سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی در یک قدمی داعش
وخشک با هم می سوزند. حمله آمریکا به عراق و اشغال بغداد با پایان دوره سربازی من همزمان شده بود. من هم برای پیدا کردن پاسخ این پرسش ها بدون آنکه کسی یا جایی را در عراق بشناسم از راه زمینی شلمچه راهی این کشور شدم. در زمان ورود به عراق نوعی ترس و وحشت سراسر وجودم را گرفته بود و مطمئن نبودم که بتوانم زنده از این کشور خارج شوم. از این رو در آن دوره جوانی حس میهن دوستی مرا بر آن داشت تا یک مشت از
دنا چقدر می ارزد؟
بررسی کند. نفرستاد؟ چرا فرستاد، اما چیز جدیدی نداشت. ما گفتیم شاید مثلا به جای 37 قلم، 47 قلم از قطعات دنا با سمند سورن فرق می کند؛ اما اطلاعاتی که ایران خودرو دوباره برای شورا فرستاد، همان قبلی ها بود و بس. از همین رو مرکز ملی رقابت قیمت دنا را رسما همان 42 میلیون تومان اعلام کرد. اگر ایران خودرو به توصیه های ما گوش داده و هزینه های اضافی دنا مانند همان کارت طلایی که گفتم را حذف کند
کارمند آسمان هستم
ارتباط زیادی با من برقرار نمی کرد. سارا بچه فوق العاده باهوشی است. اما به خاطر مشکلاتی که داشت کم حرف می زد و خجالت می کشید. همیشه دست هایش داخل جیبش بود و سرش را پایین می انداخت تا کسی او را نبیند. سارا همیشه افسرده بود و از بچه ها دوری می کرد. ارتباط برقرار کردن با سارا کار سختی بود اما کم کم موفق شدم تا با او ارتباط برقرار کنم و باهم دوست شویم. سعی می کردم بچه را بیشتر در جمع بیاورم و از او می
مناظره جالب یک موافق و مخالف شبکه های اجتماعی موبایلی!
انقدر بهش عادت کرده که اگه یه روزی گوشیش پیشش نباشه آروم و قرار نداره. -حمید: راست میگی . چند وقت پیش بعد از مدت ها تقریبا اکثر فامیل دور هم جمع شدیم. به جایی اینکه بشنینیم با هم صحبت کنیم اکثرا سرشون تو موبایلشون بود. -علی: جدای اینکه چقدر عوارض جسمی مثل چشم درد، افسردگی داره به جای اینکه ارتباطلات رو نزدیک کنه. ما رو از نزدیک ها مون جدا کرده و به غربیه ها نزدیک کرده. بابای
چندنکته در باب یک سنت رو به فراموشی
نیاز پیدا کند و او بتواند قرض بدهد و چنین نکند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می کند. و هر کس به گرفتار و درمانده ای قرض بدهد و در پس گرفتن آن خوشرفتاری کند [گناهانش پاک شده] اعمالش را دوباره شروع می کند و خداوند در برابر هر درهم، هزار قنطار (ثروتی فراوان) در بهشت به او عطا کند. یک سوال: به اطراف خود خوب نگاه کنید ببینید شخص ثروتمندی پیدا می کنید؟ چند نفر؟ زیاد؟ حالا آیا تا
گفتگوی حاج قاسم و حاج محسن درباره حاج احمد
، مثل بقیه، اینها انسان هایی بودند که از صفر تا صد یگان را(گردان، تیپ و لشکر) با تمام وجودشان از اساس ساختند. این طور نبوده که یک لشکر آماده را بدهند دست این فرماندهان سپاه مثل احمد، مثل جنابعالی(سردار سلیمانی) چون در همه کشورها و حتی در ارتش خود ما هم این طور است که وزارت دفاع و برنامه و بودجه و نظام آن کشور به همراه سایر دستگاه ها، اول لشکری و یگانی را از اساس ایجاد می کنند و بعد به فرمانده ای می
فصل پایانی از خاطرات سردار شهید حسین غنیمت پور
رفتم، قبل از خوردن چیزی اول باید مطمئن می شدم که مال صاحب خانه پاک است، بعد غذا می خوردم. خاطرات خواهر شهید حسین غنیمت پور در را باز کردم. حسین پشت در بود. سلام و علیکی کردیم. در حالی که چند جلد کتاب دستش بود، به داخل خانه آمد. کتابها را از او گرفتم. نگاهی به آن انداختم و گفتم: مگه تو کتابهای استاد مطهری و آیت الله بهشتی رو نداری؟ . گفت: اینها رو نداشتم.
همه چیز دربارۀ سریال هزار دستان و علی حاتمی (+عکس)
خود ان دنیا و پل صراط را به یاد می آورد و حاضر به چنین کاری نمی شود. "...کراوات بزن، صورتت رو تیغ بنداز، خم شو، راست شو، دروغ و دغل بگو، حق و ناحق کن. فردا یک وجب جا، جواب خدا، پل صراط و تو این دنیام بشو عمو ، عملی، اجاره نشین، دست به دهن ..." نصرالله خان پس از ترک عمویش و بازکردن کراوات تحمیلی درسریال هزار دستان جسمش از جون تو پاک تره احترام به علمای اسلام از
گزارشی از تمرین یک صبح ناگهان (+عکس)
جایگاهی که زمانی مجسمه استاد حمید سمندریان نصب بود، عبور کردم و وارد سالن سمندریان شدم. قبل از اینکه از پشت جایگاه تماشاگران وارد فضای اصلی سالن شوم، صدای حسین پاکدل را شنیدم که درباره حرکت و اینکه بازیگر باید چگونه یک حرکت فرم را به درستی انجام دهد، صحبت می کرد. وارد سالن شدم و مهدی پاکدل را دیدم که روی صحنه ایستاده بود و به حرف های برادر بزرگتر خود که در آن لحظه کارگردان نمایش یک صبح
ادبیات داستانی پر شده از شبه نویسنده ها؛ انتشارات ها خاک گرفتند
به محمد احمدزاده، از هنرمندان همیشه همراهش گفته است: محمدعزیزم!روزهای بدی است. دوست داشتم طور دیگه ای تولدت رو تبریک بگم. اماحال خوشی ندارم. توخوب میدونی حال واحوالم رو. اما حالا که باتو ندار شدم. همه هستی ام رو تومیدونی. و رنج بر احوال منی.بهت میگم پسرخوب. رفیق من. دل به نوشتن ببند و بس. باقی این دنیا برای من و تو راهی جز این ندارد. ما فقط نویسنده ایم. فقط. یادبگیر جز نوشتن و آرمانش به هیچ چیز
سرگذشت مصادره های ایرانی
می ریختند و عتیقه و فرش و اشیای دم دست را بار می زدند و می بردند. چند سرخط خبر: اول اردیبهشت 58 بخشنامۀ دادستان تهران برای کمیتۀ مرکزی: دادسراها فقط با گزارش کلانتریها پروندۀ مجرمان را می پذیرند. 10 خرداد پیرو تذکر امام خمینی در حفظ چهرۀ زیبا و مطلوب جمهوری اسلامی، دستورالعمل صریح دادگاه انقلاب اسلامی به پاسداران: ورود بدون مجوز به منزل اشخاص، بردن اثاثیه و اخراج افراد
جزییات جنایت وحشیانه اصفهان از زبان پدر مقتول
دنبالش گشته اند اما اثری از او پیدا نکرده اند . زن حالش آنقدر خراب بود که نای حرف زدن نداشت و در این میان شوهرش به تشریح ماجرایی پرداخت که رخ داده بود . مراسم پاتختی یکی از اقواممان بود. من و همسرم به همراه فرزندمان مهدی راهی مراسم شده بودیم. کمی احساس خستگی می کردم و به همین خاطر بعد از ناهار در یکی از اتاق ها چند ساعتی خوابیدم. حدودا ساعت 4 بعدازظهر بود که بیدار شدم. همان
10صحنه برگزیده فیلمهای مهرجویی/تصاویر
. زیر لب گفت: دیگر به هیچ چیز ایمان ندارم. اهل فلسفه هم بود. لابد یادش آمد فیلسوفی وصیت کرد پس از مرگ در صحن کلیسایی به خاک بسپرندش که پدرش آنجا خادم بود. آنجا که تمام سال های کودکی در آن بازی می کرد و دست خدا بالای سرش بود. بانو - 1370 هومان فرزاد یگانه: خیلی ها بانوی مهرجویی را در حد یک کپی نه چندان موفق از ویریدیانای بونوئل دانسته و ارزش آن را در کارنامه ی مهرجویی تخفیف می