حال خوبی ندارم نه شوهرم را دوست دارم نه زندگیم را اما دلم نمی خواهد به شوهرم خیانت کنم، چون با پول او دانشگاه رفتم. طلاق هم نمی توانم بگیرم نه راه پس دارم نه پیش شما را بخدا بگوئید چیکار کنم؟ علی علیه السلام: " ای بندگان خدا از سرایی کوچ کنید که سرانجام آن نابودی است مبادا آرزوها بر شما چیره گردد. مپندارید که عمر طولانی
می گوید دوستت دارم آیا باور کنم؟
یک نت دختری هستم 21 ساله با تحصیلات، با ایمان و خوش قیافه و خانواده دار. من تا حالا با پسری حرف نزدم وخواستگارهایی با شرایط تقریبا خوب دارم؛ اما یکی از خواستگارها که تقریبا یک سال است می آید، میگوید من خیلی عاشق تو هستم. اما شرایطم خوب نبود برای خواستگاری اقدام کنم. اکنون هم که آمده خانواده ی من راضی نیستند. فرد مذکور، چند بار با من تلفنی صحبت کرده و به نظر من وی واقعا عاشق وبا ایمان است. اما من
جهرمی: اختلاسی در کار نبود / دروغ "بابک زنجانی" فاش شد
برخلاف صحبت های شما خیلی ها معتقدند این طرح موفق عمل نکرد؟ به نظربنده نگاه ها سیاسی است. ما باید تخصصی صحبت کنیم و بگوییم به صورت تخصصی این مشکلات وجود دارد. هر کسی به صورت تخصصی و علمی ایراد بگیرد باید بپذیریم. بالاخره هر طرحی در زمان اجرا با مشکلاتی همراه خواهد بود. اتفاقا طرح بنگاه های زودبازده در کل برنامه ریزی کمترین مشکل را داشت. من قبول دارم در اجرا اشکالاتی داشت اما به این معنا نیست
ماجرای جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
ماه پیش که در اخبار دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از
ناطق به بهارستان بازمی گردد؟ / (طنز) چیزهای بابک زنجانی!
نیکی یاد می کردند که چه وعده هایی درباره موسیقی داده است. جنتی نیز هربار بلند می شد، برای جمعیت پشت سر خود دست تکان می داد و بعد سر جای خود می نشست. صحنه های جالبی بود. بعید می دانم که پیش از این، او به کنسرت موسیقی رفته باشد. طبیعتا از آن زمان که وزیر ارشاد شد، هر روز مجبور است به سینما برود، به کنسرت های مختلف سر بزند، با هنرمندان بنشیند و با روزنامه نگاران برخیزد. البته از دولت آقای
سفر به زیباترین شهر فرانسه(عکس)
. اگر هم دوست دارید در جاده ای قدم بزنید که یک سمت آن دریا باشد و سمت دیگرش یک قلعه تماشایی، بهتر است جاده کورنیش را از دست ندهید. شما می توانید در این منطقه از شهر، سوار چرخ و فلک بزرگی شوید و مارسی را از ارتفاع بسیار بالا تماشا کنید. در ساحل کورنیش هم امکان غواصی و تماشای زیبایی های مسحورکننده زیر آب فراهم است. نور قلعه مرموز: قلعه ایف ، یکی از زیباترین و قدیمی ترین بناهای شهر مارسی است
جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعش شد
دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم
چرا من نباید خوشگل باشم و دیگری زشت؟
یک نت 21 سال سن دارم به خاطر چهره ی زشتم از جامعه گریزانم. چون هر جا میروم مسخره ام میکنند. به خاطر چهره ی زشتم از زندگی خیری ندیدم ولی همیشه خدا را شکر میکنم که بدن سالمی دارم. سوالی در ذهنم است که عدالت خدا در رابطه با چهره کجاست؟ چرا یکی مثل من باید زشت آفریده شود و یکی دیگه خوشگل!؟ این چه عدالتی است؟ چرا من نباید خوشگل باشم و دیگری زشت؟ باعرض سلام و تشکر از اینکه سوالتان را
نامه ی دختری زشت که دوست داشت زیبا می بود!
یک نت چند ماه است که خواهر بزرگترم ازدواج کرده است. فرزند آخر خانواده هستم و 30 ساله. دوست دارم زودتر ازدواج کنم ولی قسمت نمی شود می ترسم پیر شوم و مورد تمسخر و ترحم اطرافیان قرار بگیرم. با عرض سلام و تحیت محضر شما خواهر گرامی، توجه شما را به نکات زیر جلب می کنم: 1- هرچند ازدواج زمینه ساز رشد و تعالی است، اما فقدان آن یک نقص نیست. به عبارتی افراد با ازدواج ممکن است با ازدواج
من توی زندگی هدف ندارم !!! باید داشته باشم ؟؟
پیاده روی افکار منفی به شما هجوم آورد به ورزش دیگری بپردازید. نرمش و ورزش های موسوم به ایروبیک (ورزش های هوازی) و شنا بسیار مفید می باشند. تمرینات بدنی منظم قوی ترین عامل طبیعی است که می تواند افسردگی را برطرف سازد. ثابت شده است که تمرینات منظم موجب افزایش میزان ماده ای به نام اندروفین در مغز می شود. ماده ای قوی که به طور طبیعی باعث تقویت و بهتر شدن روحیه فرد می گردد. نگرانی و اضطراب را کاهش می
بابک زنجانی خانه های ایران زمین را می خرد؟ / ساعت 30 هزار دلاری بابک زنجانی!
افزاید: پیشنهاد خرید دادند اما من دوست ندارم خانه ام را بفروشم، تازه ساخت است خانه های دیگر کلنگی است. البته فقط حرف زدند و قیمت ندادند باید کارشناس بیاید. دوباره پرسه می زنم. ظاهری پسرک جوانی است با گرمکن و شلوار مارک که ساکن یکی از این خانه هاست. خانه سه طبقه است با حیاطی بزرگ. درباره صبح حادثه می گوید: ساعت یک ربع به پنج بود که نگهبان کوچه زنگ را زد و گفت بیایید از خانه بیرون؛ دارد می
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
یونان - برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و
بخاطر علاقه به همکلاسی ام فکر و ذهنم همیشه مشغول استچکار کنم؟
یک نت سلام اگر لطف کرده چند دقیقه ای به حرف هایم گوش دهید تا زنده ام مدیون شما خواهم بود. خواهش می کنم به این پرسش من جواب دهید من پسری هستم که مانند شما دچار احساس وابستگی به دوست خود که پسر است شده ام، اوراخیلی دوست دارم فکر کنم او نیز همینطور باشد. اگر با کسی صمیمی می شود خیلی عذاب میکشم، هر روز از خدا میخواهم به من کمک کند یا مرا از شرّ این حس خلاص کند. من شاگرد ممتاز با معدل بیست وراهنمایی