داستان های انتقام محور پتانسیل زیادی برای سانتی مانتال بودن دارند و آنقدر هم اثر مختلف در این بستر داستانی تعریف شده که نویسندگان تلاش می کنند به شکل های مختلف مفهوم انتقام را ساختارشکننی کنند: مثلاً این که شخص انتقام جو خودش هم در مسیر انتقام به شخصی پلید تبدیل می شود و حقانیت اخلاقی اش را از دست می دهد؛ یا در مسیر انتقام افراد بی گناه کشته می شوند و برای همین انتقام کار خوبی نیست و ساختارشکنی
، گاهی خودی نشان می دهند و در نیستی فرو می روند، اما ناگهان تمام ارکستر به صدا درمی آید، آن وقت اشک از چشم های شما جاری می شود در حالی که خودتان هم نمی دانید برای چه گریه می کنید.... چشم ها به روایت ادبیات بزرگ علوی در چشم هایش از مصیبت می گوید، از عمق مصیبت که جگرخراش است و نحوه حضور مصیبت در زندگی که تدریجاً وارد می شود و نوع مواجهه با مصیبت که از سر ناآگاهی است. در مکتب تشیع
را به ایشان دادم تا در تعطیلات عید بخواند و نظرش را پیش از چاپ برایم بفرستد. فردا صبح خواب بودم که ایشان تماس گرفت و گفت که خواب را از چشم من گرفته ای آن وقت خودت خوابیدی؟! ایشان آن شب تا سحر بخش زیادی از کار را خوانده بود و بسیار نسبت به کتاب لطف داشت. بعد از انتشار هم نظرش را بیان کرد تا تلقی نشود تعارف دوستانه بوده است. دکتر محسن کاظمی هم در مقاله ای محققانه نقد و نظرش را منتشر کرد
بع مختلف الهام می گیرد. همه ما ده ها بازسازی از داستان جکیل و هاید دیده ایم، اما فارگیت با جسارت خلاقانه ی خود آن را با دختران شو (Showgirls) ترکیب می کند، و حتی این برای او کافی نیست. او به شدت از صحنه ی توهم زایی در فیلم درخشش (The Shining) الهام گرفته است، جایی که جک تورنس زنی جوان را در وان حمام در آغوش می گیرد، اما او را به شکل یک پیرزن بدجنس می بیند. جدا از آن، تصاویر فارگیت یاد
با بردارهایی باید مطابقت داده شود و بعد مقایسه انجام شود که به چه اندازه دیده شده است. ما از ابتدا امیدوار بودیم مجموعه ای بسازیم که دیده شود. تمام سواد تجربی خود را به کار بردیم؛ بنده، آقای حسین امیرجهانی نویسنده، آقای حامد حسینی تهیه کننده و همه دوستانی که از قبل بودند و به ما اضافه شدند و در حال حاضر کار می کنند. امیدواریم مخاطب توانسته باشد درگیر شود چون خودم تا کمی قبل از روزهای