سایر منابع:
سایر خبرها
او یادگار شاه حسین بود/ گفتگو با همسر و فرزند
عقیق/ حمید محمدی محمدی: فقط سه روز به آمدن بهار مانده بود که آن خبر سخت باور در شهر پیچید. 52 سال، عمر کوتاهی بود برای مردی که تازگی ها جلسه گردان خانه مداحان شده بود. با چند نفری تماس گرفتم تا خبر را شایعه تلقی کنند، اما بی خبری آنها، موضوع را پیچیده تر کرده بود. دل نداشتم به شماره خودش زنگ بزنم. یقین اگر برمی داشت، بدون آنکه حتی جمله ای بین ما رد و بدل شود، یکی از مسرت بخش ترین خبرهای عمرم را
بررسی آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام)
داند و چنین وانمود می نماید که من آن گونه که وظیفه بندگی خودم و بزرگواری مولای من است بندگی ننموده و مقصرم. (امین اصفهانی، 1361: 9 / 255؛ نووی جاوی، 1417: 2 / 151) 3. دعا و طلب مغفرت برای آموزش به دیگران حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز مانند دیگر انبیای الهی از معاصی اجتناب می ورزیدند و دعا نمودن و طلب مغفرت از خداوند توسط ایشان برای این است تا به امت خود این گونه دعا کردن را
بررسی آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام)
(علیه السلام) برای پدرش از خداوند متعال طلب استغفار نموده است: وَ اغْفِرْ لِأ بی إ نَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ؛ و پدرم را بیامرز، که او از گمراهان بود! (شعراء / 86) نقد و بررسی قبل از اینکه به شبهات و سؤالات مطرح شده درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) پاسخ داده شود، لازم است در اینجا آزر که در آیه 74 سوره انعام به عنوان پدر ابراهیم از آن نام برده شده است (وَإ ذْ قَالَ إ بْرَاهِیمُ
پدرم به خاطر خودخواهی مصدق حمایتش را قطع کرد
کند، داش مشدی های پامنار نمی توانند تحمل کنند و حسابی او را کتک می زنند. از آن زمان سر و کله شعبان در منزل ما پیدا نشد. داش مشدی ها و پهلوان ها علاقه خاصی به آقا داشتند. یک بار مرحوم تختی به منزل ما آمد. آقا نگاهی به قد و بالای او کردند و گفتند: از نظر اخلاقی هم مثل جسمتان تقویت شوید. مرحوم تختی بسیار در برابر آقا تواضع داشت. شما در روز 28 مرداد شاهد چه حوادثی بودید؟ در میدان
سری که جا ماند
خود به خبرنگار می گوید: یادم نمی رود که در دزفول بودم. زنی بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت: بی غیرت تو خلبان مایی بگیر! یک لحظه احساس کردم که بچه خودم است. ما می جنگنیم برای بقای فرزندانمان نه برای بقای شخص خودمان. ما یک کشور هستیم که داریم با یک دنیا می جنگیم. خواستم با آن زن صحبت کنم که دیدم عصیانی و ناراحت است و دیگر چیزی نگفتم. من خطر موشک های زمین به هو ا را به جان خریدم و دو بار بر روی پل
فاطمه طباطبایی: احمدآقا همیشه نگران رفاه زدگی مسئولان بود/ هرگز انزوای سیاسی را انتخاب نکرد
نمی دهند پسرش ازدواج کند لذا آنجا مصمم شدم که به سهم خودم جواب مثبت بدهم. پدرتان با شما مشورت نکردند؟ چرا ایشان خود موافقت کردند-البته این بعد از این بود که احمدآقا به خواستگاری من در قم آمده بود-ولی به من گفتند: تو قرار است با یک آدم مبارز زندگی کنی ممکن است زندگی آرامی نداشته باشی. اشاره پدرم به ماجرایی بود که چند وقت قبلش برای همسر مرحوم حاج آقا مصطفی پیش آمده بود که ساواک
فاطمه طباطبایی: احمد آقا همیشه نگران رفاه زدگی مسئولان بود
نمی دهند پسرش ازدواج کند لذا آنجا مصمم شدم که به سهم خودم جواب مثبت بدهم. پدرتان با شما مشورت نکردند؟ چرا ایشان خود موافقت کردند-البته این بعد از این بود که احمدآقا به خواستگاری من در قم آمده بود-ولی به من گفتند: تو قرار است با یک آدم مبارز زندگی کنی ممکن است زندگی آرامی نداشته باشی. اشاره پدرم به ماجرایی بود که چند وقت قبلش برای همسر مرحوم حاج آقا مصطفی پیش آمده بود که ساواک
راویان احادیث مهدویت و حامیان مقام ولایت
وارد بغداد می شود. بدان سبب که شلمغانی نایب مناب حسین بن روح بود، نزد وی رفته، همراه زراری از شلمغانی تقاضای دعا می کند که با مکتوبی از ناحیه مقدسه خواسته شود. ابوغالب نیز به همین کیفیت طلب دعا می کند. شیخ طوسی، به تفصیل این قضیه را بیان می کند و جواب حضرت به ابوغالب چنین است: اما زراری؛ خداوند متعال اختلاف بین او و زنش را اصلاح خواهد کرد.[18] با همین دعای امام زمان
آیت الله قرهی: کار نیک با وجود رذائل، کاشت بذر در شوره زار است
باعظمت الهی آن هاست و تمام آن ها متّفق القول هستند که اوّلین راه بیرون کردن رذائل است. لذا عزیزان! همان طور که بار ها و بار ها شنیدید، انسان وقتی به محضر هر کدام از اولیاء خدا می رسد و عرضه می دارد: راه می انبری برای رسیدن به پروردگار عالم بگویید؛ همه آن ها متّفق القول بیان می کردند و می کنند که گناه نکنید. با اینکه بعضی از آن ها تا آخر عمر هم به ظاهر همدیگر را ندیدند. مرحوم إبن الرضا، آن
سیداحمدخمینی: آقای منتظری! بدون امام شدید و تنها ماندید/ پس از رنج نامه تهمت ها از هر طیف آسوده ام نمی ...
جنابعالی را یک شبه و بدون مقدمه کنار گذاشته اند در حالیکه به هیچ وجه این گونه نبوده است. ذکر این نکته در بیان تلخی حادثه کافی است که حضرت امام روحی فداه پس از کنار گذاشتن شما ظرف چند ساعت چندین بار گریستند و بارها فرمودند که لحظه ای از آقای منتظری غافل نیستم ولی چه کنم که مصلحت نظام ایجاب می کرد که ایشان کنار بروند. نامه من به شما تا اندازه ای حقیقت را روشن می کند و گمان می کنم کسی به