همین مردم. مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده؟ راننده: نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش! مسافر : خب آقا جان راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ... راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم
استفاده کنید، همان طور که گفتید جوان هایی بودند که یک روز جایزه بگیر بودند، امروز خودشان جایزه بده اند؛ یک روز مستمع بودند، امروز مستمعین زیادی دارند؛ این الحمدلله خوب است، این خودش یک حرکتی است، انسان دارد مشاهده می کند؛ من خب چندین سال است با فضای ادبیات و هنر و شعرِ انقلاب ارتباط دارم دیگر، آشنا هستم، می بینم، رشد کاملاً محسوس است. منتها هیچ قانع نشوید، هیچ مغرور نشوید، هیچ وقت فکر نکنید که از
درمیان مجریان تلویزیونی برخی از مجریان به خصوص در زمان مناسبت ها و برنامه هایی متناسب، بیشتر از بقیه کلام شان به دل می نشیند و بیان شان انسان را به فکر فرو می برد. سیدکمال میرهاشم زاده از آن جمله مجریان است قبل از آن که مجری باشد شاعراست و در دنیای شعر و ادبیات شناخت کافی دارد و قبل از آنکه شاعر باشد خود را مرید اهل بیت(ص) می داند و دراین عرصه کار کرده شاید به همین خاطر است که کلامش رنگ و بوی
جان. سارا منجزی برای برادرش که وارد دنیای کارگردانی شده است، آرزوی موفقیت کرد. سلفی شیشه ماشینی مهناز افشار! تعجب نکنید، شیوه جدید سلفی است. آقای پهلوان سختتان بود دو قدم تا استادیوم می رفتید؟! دوستان با کرال پشت کل اقیانوس هند را درنوردیده اند و خود را به استرالیا رسانده اند، آن وقت شما آن جا بیخ گوشتان به حمایت تیم ملی نرفته اید؟! ماجراهای رضا صادقی و
کشوری داریم که هیچ گرسنه ای نیست.حالا گرسنه نیست یعنی چه؟ این باید تحلیل شود، آقای رئیس جمهور هم بیخود حرف نمی زنند، بالاخره اطلاعاتی دارند آیا همه تحقیقات شده و همه مردم {بررسی شده اند}. الان طرف آمده - معذرت می خواهم- به خود فروشی تن می دهد... من می دانم فقط فقر آن را به اینجا رسانده است. فقط فقر. خوب بگویم الحمد لله خودت را فروختی خانم، الحمدلله گرسنه نیستی؟ خدا را شکر، خدا را شکر، یک پولی
شهردار تهران گفتم این شعار خیلی خوبی است که روی بیلبوردها و در سطح بزرگراه ها بنویسید: لطفا لبخند بزنید، با لبخند شهر زیباست، تهران شهر مهربانی اینها خوب است منتها اگر بستر اصلی آن در حوزه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی فراهم نشود در همان چارچوب شعار باقی می ماند. مثلا مثال جزئی؛ شما در ترافیک شدید در گرما در تهران گیر کرده اید و خیلی طاقت فرساست و وقت تان گذشته است و قرار دارید و دود و دم و
دیدبان : برکناری علی شجاعی صائین مدیر اداره کتاب وزارت ارشاد یکی از جابجایی هایی بود که حرف و حدیث های زیادی در رابطه با علت برکناری بوجود آورد. یکی از حرف و حدیث هایی که حول این برکناری وجود داشت مخالفت شجاعی صائین با چاپ کتاب من این نسل اثر محمدرضا اسدزاده بود. شجاعی صائین حدود یک سال تصدی اداره کتاب را برعهده داشت که پس از موضع گیری صریح علیه کتاب منِ این نسل از سمت خود برکنار شد. [1] هر چند که نوش آب
توجه به مسایل و مشکلات روز جامعه است، ادامه داد: به لحاظ اجتماعی و رفتارهای اجتماعی مردم کشور ما دچار مصائب و مشکلات بسیاری هستند که تا امروز فیلم های مختلفی درباره آن ساخته شده است، از جمله این مصائب می توان به دوستی های خیابانی، اعتیاد و ... اشاره کرد که معمولا در جشنواره فیلم فجر به آن پرداخته شده است. البته این موضوع ها با هدف آگاهی جامعه ساخته می شود اما در نهایت به ترویج این فرهنگ ها در جامعه