دفاع از وطن تشویق می کرد. فرشته از آن روز های پدر می گوید: پدرم، چون هم زمان با شوهرم در جبهه بود، به من سفارش می کرد که صبر داشته باشد. از آن جا که بچه های کوچک داشتم، می گفت که باید برای آن ها، هم پدر باشی و هم مادر. مبادا موقع مشکلات گله ای داشته باشی! صبور باش و زینبی عمل کن. و عاقبت، حسن در دوازدهم اسفند 1388 به دلیل عارضه شیمیایی، در بیمارستان ساسان تهران، به شهادت رسید و در بوستان بهشت فاطمه سارو به خاک سپرده شد. انتهای پیام/
خبرگزاری فارس همدان، میدان، مرد می خواهد، مردانی از جنس علیرضا شمسی پور که تمام زندگی و عمر خود را فدای خدمت کردند و سالها در سنگر های مختلف نظام افتخار خدمت در همه میادین را داشت. شهید شمسی پور درست بعد از انقلاب وارد میدان شد، یک روز در مبارزه با طاغوت، یک روز در مبارزه با حزب بعث عراق، یک روز خدمت به جامعه ورزش، یک روز مبارزه با داعش و یک روز در جستجوی پیکر شهدا. سال 1360
گفت امنیتی که امروز در غرب کشور برقرار است، ماحصل مجاهدت و نقش ماندگار حق بین ها و شهدایی است که در آن برهه مخلصانه رشادت کردند. چطور شد که سردار حق بین برای حضور در جبهه مقاومت اسلامی انتخاب شدند؟ جانباز محمدعلی حق بین تجارب بسیاری از روز های حضور در دفاع مقدس و بعد از آن در سال های حضور در شمالغرب کشور در راستای برقراری امنیت و برخورد با گروهک های ضدانقلاب کومله و دموکرات
، کرایه آژانس می دادم که بروم پیش رزمنده هایی که از سوریه آمده بودند. با بچه ها می رفتم در خانه شان. حتی به شهریار و حسن آباد قم هم رفتم. **: چه کسی خبر آمدن رزمنده ها را می داد؟ همسر شهید: وقتی دوستان و همسایگان و خانواده ام باخبر می شدند، به من هم می گفتند. مثلا می گفتند فلانی پسر عمه اش در شهریار زندگی می کند و دو سه روز است از سوریه آمده. من آنقدر به خانه آن دوست و فامیل
بچه گانه ای که در سطح رسانه ها مطرح می شود جدی نیست. ما از استقبال آقای بن سلمان خوشحال هستیم و آن را جدی می گیریم. نباید عربها و همسایگانمان را رها کنیم. باید کاری که می کنیم را برای همه توضیح دهیم. باید بگوییم این کارها به ضرر شما نیست. ما باید بگوییم آماده ایم در مسایل منطقه ای به صورت دوجانبه صحبت کنیم. درباره وین هم ماذون به صحبت نیستم ولی اسراییل در تلاش است این مذاکرات در وین به
طریق یک مزرعه یونجه که منتهی به روستا بود حرکت کرد و پس از پیدا کردن آن رزمنده مجروح، به طرف اردوگاه برگشتند. فردای آن روز حزب اعلام کرد که بیائید و جنازه های شهدا را ببرید، شهرداری مهاباد هم اجساد شهدا را به مسوولین تحویل داد و رزمندگان، شهدا را به ارومیه منتقل کردند، در روز تشییع این شهدا، شهید مهدی امینی شخصاً حضور داشت؛ مراسم تشییع از شهرچایی ارومیه شروع شد، مردم بسیار متأثر و