نگاه اصلاح طلبی داریم که موارد امنیتی را به عنوان یکی از پدیده ها و ضرورت های اجتماع امروزی نگاه می کند، یکی معتقد است که هر گفتمان سیاسی اگر بخواهد جا بیفتد باید امنیت زدایی شود. اما شخص شما هم - به لحاظ سنی - جز نسل دوم اصلاح طلبان هستید؟ کسانی که ندا را تشکیل دادند، جوانان مشارکت هستند. اینها چه نسبتی با شما دارند؟ یعنی شما خودتان را در این تیم چطور تعریف می کنید؟ بعضی ها نسل
امنیتی را به عنوان یکی از پدیده ها و ضرورت های اجتماع امروزی نگاه می کند، یکی معتقد است که هر گفتمان سیاسی اگر بخواهد جا بیفتد باید امنیت زدایی شود. اما شخص شما هم - به لحاظ سنی - جز نسل دوم اصلاح طلبان هستید؟ کسانی که ندا را تشکیل دادند، جوانان مشارکت هستند. اینها چه نسبتی با شما دارند؟ یعنی شما خودتان را در این تیم چطور تعریف می کنید؟ بعضی ها نسل دوم اصلاح طلبان را به لحاظ سنی
خواندن ده بار بیشتر می توانستند متون مشابه آن را پیدا کنند. من از صحبت کردن درباره ی اسلام به عنوان یک کلّ آزرده می شوم، زیرا ما در حال حرف زدن درباره ی 1.6 میلیارد نفر در سر تا سر جهان هستیم. من به این نکته اشاره کردم خصوصا درباره ی غیر مسلمان ها. زیرا این تلقی همانند آن است که همه ی مسلمانان به یک چیز اعتقاد دارند و به یک شیوه رفتار می کنند. معیارهای متفاوت و شیوه های متفاوتی از فکر کردن در درون
به شما هم بپردازم این سناریو را بخوان. من فیلمنامه را نخوانده، قرارداد را سفید امضا کردم. در ای ایران برای یک سال و نیم در خدمت این استاد بزرگ بودم و این کار را جزوی از افتخارات خود به حساب می آورم. بعد از آن فیلم بود که من تازه فهمیدم سینما یعنی چه و کارگردانی به چه معناست. هر تازه واردی اگر در یک فیلم به عنوان دستیار پنجم با این استاد کار کند مثل این است که سه سال به یک دانشگاه رفته باشد.
تاجیکستان هم مطالعه کرده ام و از هر نظر اطلاعات ایشان و نقدها و نوشته های ایشان را بدیع و سودمند می دانم و توصیه می کنم که آن ها را در کتابی مستقل به چاپ برساند. در خاتمه، به عنوان استادی از سرزمین هندوستان که سال ها در دانشگاه جواهر لعل نهرو دهلی نو تدریس کرده ام و سال ها عنوان ریاست مرکز فارسی و مطالعات آسیای مرکزی هندوستان را بر عهده داشته ام، به دکتر علی رضا قزوه که حلقه وصل فارسی
تا صدای هموطنان زابلی من به گوش مرکز برسد و در مجلس مطرح شود. من می دانم همشهریانم چه زجری می کشند. ما روزگاری انبار غله ایران بودیم اما در سال 1858 میلادی انگلیسی ها تقسیماتی در ایران انجام دادند و زابل را دو بخش کردند. بخش محتاج به آب افتاد در ایران و بخش پر آب جزو افغانستان شد. البته طبق یک قرارداد افغانستان وظیفه دارد آب را وارد ایران کند تا کشاورزی از بین نرود. اما از اواخر دهه 70 شمسی به
در ایران انجام دادند و زابل را دو بخش کردند. بخش محتاج به آب افتاد در ایران و بخش پر آب جزو افغانستان شد. البته طبق یک قرارداد افغانستان وظیفه دارد آب را وارد ایران کند تا کشاورزی از بین نرود. اما از اواخر دهه 70 شمسی به خاطر حضور طالبان این موضوع پیگیری نشد. زابلی ها هم می خواهند به این موضوع اعتراض کنند. 15 سال است هامون بی آب است این هنرمند تأکید کرد: من به عنوان محمدرضا
گروه ها از همدیگر تا چه اندازه می تواند در تحکیم وحدت موثر باشد؟ گفت: سوال این است که شناخت برای چی؟ برای اینکه همدیگر را دعوت کنیم که تو بیا به دین من یا من بیایم به دین تو؟ آیا منظور این است؟ به هر حال ما اگر منطقه جغرافیایی، شرایط اجتماعی هر جامعه ای را بشناسیم که چرا چینی ها چنین هستند و غربی ها طرفدار مسیحیت هستند و ... اینها ممکن است خیلی از سوالات ما را پاسخ دهند. اما اینکه ما دینی را بشناسیم تا آن را باطل کنیم این به نظر من این چیزی نیست که انسان بخواهد با آن به جایی برسد. بالاخره بنده باید بر این اعتقاد باشم که بروم و انسان را بشناسم و دعوت انبیا را بشناسم. ...