سایر خبرها
جنایت در دعوای 3 برادر روستایی
دعوای خونین سه برادر در روستای چارقلی گمیشان استان گلستان جنایتی خانوادگی را رقم زد. به گزارش ایران، این سه برادر بر سر پول و زمین پدری به جان هم افتادند که پسر کوچک تر با ضربات چاقو، یکی از برادران را زخمی کرد و برادر بزرگ ترش را به قتل رساند. در این درگیری قربانی براثر خونریزی شدید ناشی از سه ضربه چاقو که بر ران وی اصابت کرد جان خود را از دست داد و قاتل نیز فرار کرد. پلیس
روایت کارگردان سینما از حضور یک آقازاده در جبهه
پایین و این قبیل تمرینات سخت و طاقت فرسا. خلاصه او را به کسوت پهلوانی می رساند و او در همان دیار خودش ، شروع می کند به کشتی گرفتن. تا اینکه به جایگاه و مقامی می رسد. بعد از آن، باید برود پایتخت تا با پهلوان اکبر خراسانی، کشتی بگیرد تا بتواند بازوبند پهلوانی را بگیرد. وقتی می آید پایتخت ، بالاخره پهلوان اکبر هم در حکومت ، دست داشته دیگر، می آید و به این پسر می گوید تو باید اول نوچه های من را بزنی
شب خونین در اردوگاه کومله
صراط: گروهک کومله هیوا مرادی پیشمرگ و عضو قدیمی خود را زیر شکنجه به قتل رساند. گروهک های تروریستی فعال در حوزه تجزیه طلبی، یکی از مصادیق بارز جنگ نیابتی در جهت مقابله و خرابکاری هستند. بااین حال شعارهای فریبنده ایشان باعث می شود تا عده ای با عدم شناخت از ماهیت ایشان،جذب چنین گروه هایی شده و زندگی خود را تباه کنند. گروهک های تروریستی تجزیه طلب از معادلات سخت درون
پخش 50 فیلم در ایام عزاداری اربعین
آمده است: مالکوم یک پلیس درجه یک است که پس از یک عملیات موفقیت آمیز شبانه به خانه بازمی گردد اما در راه برگشت با پسربچه ای که در حال دوچرخه سواری است تصادف می کند. او بلافاصله آمبولانس خبر می کند اما در بازجویی ماموران پلیس که بلافاصله خود را به محل وقوع تصادف رسانده اند نمی گوید که خودش با پسر بچه تصادف کرده است. کارآگاه تازه کاری به نام جیم با همکاری یک کارآگاه کهنه کار به نام دلان مامور رسیدگی
پخش 50 فیلم از تلویزیون در ایام عزاداری اربعین
بازجویی ماموران پلیس که بلافاصله خود را به محل وقوع تصادف رسانده اند نمی گوید که خودش با پسر بچه تصادف کرده است. کارآگاه تازه کاری به نام جیم با همکاری یک کارآگاه کهنه کار به نام دلان مامور رسیدگی به پرونده تصادف و یافتن راننده می شود. پسرک که هندی است مدتی در کما مانده و جان می سپارد. جیمی پس از مرگ کودک عزم خود را برای یافتن قاتل جزم کرده و تحقیقات گسترده تری انجام می دهد. او با گوش کردن نوار
بینش مرحوم مدرس، محصول مکتب نجف بود
جایگاه مردمی پیدا کند. تسنیم: چه اتفاقی می افتد که مرحوم مدرس خار چشم دولت وقت می شود و نقشه قتل او را می کشند؟ شهاب الدین مدرس: انگلیس، نخست وزیری به نام نلسون داشت. یک روز نطقی در مجلس عوام انگلستان داشته؛ کتاب قرآن را برمی دارد و می گوید تا زمانی که این قرآن در دست مسلمین است، نمی توانیم سیطره ای بر کشورهای اسلامی داشته باشیم. انگلیسی ها معتقدند؛ دین و حضور روحانیت
عاشورا، نماد مرگ آگاهانه / یادداشتی از سید محمدرضا بهشتی
کنند. می آشامند برای اینکه نمیرند. خانه می سازند برای اینکه خودشان را محفوظ نگه دارند و نمیرند. تولید مثل می کنند برای اینکه از خودشان نسلی به جای بگذارند، به نحوی بمانند؛ یعنی اگرهم پایانی برای حیات آنها هست، این پایان موجب نشود به کل آثار آنها محو شود. مرگ تجربه ای فردی در مورد موجود آگاهی مثل انسان فراتر از مسئله پایان یافتن حیات، با فعلی به نام مردن روبه رو هستیم که فعل
زندگی به سبک HIV/ زنانی که ناخواسته مبتلا شدند
فهمیدم مبتلا به HIV هستم. او در میان صحبت هایش یاد دختر باردارش می افتد و ادامه می دهد: به دختر کوچکم جهیزیه ندادم ولی الان باردار است و خیلی دوست دارم برایش سیسمونی تهیه کنم. هزینه زندگی ام از کمک یک خیر و یارانه تأمین می شود. البته همان خانم خیر گفته بیمه من را به نتیجه می رساند و می گوید تو سر کار نرو و عصبانی هم نباش اما من دائما عصبی هستم. پسری 11 ساله دارم. زمانی که از خانه
احرام در میقات عشق
را هم به آن حضرت رساند، و از دار دنیا رفت. و در قضیه کربلا معلوم نیست که چشم او نابینا بوده(6) و بلکه براساس روایتی که ذکر شده -که بعد از قضیه کربلا روزی در خانه حضرت سجاد بود و حضرت امام محمّد باقر بیرون آمدند، حضرت را دید و گفت: ای پسر این طور حرکت کن، آن طور حرکت کن بعد گفت این شمائل، شمائل رسول خدا است (7)_ استفاده می شود که در آن وقت هم چشم داشته است . و اینکه در آخر عمر چشم نداشته
فروش نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
مرخص می کنیم و می بریم خانه سپیده در کوچه پس کوچه های شاپور. سپیده می رود سرکار، در خانه او دو وروجک سپیده و دوستش پسر سه ساله و دختر یک ساله از سروکول هم بالا می روند و شیرین زبانی می کنند، چشمم می افتد به هانیه، تنها واکنش هانیه چشمانی سرد و بیقراری خماری است. می رویم داخل اتاق برای صحبت کردن، می گویم با مهدی حرف زدم و راضی است و گفته هر چه تو بگویی. چهار میلیون را هم به آرامی می گویم.
مادر شهید مدافع حرم: شما فریب نخورید و با آمریکا دست ندهید
رفت پای صحبت های حاج احمد می نشست چون ایشان خیلی انقلابی و پرشور صحبت می کرد او جذبش شد پسر کوچک من هم الان همین است و حسابی جذب ایشان شده است چون از ته دلشان صحبت می کنند. مسعود پای صحبت های حاج آقا پناهیان بزرگ شد. چیزهایی که باید یاد می گرفت را در آن مسجد یاد گرفت. پدرش هم همینطور بود. از یک فامیل تنها بیرون کشیده شده او هم به واسطه پدر حاج آقا پناهیان. پسر کوچکمم هم به واسطه برادرش و یکی دو تن
شوهرم عصبی بود، کشتمش
با اعتراف زن جوان به قتل شوهر و مادربزرگ شوهرش، راز قتل دو نفر در ساختمان نیاوران فاش شد. 23 آبان امسال وقوع دو فقره قتل در ساختمانی مسکونی در خیابان جماران به کلانتری 123 نیاوران اطلاع داده شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد جوانی 29 ساله به نام رسول در طبقه اول و مادربزرگ 70 ساله اش در طبقه دوم خانه شان پس از اصابت ضربه چاقو کشته شده اند. همزمان با انتقال اجساد به پزشکی قانونی پرونده ای با
قصه آذر و امیر از قتل رسول
مادر بزرگم را نکش ؛ این آخرین جمله مرد جوانی است که پیش از مرگ از همسر جنایتکارش خواست از قتل زن سالخورده منصرف شود.همسر مقتول که آذر نام دارد، پس از ارتکاب دو فقره قتل به همراه پسرجوان دست به یک فرار ناکام زد تا اینکه خود را تسلیم پلیس کرد. به گزارش جوان، ساعت 11 صبح روز شنبه 23 آبان ماه قاضی مدیر روستا، بازپرس ویژه قتل از دادسرای جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری نیاوران از
دختری که با مار ازدواج کرد
مار رفت. آن را برداشت و در آتش انداخت. پوست مار در آتش سوخت و خاکستر شد. پسر دست های پدرش را بوسید و گفت: از شما متشکرم. من طلسم شده بودم و تنها راه شکستن طلسم این بود که کسی بدون آن که من به او بگویم، پوست مار را از بین ببرد. خوشحالم که شما این کار را برایم انجام دادید. شادی و خوشحالی تمام خانه را پر کرد. خبر در تمام دهکده پیچید و از آن روز به بعد، مرد جوان دیگر به مار تبدیل نشد. منبع مقاله : کومار، شیو؛ (1393)، 27 قصه ی کوتاه و آموزنده از پنجه تنتره (کلیله و دمنه)، مترجم: سیما طاهری. تهران: ذکر، چاپ اول ...
چرا من نباید - مارک نافلر - بشم؟
محمد اشعارش را پدرش می سراید. به مرور فهمیدم باید کار خودم را بکنم. به قول نیما یوشیج من به راه خود باید بروم/ کس نه تیمار مرا خواهد داشت/ در پر از کشمکش این زندگی حادثه بار/ (گرچه گویند نه) هر کس تنهاست/ آن که می دارد تیمار مرا، کار من است . بعد از این که چند کتاب شعرم چاپ شده بود، یک بار یک نقد ادبی نوشتم و مورد انتقاد عده ای قرار گرفتم. وقتی هم داستان کوتاه نوشتم، باز هم همین اتفاق
انتشار کتابی از بریژیت ژیرو با ترجمه ی اصغر نوری
زندان به اتهام قتل پدرش، تنها جایی که برای بازگشت دارد خانه ی خودشان است؛ چون فقط مادرش می تواند درک کند که چرا او پدرش را کشته است. ژیرو در کتاب دومش نیکو که در سال 1999 منتشر کرد، روایت را می سپارد به دختر جوانی که شاهد بزرگ شدن برادر کوچک و شکننده اش است که نمی تواند در خانواده ای از هم پاشیده، بین پدری مستبد و مادری که خود را وقف بیمارانش کرده، جایگاهش را پیدا کند. کتاب سوم
کربلایی ترین کربلایی اربعین حسینی/ او از همه زودتر رسید+تصاویر
پایگاه خبری تحلیلی کیاپرس(Kiapress.ir): به گزارش کیا پرس : طی چند روز اخیر خبر رحلت عارفانه حاج مهدی بصیر یادگار قائم مقام لشکر ویژه 25 کربلا حاج حسین بصیر، اهالی مازندران را مبهوت و غمگین کرد. در ادامه رهگذری از حیات عارفانه مهدی که خود به همراه پدر، روزهای حماسه و خون را تجربه کرده از نظرتان می گذرد. دوم آبان ماه 1349، لبخند بر چهره خانواده ای مذهبی و ولایی در
10 آذر - 1 دسامبر؛ در تاریخ چه گذشت؟
چالوس به تهران آغاز شد. 1937 - سید حسن مدرّس نماینده مجلس در چند دوره در جریان حبس و تبعید به قتل رسید. سیدحسن مدرس در سال 1249 برابر 1287 (قمری) در روستای سرابه اردستان از توابع استان اصفهان متولد شد. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه(شهرضا) رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. او تحصیل خود را
حکم عجیب داعش در مورد فوتبال/ نظر مطهری درباره اردوهای مختلط/ تحریف خاطره از امام درباره سفارت امریکا/ ...
بعضی ها احساس کردند که می توانند از آن سوءاستفاده کنند. تحریف جدید در سریال معمای شاه سریال معمای شاه علاوه بر خطاهای فراوان تاریخی و نگاه جانبدارانه، حتی ظاهر ماجرا را هم رعایت نکرده است و پیرمردی بالای 65 و 70 سال را به جای روح الله خالقی 35 ساله به خورد تماشاگر داده است.سید ابوالحسن مختاباد در خبرآنلاین نوشته است: اخیراً بر حسب تصادف بخشی از قسمت چهارم سریال معما را در جایی
قاتل همسر و 2 کودکش: زودتر اعدامم کنید
مصرف شیشه دچارش شده بود. فرشاد این جنایت هولناک را سوم آذرماه پس از مصرف شیشه رقم زد. آن روز مرد جوان پس از درگیری با همسرش، او را به قتل رساند و جسدش را میان رختخواب ها در کمد دیواری گذاشت. پس از آن در اقدامی جنون آمیز، 2 پسر 2 ساله و 20 روزه خود را هم به قتل رساند و اجساد آنها را هم داخل کمد پنهان کرد.او پس از جنایت پنجره را باز کرد و فریاد زد که همسر و فرزندانش را کشته است اما کسی
تصویر احمدی نژاد بر پیراهن صهیونیست ها!/حکم عجیب داعش در مورد فوتبال/ نظر مطهری درباره اردوهای مختلط/ ...
این را بدانید تا زمانی که صدای من در می آید گزارش می کنم. من در حال حاضر مشغول زندگی ام هستم و زندگی من هم همین گزارشگری است بنابراین ترجیح می دهم به رسالت خود بپردازم و برای مردم انجام وظیفه کنم. اصلا شاید من بخواهم به دلیل اینکه برانکو سال های زیادی در ایران بوده به طنز به او بگویم ایرانکوویچ. چه ایرادی دارد؟ متاسفم برای آنهایی که فرق بین طنز و جدی را نمی فهمند. یعنی من با این همه سال سابقه، نام
در یک ثانیه به قاتل تبدیل شدم
شاهد حلاج نیشابوری: پسری که در نوجوانی پسرعمه خود را به قتل رسانده و حکم قصاص او به تأیید نهایی رسیده بود، با بخشش اولیای دم و پرداخت دیه از مجازات مرگ رهایی یافت و به زندگی بازگشت. به گزارش شرق، اژدر اسدبیگی، مدیرکل زندان های کرمانشاه، دراین باره توضیح داد: نوجوانی که در نزاع دسته جمعی مرتکب قتل عمدی و به قصاص نفس محکوم شده بود، پس از دو سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، از سوی
چرا امام حسین (ع) اهل و عیالش را هم با خود حرکت می د هد ؟
پسردروغگو تویی وپدرت وکسی که تو رابه حکومت رسانده و پدرش، ای پسرمرجانه! فرزندان پیامبر را می کشید و... ، این خروش که تمام حرف های ابن زیاد را در دهان اوخشکاند اززبان پیری نابینا به نام عبدا... ابن عفیف (ره) که یکی از چشمانش را در جنگ جمل و چشم دیگرش را در جنگ صفین در رکاب علی (ع) ازدست داده بودجاری شد، او چنان باشمشیرزبان برسروروی ابن زیاد کوبیدکه او نتوانست بیش از همان چند کلمه را بیان کندومسجد به هم
پایان فرار قاتلان مادر بزرگ و نوه
شدند. جسد پیرزن به نام مریم در طبقه دوم و نوه دختری مقتول به نام رسول در طبقه اول کشف شد که هردو با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند. هرچند خانه کاملا به هم ریخته بود اما هیچ گونه سرقتی در آنجا صورت نگرفته بود. این حکایت از درگیری مقتولان با عاملان جنایت داشت. پدر رسول (پدر مقتول) نخستین کسی بود که جنایت را به پلیس گزارش داده بود. وی به کارآگاهان گفت: پسرم شب گذشته در خانه ما بود و
ابراز تاسف رامبد جوان از برگزار نشدن فینال خنداننده برتر و 82 خبر خندوانه ای
داشت. فیلمی که با تهیه کنندگی پرستویی ساخته شد و در بخش "نگاه نو" جشنواره شرکت داده شد. سام قریبیان که برای اولین بار در سال 1364 مقابل دوربین فیلم سینمایی گردباد به کارگردانی کامران قدکچیان رفت اولین فیلم سینمایی خود را به نام 360 در سال 93 کارگردانی کرد که هنوز به اکران عمومی درنیامده است. پولاد کیمیایی پسر مسعود کیمیایی نیز به تازگی ساخت فیلمی با نام معکوس را به تهیه کنندگی پدرش
پشت پرده اسیدپاشی در خیابان مشیریه
میدانی نشان داد حمید مرد 41 ساله ای است که مدتی قبل به اتهام نگهداری مقداری مواد مخدر شیشه راهی زندان شده، اما چند روزی است با گرفتن مرخصی از حبس آزاد شده است. پس از شناسایی عامل اسیدپاشی ، مأموران به دستور بازپرس دست به تحقیق زدند و موفق شدند وی را ساعتی بعد از حادثه در خانه پدرش دستگیر کنند. متهم در بازجویی ها به جرم خود اعتراف کرد و مدعی شد همسرش از او طلاق گرفته و صیغه شاکی شده به
هم نشینی با مرگ، روایت یک تریلوژی گفتگو با محمود حسینی زاد
را تجربه کردم اول جوانی از پدر و مادرم جدا شدم و رفتم به خارج از کشور آن جا هم جدایی از دوستان و... را تجربه کردم حالا هم بچه هایم ایران نیستند. این ها همه مرگ است. زندگی پر از خاطره های خیلی کوتاه است الان بچه شما پدر شما را سخت به خاطر می آورد. بشر همیشه فکر می کند جاودانه است اصلا این طور نیست. وقتی رفتی، دیگر رفته ای، برای من رفتن برابر مرگ است. من 19 ساله بودم از پدر و مادرم جدا شدم می توانست
خودکشی دختر مشهدی پس از انتشار عکس هایش/ خلافکار بی رحم سال 87 در مترو پایتخت دستگیر شد +تصاویر
هرگونه فعالیت و یا حتی عضویت در شرکت های هرمی ، جرم محسوب شده و متهمین در قالب جرایم سازمان یافته مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند . مرگ دانشجوی بروجردی بر اثر ایست قلبی مسئول روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد گفت: یک دانشجو اهل الشتر دیشب (یکشنبه) در اثر ایست قلبی در خانه دانشجویی در بروجرد فوت کرد. خلافکار سال 87 از دستفروشان مترو تهران اخاذی می
فروش یک نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
کشیدم. سراغ مهدی را می گیرد، سپیده جواب می دهد تا لنگ ظهر که خواب بود! هانیه را مرخص می کنیم و می بریم خانه سپیده در کوچه پس کوچه های شاپور. سپیده می رود سرکار، در خانه او دو وروجک سپیده و دوستش پسر سه ساله و دختر یک ساله از سروکول هم بالا می روند و شیرین زبانی می کنند، چشمم می افتد به هانیه، تنها واکنش هانیه چشمانی سرد و بیقراری خماری است. می رویم داخل اتاق برای صحبت کردن، می گویم با مهدی
بحران 18 هزار میلیارد تومانی تصادفات رانندگی
. کمی جلوتر روی پدرش پارچه سفید کشیده بودند. ناگهان صدای انفجار قلبش را لرزاند؛ صدای انفجار خودرو شان بود؛ پراید سفیدی که برای سفر از دوست پدرش قرض گرفته بودند. حالا 10 سال از آن چله سیاه زمستانی می گذرد، روزی که سینای 10ساله برای آخرین بار، چهره خسته پدرش را زیر نور چراغ های کامیونی که اتاق خودرو شان را روشن کرد، دید. پس از آن حادثه، سینا پاهایش را از دست داد و مادر زیبایی صورتش را