سایر منابع:
سایر خبرها
مادر حضرت رقیه(س) کیست؟
رسانید. آنگاه دامن آن حضرت را گرفت و صدا زد: یا ابه ! انظر الی فانی عطشان . بابا جان ، به من بنگر، من تشنه ام. شنیدن این سخن کوتاه ولی جگر سوز از زبان کودکی تشنه کام، مثل آن بود که بر زخم های دل داغدار امام حسین (ع) نمک پاشیده باشند. سخن او آن چنان امام حسین (ع) را منقلب ساخت که بی اختیار اشک از دیدگانش جاری شد. با چشمی اشکبار به آن دختر فرمود: الله یسقیک فانه وکیلی . دخترم ، می دانم تشنه
گزارش کامل برنامه نود در شب اتفاقات حاشیه ای و عجیب
سالی که قهرمان شدیم این اتفاق افتاد. بعضی شب ها گریه می کردم. هجمه سختی علیه من بود و طبق آمار من بهترین بودم. باید از آقای قلعه نویی و حمایت های او تشکر کنم. دوست ندارم دروغ بگویم و همه چیز را صادقانه می گویم. قلعه نویی درخواست مرا برای بازی نکردن رد کرد و گفت صدهزار نفر هم که هیچ اگر صدمیلیون نفر هم منتقد باشند من به تو اعتقاد دارم و بازی می دهم. این اعتماد باعث شد در تیم ملی حاضر شوم و در سه بازی
بیک زاده: آه گوسفندان مرا گرفته است!/مظلومی من را می خواست اما تصمیم گیرنده نبود
به گزارش خط نیوز به نقل از خبرگزاری تسنیم، هاشم بیک زاده، با حضور در برنامه دوشنبه شب نود، در خصوص مسائل مختلف دوران حضور خود در تیم های استقلال، سپاهان، دلیل نماندنش در استقلال و پیوستنش به صبا و شانس مجدد بازگشت به تیم ملی صحبت کرد. او گفت: اصالتی اردبیلی دارم و البته همه می گفتند شیرازی هستم و به من کاکو می گفتند. من تهران بزرگ شدم. از زمین خاکی شروع کردم و در بانک ملی زیر نظر علی
غم نامه حضرت رقیه سلام الله علیها
، غم دیگر نهادند به ناموس خدا آن کودک زار بگفت : ای عمه دل ریش افگار چه باشد زیر این مندیل ، مستور که جز بابا ندارم هیچ منظور بگفتش دختر سلطان والا که آن کس را که خواهی ، هست اینجا چو این بشنید خود برداشت سر پوش چون جان بگرفت آن سر را در آغوش بگفت : ای سرور و سالار اسلام ز قتلت مر مرا روز است چون شام پدر
اس ام اس های خنده دار و باحال جدید
میخوام، میره تو افق محو میشه ! . . . اس ام اس خنده دار- اس ام اس باحال - اس ام اس جدید . . . تو صف نون بودم دیدم2 تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن .. اولی : برو بابا ! . . . . payamak jadid . . دومی : به من نگو بابا به من بگو عمو ، به من که میگی بابا من نسبت به تو
آخرین برنامه عادل در آبان ماه بعد از شایعه عجیب؛/ گزارش لحظه به لحظه برنامه نود
آقای قلعه نویی و حمایت های او تشکر کنم. دوست ندارم دروغ بگویم و همه چیز را صادقانه می گویم. قلعه نویی درخواست مرا برای بازی نکردن رد کرد و گفت صدهزار نفر هم که هیچ اگر صدمیلیون نفر هم منتقد باشند من به تو اعتقاد دارم و بازی می دهم. این اعتماد باعث شد در تیم ملی حاضر شوم و در سه بازی مهم تاریخ فوتبال ایران حاضر شوم و در جام جهانی حاضر شدیم. او درباره دربی فصل گذشته استقلال و پرسپولیس و
اس ام اس های بامزه و خنده دار
میخوری ؟ میگه : کَقه مُقبا با نون بَقبَقی * * * * * به یکی گفتن برای مصاحبه استخدامی گویندگی صدا و سیما قبول شدی؟ گفت : نَ نَ نَ نه بابا، او او او او اونجا هَ هَ هَ همه ش پا پارتی ب ب بازیه * * * * * بعضی دخترا با مسواک قهرن ، بعد رژ قرمز هم میزنن وقتی که میخندن آدم یاد پرچم اسپانیا میفته ! * * * * * تو
شعری به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)
، سری بابا ببین چگونه مرا اینجا کشانده اند گوشواره ام شکست ، برایم نمیخری ؟ امروز عمو کجاست ، نگیرد سراغ ما؟ با او بگو ، مگر نه اینکه نگهبان معجری؟ من را ببر به همانجا که شاد بود پر بود از صدای عمو و اکبری بابا بیا بگو بابای من تویی این دختران نمیدانند، از همه سری بابا دلم گرفته به حال عمه ام هر بار گریه کرده ام، او بود مرهمی بابا بیا کمی بغلم کن، دلم گرفت اخر میان نامحرمان، تنها تو محرمی ...
مجموعه اشعار آئینی شب شهادت حضرت رقیه (س)
این همه باز ... ... هر شب به یاد عمه و بزم یزیدم یک مرد شامی بین مجلس حرف بد زد آن حرف زشتی که به عمه زد شنیدم خیلی تحمل می کنم درد کمر را چاره ندارم...از علاجش ناامیدم من را ببر با خود...نمی خواهم بمانم بابا من از دنیای بی تو دل بریدم ... علی سپهری کبوتر دل زخمی به آشیانه رسید پدر رسید،دوباره میان خانه رسید
رقیه بنت الحسین علیها السلام کیست؟
. پنجره خانه ای در شهر، گرم انتظار و محو گفت و گوی شب با ستارگانش بود. نسیم، بر دیوارهای آفتاب خورده خانه می وزید. قلب شهر، از تنها پنجره باز و روشن خود می تپید و همه به انتظار نشسته بودند که ناگاه صدای گریه نوزادی خجسته، احساس شب را به بازی گرفت. اشک شوق بر گونه ها غلتید و لب ها، یک صدا، ترانه لبخند سرودند. غنچه ای دیگر، به باغ حسین (علیه السلام) روییده بود و همه بر گلبرگ رخش، غنچه های عاطفه
اس ام اس های شهادت امام سجاد
ام اس شهادت امام سجاد ◊◊◊◊◊◊◊◊◊ یعقوب کربلا! چه قدر گریه می کنی از صبح زود تا به سحر گریه می کنی یعقوب را که غصه ی یوسف شکست و تو داری برای چند نفر گریه می کنی ◊◊◊◊◊◊◊◊◊ شهادت امام زین العابدین ◊◊◊◊◊◊◊◊◊ درد بسیار، مداوا گریه ارث جامانده زهرا گریه روزها ناله و شب ها گریه آب می خورد، ولی با گریه ◊◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک تسلیت
حاج احمد متوسلیان گفت نزدیک سفارت ایران نرو!
چکیده حاج احمد متوسلیان گفت نزدیک سفارت ایران نرو! : منصور کوچک محسنی، جانباز و سردار دوران دفاع مقدس از بسیاری مسائل آزردهخاطر است. او میگوید که ماجراهای روزهای سخت دفاع مقدس بهدرستی بیان نشده است. این یار شهید متوصلیان و شهید داود کریمی در یکی از روزهای مهرماه به دفتر آمد تا روایت ناشنیدهای از اولین اعزان قوای محمدرسولالله به سوریه، ناپدید شدن حاج احمد متوسلیان و تأسیس حزب الله لبنان بیان کند.
نگاه آمریکا به جهان سوم کارگرانی که با شلاق باید کنترل شوند(پاورقی)
حرفش ناتمام ماند، سروکله مهندس پیدا شده بود. بچه ها پا به فرار گذاشتند. شیرین دو طرف زانویش را با سینه دست ها می فشرد، مهندس دوان دوان خودش را رساند و داد زد: کی گفت بیایی اینجا؟ فوت کردم به زخم و گفتم: آقا ببخشید! با من آمد! - محمود! نگفتم شما را توی کوچه ها نبینم؟ تو آوردیش؟ ها؟ تو آوردی؟ سرم را پایین انداختم، ترس به گلویم دوید. خفه گفتم: - بله آقا! شما گفتید، آقا ببخشید!
اشعار مصیبت اهل بیت (ع) در مجلس یزید (لعنت الله علیه)
شد حرمش ستم شد از همه بر اهل بیت محترمش اسیر کوفه و شام بلا شدیم همه به ابتلای نکو مبتلا شدیم همه الا حقیقت اسلام زنده از سخنت سر پدر زده از دور بوسه بر دهنت پیام آور فریادهای خون خدا خطابه ات سند فتح سیّد الشّهدا تو از تمام شهیدان پیام آوری قیام کرب و بلا را به شام آوردی هزار میثم از عهده بر نمی آید که لب
ماجرای کربلا رفتن یک شاعر
امر کرد و در حالیکه عمامه اش را از سر برداشت و فریاد کنان صدا زد یا رسول الله: این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست - با رسیدن محتشم به این قسمت از اشعارش رسول الله غش کرد و انبیا
واکنش همزمان محسن بنگر و نورمحمدی: مهدی بهترین گلر ایرانه اما سوشا تو عشق مایی
رسیم. من مثل یک دوست واسه مهدی پست گذاشتم ولی تو عشقی یه دوست خوبی ، یه گلر عالی، من اگه از همه هم تعریف کنم ولی اینو بدون هم تیمیم اونی که پیراهن قرمزو میپوشه از خانواده ام بهم نزدیک تر و عزیزتره. بنگر در پایان گفت: تلاشتو بیشتر کن که ما امیدمون اول به خدا بعد تو دروازه تیممون به توئه. عشقی سلطان ، انشاالله بازی با گوام گلر 1 تیم باشی. علیرضا نورمحمدی هم دقایقی بعد عکسی از