امید بنکدار بود و حضور یک نفر به عنوان تهیه کننده بیشتر سوهان روحمان می شد به همین دلیل تهیه کنندگی کار را نیز خودمان بر عهده گرفتیم. علیمحمدی اذعان کرد: فیلم سینمایی ارغوان ادامه فیلمسازی من و امید بنکدار از زمان فیلم کوتاه است و بهتر یا بدتر بودن مسئله اصلی ما نیست. ما تلاش می کنیم تجربه جدیدی در این حوزه کسب کنیم. وی با اشاره به تغییر دستمزدهای سینما پس از گذشت پنج سال
، ماهی 600 تومن. بهش گفتم نمیشه اون 15 روز رو هم نیام ماهی 300 تومن؟ • چنتا پست شکست عشقی دارم رو دستم باد کرده. یکی بیاد با من ازدواج کنه بعد ولم کنه تا من اینارو بذارم. • تو امتحان دنبال این نیستن که چقد حالیته دنبال اینن که چی بلند نیستی • زمونه جوری شده دختر 14 ساله رو میبینی فکر میکنی 26 سالشه... زن 40 ساله رو میبینی انگار 14 سالشه... پسر میبینی
کاسبی جدا می شود. عائله ایشان را همین برادرش اداره می کرده است. از زندان هم که خارج می شود، در کار انقلاب می افتد. از اول پیروزی انقلاب هم ایشان حقوق بگیر امام بود. من به خاطر دارم که حقوقی که امام به آقای عسگراولادی می دادند، ماهی بیست هزار تومان بود. حقوق یک سال ایشان 240 هزار تومان بود. بعد که آقا رهبر شدند، این مبلغ به 50 هزار تومان رسید، بعد ایشان کارمند رسمی کمیته امداد شدند. در همین اواخر
کرد. وقتی کیانا مورد تحقیق قرار گرفت، اظهارات مادرش را تایید کرد و گفت: هیچ وقت پدرم جای سالم در بدن ما نمی گذاشت. از هرچیزی عصبانی بود یا ما را کتک می زد یا مادرم را. روز حادثه هم من در اتاقم داشتم درس می خواندم و اصلا متوجه دعوای پدر و مادرم نشده بودم فقط شنیدم پدرم فحاشی می کند. این موضوع در خانه ما یک چیز کاملا طبیعی بود، وقتی به اتاق من آمد و فریاد زد مرا بلند کرد که
اشعار و رجزهایی را علیه داعش می خواند. درحالی که داعشی ها هم با استفاده از بلندگو به طور مستمر اشعار مدیحه گویی های خاص به خود را پخش می کردند. آیا از داعش ترسی نداشتید. فاصله شما با آنها چقدر بود؟ فاصله ما و آنها در حدود 200متر بود که به تدریج عمق آن بیشتر می شد. من به عنوان یک ایرانی درصورتی که به دست داعش اسیر می شدم به طور حتم به شدت شکنجه شده و بعد از آن کشته می شدم. از این
به همین دلیل تنها سوال هایی را که بلد بودم، جواب دادم. روز اعلام نتایج، نام و شماره کارت من هم بود درحالی که دو، سه نفر از شاگردانی که امکانات مالی خوب و معلم خصوصی داشتند و شاگرد زرنگ بودند، رد شده بودند. آنها از قبول شدن من تعجب کرده بودند. من هم با خودم فکر می کردم حتما اشتباه شده است اما اینطور نبود و در رشته باستان شناسی دانشکده هنرهای زیبا ثبت نام و چندروز بعد در کنکور رشته هنر شرکت کردم. روز
که از انشعابات مشروطه خواهان بودند. از غضب محمدعلی شاه در واقعه به توپ بستن مجلس و اعدام گروهی مشروطه خواهان گریخته بودند و پس از مدتی از آرام شدن شرایط در پایتخت محافظی با سرمایه شخصی به راه انداخته بودند. هدف آنها کمر به قتل بستن عوامل اصلی فساد اقتصادی و اجتماعی آن روزهای تهران بود. در دوره احمدشاهی قحطی و بیماری پدر مردم را درآورده بود و حکومت مرکزی توجهی به حال و روز مردم نداشت.(گفت وگو با علی
تکاور بوده و در منطقه ی سومار بر اثر ترکش گلوله ی توپ به شهادت رسیده . بعد از توضیحاتِ پدر شهید، دقایقی از جلسه، به خوش وبش حضرت آقا با اعضای خانواده می گذرد. ایشان حتی با پسرک نوجوان هم احوالپرسی می کنند و مقطع تحصیلی اش را می پرسند و برایش آرزوی موفقیت در درس خواندن می کنند. در این سؤال و جواب ها، مکشوف می شود که آن آقای 40 ساله، داماد خانواده است . زمان شهادت، شما داماد