گریه کرده است. مادرم فوت کرده. من هم عکس مادرم را کشیدم. داداشم عکس مادر را دید و گفت: کیه منم گفتم مادره دیگه. گفت از کجا کشیدی؟ گفتم توی ذهنم. بعد از آن با هم برای مادر گریه کردیم. یک بار هم با یک استاد نقاشی روبه رو می شود. یک روز توی پارک نشسته بودم و در حال کشیدن عکس یک خانم بودم. بنده خدا شوهر این خانم به من گفته بود کسی عکس همسر مرا نبیند. من هم در مسافرخانه وقت نکردم و به ناچار
از دو ساعت دراین باره صحبت می کند. رقابت باعث پیشرفتم شده است تیم ملی و فوتبال ایران مهاجمان خیلی خوبی دارد،می شود مهاجم خوب پیدا کرد همه خوب هستند و می توانند به تیم ملی کمک کنند. حضوردیگر مهاجمان در تیم ملی کار من را سخت نمی کند، کار خودم را انجام می دهم.می توان از بقیه مهاجمان چیزهای خوبی یاد گرفت یا آنها از ما یاد بگیرند تا به خودمان و تیم ملی کمک کنیم. من از چیزی نمی
را خیلی خندان کند. وفا به تعهدها و پیمان ها بسیار مهم است. خدایی که گفت: کن، و جهان را از این خنده وجود شکری، شیرین کرد. پیمان همان خدایی که به من گفت: با وفا نمودن به پیمان، (تعهدها)، بخند. خنده، حلال تو باشد. با عمل به دستورهای من بخند. نکند، این که روز نمی گذرد، صبح می خندد و عصر نرسیده، گریه او شروع می شود. من گمان نمی کنم که زندگی از طرف خدا، برای ما انسان ها این گونه تعبیر شود. یا
چکیده حاج احمد متوسلیان گفت نزدیک سفارت ایران نرو! : منصور کوچک محسنی، جانباز و سردار دوران دفاع مقدس از بسیاری مسائل آزردهخاطر است. او میگوید که ماجراهای روزهای سخت دفاع مقدس بهدرستی بیان نشده است. این یار شهید متوصلیان و شهید داود کریمی در یکی از روزهای مهرماه به دفتر آمد تا روایت ناشنیدهای از اولین اعزان قوای محمدرسولالله به سوریه، ناپدید شدن حاج احمد متوسلیان و تأسیس حزب الله لبنان بیان کند.