خانه سینما بوده و از سال 1383 مسوولیت حوزه معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی را برعهده دارد. اما آنچه ما را بر آن داشت تا از عبدالله اسفندیاری تقاضا کنیم دقایقی با ما به گفت وگو بنشیند مسئولیت هایی که وی بر عهده داشته است نبود، بلکه او سالهای جوانی را در راه مبارزه گذرانده و مدتی نیز زندان ستمشاهی را تحمل کرده و این دلیلی است که ما از وی خواستیم وقتش را لحظاتی در اختیار ما گذاشته و از
درآغازین روز از نخست وزیری غلامرضا ازهاری، نعمت الله نصیری رئیس پیشین ساواک و سفیر وقت ایران درپاکستان، که قبلا از محل مأموریت به تهران خوانده شده بود، دستگیر و راهی زندان شد. وی ازجمله کسانی است که از منظر رژیم شاه، قرار بود علل نارضایتی های گسترده مردم که درآن روزها به انقلابی تمام عیار مبدل شده بود، به آنها احاله گردد! با این همه نمی توان از این حقیقت چشم پوشید که نصیری در زمره آن طیف از کار
به تهران آمدم. کبودر آهنگ در حال حاضر به شهر کوچکی تبدیل شده است و در شمال آنجا منطقه ای به نام مهربان وجود دارد که روستایی به نام چارلی دارد! البته در حقیقت نام اصلی آن چالی بوده است که در زبان محاوره ای تبدیل به چارلی شده است. چالی هم یک نوع خار بود که روی دیوارهای باغ ها می کاشتند تا از سرقت دزدها در امان باشند. علت مهاجرت ما هم شرایط بد آن زمان بود. پدرم علاوه بر زمین کشاورزی تنها بقالی آن
دادند، صبح از ما می گرفتند. تا مرحله ای که نمیری حتی دارو هم نمی دادند، به مرگ که می رسیدی بیمارستان می بردند که نمیری. در کمپ 4 که دسته جمعی زندگی می کردیم، هواخوری هفته ای دو روز به مدت نیم ساعت، پنج دقیقه حمام و بقیه هم استفاده از فضای باز. برنامه های ورزشی، نماز جماعت و غذا دسته جمعی بود. شرایط زندان معمولی را نداشت اما از دیگر بخش ها بهتر بود. در سال های اخیر به صورت دسته جمعی آن
زندانی ها در همان شرایط بمانند یا اعدام شوند. چند هفته گذشته نیز دادگاه عالی شاه عالم مالزی دومرد ایرانی را به جرم قاچاق موادمخدر به اعدام و یک زن خانه دار را به 16سال زندان محکوم کرد.به نظر می رسد تصویب معاهده استرداد مجرمان میان دو کشور ایران و مالزی، تنها راه نجات این زندانیان است که گروه دوستی پارلمانی وعده پیگیری آن را داده، اما هنوز هم اتفاقی نیفتاده است.