علی اکبر دهخدا در سوگ دوست شهیدش، میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل، شعری سرود که با نام یاد آر ز شمع مرده یا ای مرغ سحر شناخته شد. منبع: باشگاه خبرنگاران این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
آزادی خواهان راه تبعید در پیش گرفت. سال های تبعید؛ از پاریس تا استانبول اقامت در اروپا، به ویژه در پاریس و سپس در سوئیس، برای دهخدا با تنگنای مالی و فشار روحی همراه بود. با این حال، انتشار دوره دوم صوراسرافیل را در تبعید از سر گرفت و حتی صریح تر از گذشته نوشت. شعر معروف یاد آر ز شمع مرده یاد آر که در سوگ یاران جان باخته سرود، از نمونه های درخشان ادبیات سیاسی آن عصر است. او سپس به استانبول رفت و در فضای نسبتاً آزادتر عثمانی، در انتشار نشریه سروش نقش داشت. دهخدا در این سال ها، هم سیاست ورز بود و هم روشنفکری که می کوشید معنای تازه ای از مسئولیت اجتماعی نویسنده ...
ااش شد. از تبعید تا گردآوری امثال و حکم پس از کودتای محمّدعلی شاه، بعضی از مشروطه خواهان از جمله میرزا جهانگیرخان اعدام شدند. گروهی از مشروطه خواهان هم، پس از تحصّن در سفارتخانه انگلیس، سرانجام تبعید شدند و دهخدا یکی از آن ها بود. او شعر معروف یاد آر ز شمع مرده یاد آر را شبی پس از به خواب دیدن جهانگیرخان سرود. دهخدا هم زمان با آغاز جنگ جهانی اول مخفیانه به ایران بازگشت و تا پایان جنگ نزد خوانین چهارمحال و بختیاری ماند. آن جا با استفاده از کتابخانه خطی و سنگی یکی از خوانین، کار تألیف و گردآوری امثال و حکم و لغت نامه را شروع کرد. در آغاز دهه 1300 شمسی، ریاست ...
زَنَخدانِ یار بخش یا رب به وقتِ گُل، گُنَهِ بنده عفو کن وین ماجرا به سروِ لبِ جویبار بخش ای آن که رَه به مشربِ مقصود بُرده ای زین بحر، قطره ای به منِ خاکسار بخش شکرانه را که چشم تو رویِ بتان ندید ما را به عفو و لطفِ خداوندگار بخش ساقی چو شاه نوش کند باده صَبوح گو جامِ زر به حافظِ شب زنده دار بخش تعبیر: شما اکنون به دنبال تعادل میان ظاهر و باطن زندگی تان هستید و این فال شما را به رها کردن سخت گیری های بی مورد و پذیرش لذت های پاک دعوت می کند. شاید گاهی احساس گناه یا سنگینی کنید، اما نشانه ها به ...
ترکان ز ایران نیابند جفت چنین بود و روزی نبودت ز من بدین درد، غمگین مکن خویشتن همانا که تو خود ز ترکان، نه ای که جز، به آفرینِ بزرگان نه ای بدان زور و بازوی و آن کتف و یال نداری کس از پهلوانان همال، (همتا، نظیر) ولیکن چو آگاهی آید به شاه که آورد گردی ز توران سپاه شهنشاه و رستم بجنبد ز جای شما با تهمتن ندارید پای نماند یکی زنده از لشکرت ندانم چه آید ز بد بر سرت دریغ آیدم کاین چنین یال و سفت، همی از پلنگان بباید نهفت ترا بهتر آید که ...
ایران باشد. در این تحویل سال، جای خیلی ها خالیست، اما یادشان سبزترین سین هفت سین ماست. سبزه گره می زنیم به آرزوی روزهای روشن و آسمانی بدون غبار. نوروزتان به رنگ امید. شاید امسال عید نداشته باشیم، اما بهار را نمی شود حبس کرد. بوی تغییر می آید. برایت دلی آرام و یقینی محکم به پایان شب سیاه آرزو دارم. نوروزت به امید آزادی اندیشه. نوروز یعنی امید به فردا. حتی در میان سوگ و غم، امیدی پنهان است که تو را به پیش می راند. سالت آرام. نوروز یعنی باور به اینکه رویش، حق زمین است و شادی، حق انسان. غم هایمان را به رودخانه می سپاریم و برای فردایی که در آن هیچ مادری سیاه پوش نباشد، دعا می کنیم. در تقویم دل های ما ...