دادند به خوبی عمل می کرد. به عنوان مثال آموزش نیروهای غواص در عملیات والفجر 8 را بر عهده داشت و تمام قد ایستاد و در آن سرمای استخوان سوز سال 64، دو ماه نیروها را آموزش دادند. قبل از این که در منطقه عملیات والفجر 8 برویم در هفت تپه در رودخانه دز که دست کمی از رودخانه اروند نداشت، آموزش دادند و نیم دیگری از نیروها را در دزفول آموزش دادند. در آن شرایط سخت نیروها آموزش دیدند و هیچ کس گلایه
رغم خشکسالی دارای معادنی غنی می باشد. مرز و کویر می تواند ظرفیت خوب دیگری باشد. در فروردین ماه سال 1358 اولین لباس پلنگی را خریدم فرمانده سپاه انصارالرضا علیه السلام در پاسخ به این سوال که "ازچه زمانی پا به عرصه حضور در جهاد و مجموعه سپاه گذاشتید؟" خاطرنشان کرد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جزو اولین بسیجی ها بودم. آن زمان که متولی بسیج ارتش بود، تحت عنوان بسیج ملی، در آن حضور
همسرم نیز در هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسید. جواد آرپیچی زن بود و در گردان 27 محمدرسول الله(ص) فعالیت می کرد که سرانجام بهمن 1364 در منطقه فاو در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید. حسین هم در دی ماه 1365 در عملیات کربلای 4 به شهید و پیکرش هم مفقود شد و 12 سال بعد به میهن بازگشت. عکسی که در قلب قاری قرآن ماندگار شد شهید نعمت الله سعادت آگاه برای شرکت در مراسم عروسی من به تهران آمده
هم مجید امام زمان را دیدیم. مادر 3 شهید میر کریمی اهل روستای قلعه نو خرقان شاهرود است به سراغ مادر بزرگوار دیگری می روم که در روستای قلعه نو خرقان شاهرود زندگی می کند و در دوران جنگ تحمیلی جگر گوشه هایش را با دستان خود راهی میدان نبرد حق علیه باطل کرده است . رقیه سادات کریم الحسینی مادر سه شهید میر کریمی است که به تازگی همسرش را از دست داده است. وی از ازدواج و
که می آمدند به حمایت، برنامه ای می ریختی و فعالیت فرهنگی برای شان دست و پا می کردی... تا این که بعد از حدود هفت هشت ماه آن جا بودن، بیرون کشیدی و این شد بهانه ای که بگویند قیصر از سیاست بیرون کشید! همان موقع ها هم نگفته بودی که اهل سیاستی! اصلاً تسخیر لانه جاسوسی چه ربطی به سیاست داشت؟ سیاست تازه آن موقع داشت درست و غلط بودن تعدی به سفارت ایالات متحده! را پیش خودش بررسی می کرد؛... اگر به سیاست
گروه فرهنگی اگر کسی بخواهد عادت به گناه را ترک کند باید با آمادگی لازم وارد جبهه ترک گناه شود او باید بداند ترک عادت بسیار سخت است و به گفته برخی از بزرگان خودسازی همانند کندن چاه با سوزن است. کسی که می خواهد نسوزد نباید به آتش نزدیک شود نمی تواند بگوید من در آتش قرار می گیرم ولی اجازه نمی دهم سوخته شوم. کسی که دردش نگاه به نامحرم است برای درمان مرضش نمی تواند شغلی را که مشتریانش زنان خواهند بود، انتخاب کند.