شاد کردن دل مردم می داند و البته مردم هم واقعاً تختی را دوست داشتند و بر تلاشش ارج می نهادند. به همین خاطر بود که در همان معدود دفعاتی هم که با شکست به کشور برگشت برای استقبال از او سنگ تمام گذاشتند. * کاپیتان تختی با آن که کشتی یک ورزش انفرادی است اما به اذعان تمام کسانی که در این ورزش دستی بر آستین دارند، صمیمیت و اتحاد و یکدستی اعضای تیم با هم می تواند شانس موفقیت همه را
دیده اما آقا تختی یک نفر است برای ملت. سال هاست همه از قهرمانی های بچه خانی آبادی صحبت می کنند که اصالتاً همدانی ا ست. سال هاست همه از بوئین زهرا، زلزله، گل ریزان جهان پهلوان و کشتی معروف تختی در مسابقات جهانی صحبت می کنند، سال هاست وقتی حرف از مردانگی می زنند تختی مثال تمام مثال هاست. قهرمان، پهلوان، جوانمرد، جهان پهلوان، آقا تختی و ... این ها تمام القاب آقای اسطوره است، اما برای مادر
ایلام جنگ زده و تیر و ترکش خورده که هنوز آثار مخرب آن کابوس فراگیر، بر پیکره و جسم و روح مردمانش و بر کوچه پس کوچه های رنجورش خودنمایی می کند، از نو بسازند و داشته ها و نداشته هایش را احیاء کنند اما" غرض دیگری و جهل دوست " موجب شد تا به حداقل های بسیار ناچیز!! قانع شویم و مدیران وقت استان، به امید خوش خدمتی خویش بر طبل و شیپور بنوازند و پایان بازسازی ناقص را در استان ایلام جشن بگیرند و همه چیز را
نسبت توانایی بیشتر و کمتر رسالت های اختصاصی بر دوش افراد قرار می گیرد . با یک گل بهار نمی شود ولی می توان امیدوار بود بهاری خواهد رسید و زمستان برای همیشه خواهد رفت. اندیشه برتر است که قهرمان و منجی می شود . قدرت خدادادی بیشتر است که آدمها را برجسته تر می کند . شیطان و سربازانش سعی می کنند اندیشه های حقیقی و برتر را کنار بزنند که به چشم و گوش مردمان نرسد تا از فطرتشان دور بمانند . هدف این است
پیرمرد در جهت یافتن دوست خود بوده که موجب عدم رغبت بیننده به پیگیری رخداد می شود. فیلم یادآور اثر شناخته شده ای چون گل های پژمرده ساخته جیم جارموش بوده که در آنجا نیز پیرمردی به دنبال یافتن گمشده ای دور است اما برخلاف فیلم ساخته شده توسط بهتاش صناعی ها، در فیلم گل های پژمرده دلیلی کافی برای عزیمت مرد به پیمودن سفری دشوار جهت جست وجوگری گذشته اش تعریف شده و مورد پذیرش مخاطب قرار می گیرد.