کانال کمیل می گوید. آتش دشمن خیلی سنگین شده بود و بچه ها پنج روز داخل کانال محاصره شده بودند و عراقی ها به روز 22 بهمن خیلی حساس بودند؛ آب قمقمه بچه ها تمام شد و همه به دنبال راهی بودند تا بتوانند مقاومت کنند، چون آن زمان عراق از صحنه جنگ فیلم برداری می کرد تا بتواند در اجلاس غیرمتعهدها وجهه ایران را خراب کند و به همین دلیل بچه ها تصمیم گرفتند، تحت هیچ شرایطی تسلیم نشوند.
های خاطرات شفاهی و هم خاطرات مربوط به اسرای عراقی. اگر این کتاب ها به زبان انگلیسی و اسپانیولی و عربی و زبان اردو ترجمه و در جهان منتشر بشود، می دانید چه اتفاقی در دنیا می افتد؟ همین کتابی که درباره گردان نهم تهران اخیراً گلعلی بابایی نوشته و شهید وزوایی و دیگران را مفصلاً شرح داده است، انسان وقتی این کتاب را می خواند، به معجزه انقلاب پی می برد. آدم می بیند بچه های دانشجو بی اطلاع و بی خبر وارد جنگ
گروه جهاد و مقاومت مشرق : خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خاطرات آزاده علیرضا بُستاک است: ساعت یازده – دوازده شب بود که با بچه های گردان به خط شدیم و به سمت منطقه عملیاتی حرکت کردیم. تا ساعت چهار – پنج صبح پیاده روی کردیم
. اگر بودم نمی گذاشتم حاجی بخشی برود یک روز در قرارگاه پیش آقامحسن بودم که بچه ها خبر آوردند داماد حاجی بخشی شهید شده است. به خط که آمدم متوجه شدم حاجی می خواسته از پل کانال ماهی عبور کند که ماشینش گلوله می خورد. اگر خودم بودم نمی گذاشتم حاجی بخش به آن سمت کانال ماهی برود اما بچه ها چون توجیه نبودند او رفته بود. روی پل قسمتی بود که یک برآمدگی داشت. لوله ای انداخته
خبر از یک روز آرام و بی دردسر را می داد . کاووس و رهبر بومی ها به کمک رادا خیلی زود صحبت هایشان را شروع کردند . و دو پسر بچه هم در اطراف من کنجکاوی می کردند . همان طور که اطراف را زیر نظر داشتم ، متوجه شدم که تیگرا ناگهان از حرکت ایستاد و به سمت دریا خیره شد . نعره سهمگینش همه را متوجه او کرد . کاووس از جا بلند شد و چیزی به رادا گفت که او به سرعت خودش را به زنها و کودکان رساند و آنها را به داخل
ظاهر شوی تا چشم دشمن کور شود و ببینند که ایران و اسلام چه زنانی را می پرورد، تا مطلع شوند که دیگر نفاق و ترور در مردم ما تاثیر ندارد. ما در زمان امام حسین (ع) نبودیم که به ندای 'هل من ناصر ینصرنی' امام حسین (ع) لبیک بگوییم، حالا باید به آن حضرت پاسخ داده و دینمان را ادا کنیم. مادرجان دعا کن که شهید شوم'. خراسان شمالی با جمعیت 867 هزار نفری در دوران دفاع مقدس دو هزار و 700 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است. ک/4 7184/626**اول