شهید فرزندانم فدای اربابم حسین (ع) عبدالحسین اصغری شربیانی من متولد 1338 هستم. خودم از رزمندگان دوران دفاع مقدس بودم و این افتخار را داشتم که مدتی همرزم و همراه مجاهدان بحق امام خمینی(ره ) باشم. آن زمان که من به جبهه رفتم، خانواده چندان امکانات رفاهی برای زندگی نداشتند. اما آنها را به خدا سپردم و رفتم. شش ماهی مداوم در جبهه بودم و بعد به عقب آمدیم تا نیرو های تازه نفس
با شیطان پناه بردن به خدا است. لذا می بینیم که مادر حضرت مریم وقتی باردار به مریم بود، از شر شیطان برای حفظ فرزندش به درگاه خداوند پناه می برد. این پناه بردن به درگاه خدا باعث امیدواری به فضل خداوند می شود. خداوند خود توصیه می کند که هرکس به فضل خدا امیدوار باشد خداوند او را به راه راست هدایت می کند. در مقابل عدم پیروی از خطوات شیطان راه مقابله با نفوذ شیطان است، خطوه به معنی جاپا است، خداوند
خبیث عراقی خندید و وقتی که آن فرمانده پست و بی رحم سیگار برگ به او تعارف کرد بشرط آنکه به سوالاتش جواب بدهد، این رزمنده دلاور مجددا بر عقل آن افسر فرمانده عراقی خندید و او دیوانه وار سوال کرد: چرا می خندی؟ مگر دیوانه شدی ؟ گفت نه، از این می خندم که شما دیدید که زیر شکنجه ها سخت و کشنده شما 600 ضربه شلاق را تحمل کردم و به ملت و کشورم پشت نکردم، مگر ممکن است برای سیگار برگ دست به چنین خیانتی بزنم