سایر منابع:
سایر خبرها
قرار آمریکا و اروپا این نبود که داعش تا جایی قدرت بگیرد که غیر قابل کنترل شود/ چرا تعداد زیادی از داعشی ...
بنده اختصاص دادین. همونطور که گفتین شما شخصا شاهد ماجرا نبودین. - خواهش می کنم. بله. من در شهر نانت زندگی می کنم که حدود دو ساعت با مترو با پاریس فاصله داره. اما اون لحظه رو کاملا به خاطر دارم. خونه بودم که خبر رو از طریق تلوزیون شنیدم. واقعا شوک زده بودم. خیلی ناراحت کننده بود. در اون لحظه دو حس متفاوت تمام وجود من رو دربر گرفته بود. یک حس از غم و ناراحتی برای افرادی که کشته شده
اس ام اس رفاقتی
/> ******************** خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه، رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه . . . ******************** دوست عجب امنیت خوبی ست ... میتوانی با او خودِ خودت باشی ... میتوانی دردهایت را ... هرچندناچیز ... هرچند گران ... بی خجالت با او در میان بگذاری ...! از حماقت هایت بگویی
چرا مسکن تابستان امسال گران شد؟
حال خود رها شود. جوجه دلال با این چرندیات مردم گول نمیخورند قیمتها هم اینطور نیست که به دروغ نوشتی قیمتها پایین امده که بالا نرفته اینرا هر آدم بیسوادی مثل خودت میداند وکسی خرید ندارد ////یک نصیحت هم بهت میکنم که بری یک شغل آبرومند برای خودت پیدا کنی که تو این کار دلالی یا به عبارتی دله دزدی هم دست برداری بله آقا این آمارها رو هر روز طبق سفارش یه سازمان می سازند. هفته بعدش یه
طوطی در دیار غربت
. باز سرش را بالا گرفت و داد زد که در بازه! ذلیل شده من رو جون به سر کرد. ترس افتاده بود تو جونم. طوطی درست وسط حرف های مامان گفت: در بازه! در بازه! در بازه! مامان گفت: نگفتم؟ می خواد من رو بترسونه. اون روز هم من بهش گفتم مگه کور بودی، جلوت در رو بستم و زنجیرش رو انداختم. بابا گفت: خانم، این بیچاره که چیزی حالی اش نیست. این که می گه در بازه، مثل همین جیغ هاییه که می
ماجرای فعالیت ابتکار در روزنامه کیهان
من که سخنگو و مترجم بود م و خاطراتم را نوشتم، بیشتر از بقیه د ید ه شد م.د رمصاحبه اولی که د اشتم، یک خبرنگار آمریکایی ازمن پرسید اسم شماچیست؟من د رآن لحظه فکرکرد م برای چه اسمم را بگویم و برای اینکه می خواستم اسم مستعاری بگویم که برایشان راحت باشد گفتم مریم.گفت مریم همان مری است.من گفتم آره شما بگومری.او هم د رگزارشش توضیح د اد که یک خانمی از بین د انشجویان مترجم مابود وبه انگلیسی روانی هم صحبت می
بیاین تکون ندیم، خودمون رو نشون ندیم!
، اون پذیرایی و آب میوه رو می آره چه حالتی بهمون دست میده؟ یعنی اون لحظه الهی قمشه ای یا پرفسور سمیعی هم باشی، فقط فکرت تو اون آبمیوه هست و بس. همچین خوشحال می شیم که بعد گرفتنش انگار سکه بهار آزادی توشه. حالا همون آب میوه هه و کیکه هر روز تو یخچال خونه هستا اما اگه تو اتوبوس تموم شه و بهمون نرسه زیر پیراهن شاگرد راننده رو پرچم می کنیم. بعد دقت کردید یه نیم نگاه ریزی هم به آبمیوه بغل دستی می کنیم
گفت وگو با معصومه ابتکار از سفارت تا شورا و د ولت
این است که چه اتفاقی می افتد که شما از یک د انشجوی انقلابی که د ست به حرکت ساختارشکنانه ای می زند به این نقطه می رسید که ازشمایل زن اصلاح طلب طرفد ارمحیط زیستی را می بینیم که به عنوان نخستین زن بعد ازانقلاب وارد کابینه می شود . برای تبد یل شد ن ازآن چهره انقلابی تند رو بااین سیاستمد اری که د رد ولت اعتد ال حضور د ارد ،تغییرفازی د ر عقید ه یا ذهن شما ایجاد شد یا اینکه بین این د و باید
طنز/قربونت برم قناری، زن میخوای؟
وحید میرزایی - نامه نیوز: آقا ما ایرانی ها یه ویژگی داریم که از همون اول تومون بوده. حالا من می گم ما ایرانی ها باز مثل مطلب قبلی کامنت نذارید که آقا تعمیم ندید به همه ، از همین الان بگم که منظورم همه ایرانی ها نیستند. بیشتر مد نظر خودم و 60، 70 میلیون نفره که دور هم یه گوشه خاور میانه نشستیم واسه خودمون و ماستمون رو می خوریم و هِی ویژگی بارز آریایی تولید می کنیم. داشتم می گفتم. دقت کردین
اس ام اس های خنده دار و باحال جدید
/> . . آدم باید یکی رو داشته باشه ! ساعت دو نصفه شب بهش اس ام اس بزنه ، بگه دلم گرفته ... اونم بگه خفه شو . . . لطیفه های جدید . . . بدانید و آگاه باشید . . . این روزها اس ام اس هایی برای شما فرستاده میشوند با این مضمون: "داداش من یه جا گیر کردم احتیاج به شارژ دارم یکی واسم میخری؟” بعد که
توپ ترین اس ام اس های سرکاری خنده دار
بهترین راه حل سحر خیزی : شب سه لیوان آب بخور و بخواب شما رو رأس ساعت 5 صبح بیدار میکنه ◊◊◊◊◊◊◊◊ اس ام اس خنده دار و سرکاری ◊◊◊◊◊◊◊◊ دختره نوشته گذاشته: فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده... والا تا اون جا که من خبر دارم فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی تورو خدا قبل شکست عشقی خوردن ، یه کم در حوزه ادبیات مطالعه کنید ...
داستان خوابی که سرانجام تعبیر شد...
معصومه(س) و از خانم میخواد همسری بهش بده که هم اسم مادرشون حضرت زهرا(س) باشه. مدتی بعد مادرشون زنگ میزنه و میگن میخوان براش برن خواستگاری دختری که زهرا نام داره، امین هم تا میفهمه بدون مخالفت قبول میکنه و چون یقین داشته این دختر همون دختریه که ازحضرت معصومه(س) خواسته، با ی دست گل بزرگ میاد خواستگاری و بعد هم طی دو هفته عقد میکنن. روز خواستگاری خیلی با پدرم از شهدا صحبت میکردن. بعدها ازش
بنز یا BMW؛ آن چه شما گفتید
غول خودروسازی دنیا نظر بدیم دیجی جان بهتره اول اطلاعات داشته باشیم و بعد چند تا مقایسه انجام بدیم تا شاید بتونیم بهتر نظر بدیم. شما وقتی یه خودرو رو میبینید اولین چیزی که باهاش مواجه میشید ظاهره پس اجازه بدید در مورد طراحی صحبت کنیم. هر دو کمپانی از ابتدا یک سری المان خاص و زبان منحصر به فرد طراحی داشتن که با گذشت زمان و طبق نیاز روز تعدادی از اونها تغییر کرده و البته تعدادی هم کاملا
لم داده با کیبورد
محمد زند یه این روزها برای شاعرشدن دیگه نیازی به ذوق و قریحه آنچنانی نیست. کافیه که فقط یه پروفایل در اینستاگرام بسازید. کلا هرکسی که اینستاگرام داره می تونه شاعر باشه، اگر قدر خودش رو بدونه. راهش هم اینه: هرروز یه جمله ناله اندودِ یه خطی بنویسید. بعد بین هر چند کلمه اش به صورت رندوم enter بزنید. این طوری، وقتی هر کلمه واس خودش میره تو یه خط، ملت خیال می کنن این کلمات با ارزش
آموزش مرحله به مرحله فسنجان همراه با نکات ریز
اضافه میکنم. البته شما زمانبندی کنین و از قبل تر مرغ رو خوب سرخ کنین. مرغ رو قبلش با حرارت بالا داخل روغن خوب سرخ میکنم. حرارت بالا باعث میشه مرغ رویه ببنده و آب داخلش رو از دست نده و مرغ خشک نشه. و اینم بعد از یک ساعت که از گذاشتن مرغم داخل خورش میگذره. میبینین که کاملا جا افتاده و آماده ست. امیدوارم درست کنین و لذت ببرین. من تو فصلی که به هست، حتما ورقه های به سرخ شده کنار
با هومن جاوید ، از دانشگاه تا کنسرت هایش
شعر یغما بود. این را نوشتم و برای یغما فرستادم تا ازش اجازه بگیرم. با همون موبایل ضبط کردم و کار تمام شده رو براش فرستادم که جواب داد تو اشک منو هم درآوردی و در صفحه اش به اشتراک گذاشت. * با تشکر از شما، منتظر دیدن "شب و روز” می مانیم. اگر حرف دیگری باشه. من به کارم در زمینه ی موسیقی در هر جا که باشم ادامه میدم و عاشقانه طرفدارانم را دوست دارم.
بی قانون
توی گروه تلگرامی کل کل می کردیم که یک نفر با مشت کوبید به در. آقای همسایه بود. با اون روی بالا آمده گفت: به این دوستات توی گروه بگو، یه کم یواش تر! خوابیدیم هاااا! گفتم: مگه صداش تا خونه شما میاد؟! گفت: نه ابله. پسرم عضو گروه شماست. همه اش داره قارقارقار می خنده نصف شبی. گفتم: آقای همسایه. برای حل مسائل مجازی که نمیرن در خونه مردم. همون مجازی حلش می کنن. روز بعد وقت ناهار
پسر مهتاب (فاطمه زواری کیا)
بزرگتر بود. بهونه پشت بهونه، کار به کتک و فحاشی کشید. اون موقع هشت سالم بود عذرا رو دوست داشتم، مثل مادر خودم. همش گریه میکردم، عذرام منو بغل میکرد و گریه میکرد. اصلا یادش رفته بود من بچه شوهرشم نه اون. آخرشم زن بیچاره رو طلاق داد. عذرا گفت جلال و بده من برو پی زندگی خودت. ولی بابا قبول نکرد... دیگه ندیدمش تا چند ماه پیش که فهمیدم این پیره زن نحیف و رنگپریده همون عذرای شبای بی مادری منه. آقای دکتر
عبده تبریزی:بیخود منتظر گرانی مسکن نباشید
ولی سر پنج سال چی بعد از این حرف این املاک بیست میلیادری که میفرمایید مال من کارمند هست؟یا برا بانکها وموسسات مال گردن گلفت اون وقت انها به نظر شما نیستند که به اقتصاد راه نشان میدن پس اقا به این اسانی هم نیست که شما پیش بینی میکنی اگر این بیست میلیار به قول شما تحرک وافزایش نداشته باشه که همه اونها ورشکست میشن بانکها این همه سود از جیبشون دادن باید از یک جایی برگرده دیگه لطفا فکر کنید قبل از ساده
بازار خرید و فروش هواپیماهای دونفره در ایران
مهماندار جریان رو گفت. مهماندار گفت با خلبان صحبت می کنه اگه اجازه داد من رو می بره اون جا. خلبان که اجازه نداد ولی بعد از پرواز خودش اومد کنارم و ده دقیقه ای با من حرف زد. اون لحظه یکی از بهترین لحظه های زندگی ام بود... چون یک خلبان رو از نزدیک دیده بودم... با خوشرویی از خلبانی بهم توضیح داد و آخرش زد به شانه ام و گفت یک روزی تو هم اینجا خلبان می شی و اون وقت منم می شم کمک خلبانت!
موزه ای پر از صنایع دستی و دلی
دیگه. اصلاً بدون عشق نمیشه. ما اینجا بیشتر سفارشای شخصی رو انجام میدیم. یعنی نفر میاد واسه خودش سفارش میده؛ نه هیأت داره، نه چیزی. اتفاقاً بیشتر اونایی میان که بالاخره پولشون بی حساب و کتاب نیس ولی واسه علم، خرج می کنن. هیأتا بیشتر کارای بازاری می برن. کارای سفارشی فرق داره . او هم چندان از قیمت ها و درآمدش صحبت نمی کند، اما بعد از پرسش های پشت هم، شکر خدا می کند و به یاد می آورد: مثلاً 10