سایر منابع:
سایر خبرها
کسی که سال ها با صدایش هنرنمایی می کرد، یک باره حرف نزد
از دوستان من در سینما از دختران و پسران حاضر در سالن پرسید وارن بیتی را دوست دارید؟ که آن زمان یادش بخیر من هم یک جوان 24 ، 25 ساله بودم، همه جوانان شلوغ بازی می کردند و وقتی متوجه شدند که گوینده اش من هستم باور کنید چنان به سمت من هجوم آوردند که خودم تعجب کردم. از طرفی وقتی می دیدیم که مردم برای کارمان، سینما و دوبله ارزش قائل هستند خیلی خوشحال می شدم. وی سپس در بخشی دیگر از صحبت هایش به ضرورت
تشکیل تیم هایی با تمرکز بر تحریم ها
می شود مخالف هستند، سعی می کنند برای تخریب دولت و رییس جمهور بهانه پیدا کنند، البته از جلسات آنها و کارهایی که در حال انجام است و هم از نحوه انعکاس مطالبشان آشکار می شود. ما سعی نیز می کنیم دوستانه تا جایی که می شود این مساله را حل و فصل کنیم و به آنها اعلام کنیم اما گاهی اوقات رییس جمهور احساس می کنند که آنها عرصه را بر دولت تنگ می کنند تذکر تندتر در صحبت هایشان می دهند. برخی از مردم
علت مخالفت بسیج با رفع حصر/ اولین فرمانده سپاه چپ و راست را از دم تیغ گذراند/ هشدار دست نویس یک وزیر به ...
است جمع آوری کتاب های یغما گلرویی از نمایشگاه کتاب در پی نامه اعتراض آمیز یغما گلرویی به رئیس جمهوری دیگر کتاب های این ترانه سرا نیز از نمایشگاه کتاب تهران جمع آوری شد.به نوشته آنا در پی نامه اعتراض آمیز یغما گلرویی که پس از جمع آوری یکی از کتاب های وی با عنوان من رویایی دارم از غرفه انتشارات نگاه در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران، به حسن روحانی رئیس جمهور نوشته بود، سایر
ما آمده ایم تا بر امپراتوری فارسی مهر پایان بزنیم!
. نزدیک شد و گفت: به خانه شما کاری ندارم اما به یک شرط! آن خانم گفت: من یک دختر مسلمانم و هنوز ازدواج نکرده ام. راننده در جواب گفت: مهم نیست من خودم با تو ازدواج خواهم کرد. آن رذل با احساس قدرتی که می کرد مصمم بود که به خواسته های نفسانی ناپاک خود برسد؛ اما خداوند چنین نمی خواست و ناگهان معلوم نشد چگونه و چه کسی از پشت با کارد ضربه ای بر او وارد کرد و او را کشت و آن زن معصوم بعد از این
نمایشگاه کتاب روی موج تعطیلی
گردآوری کتاب های یغما گلرویی، ترانه سرا، نیز اشاره کرد. به گزارش آنا، در پی نامه اعتراض آمیز گلرویی که پس از جمع آوری یکی از کتاب های او با عنوان من رویایی دارم از غرفه انتشارات نگاه، به حسن روحانی، رئیس جمهور، نوشته بود، سایر کتاب هایش نیز از این غرفه جمع آوری شدند. از جمله این کتاب ها می توان به مجموعه ترانه تصور کن ، مجموعه شعر باران برای تو می بارد ، ترجمه کتاب دیوارها سخن می گویند از احمد کایا و
تقدیر از استاد عبدالوهاب شهیدی در حضور ابتهاج، شجریان و ظریف
بود. من با او برنامه های زیادی اجرا کردم که همگی شان با استقبال بسیار زیادی مواجه می شد و بعد از پایان کنسرت، همه از ایشان اجرای تصنیف زندگی را می خواستند؛ همان طور که از شجریان می خواستند مرغ سحر را اجرا کند. او همچنین درباره ی دوست و همکار قدیمی خود گفت: ما خاطرات زیادی با استاد شجریان و استاد شهیدی داشتیم. به خوبی به یاد دارم که ضبط با جناب شهیدی کار لذت بخشی بود و گرفتاری های مرسوم
نظرجهانگیری درباره ترمیم کابینه ؛ برخی موارد به تغییر رسیده ایم اما ثبات مدیریت برای ما مهم است
کنیم اما گاهی اوقات رییس جمهور احساس می کنند که آنها عرصه را بر دولت تنگ می کنند تذکر تندتر در صحبت هایشان می دهند. ایرنا: برخی از مردم از دولت گلایه دارند که چرا در حذف اقشار پردرآمد از دریافت یارانه تعلل می کند البته با توجه به اینکه امسال بحث حذف اقشار پردرآمد را آغاز کرده اید؟ قائم مقام وزیر کار اعلام کرد که امسال 6 میلیون نفر از این چرخه حذف می شوند، آخرین اخبار را راجع به این موضوع
پورشه ای که تصادف کرد تا امیر قلعه نوعی ونواده آیتالله مالکش شوند /از گزارش نیویورک تایمز تابابک زنجانی ...
دریافتی- یونس یونسیان*؛ این روز ها صحبت ها و حرف و حدیث های زیادی پیرامون تصادف یک پورشه در تهران ایجاد شده است که به نظر می رسد هر کس خواسته است با نگاه خودش و کمک گرفتن از واژگان های تخصصی و نظریه های علمی به تفسیر این ماجرا وارد شود. از دید من این موضوع به هیچ عنوان ربطی به راننده پورشه، نوع ماشین، پراکسیس پورشه سواری یا اخلاقیات و اعتقادات آدم ها و راننده ها ندارد. این تصادف و همه تفسیر
اظهارات سایه و شجریان درباره شهیدی، آلبوم جدید سون ، اجرای ضعیف دنگ شو و نگاهی به آفتابه لنگ هف دس
عنوان آهنگساز و آرش قنادی نیز مانند همیشه کار تنظیم کارها را به عهده دارند. این خواننده در پایان صحبت های خود با اشاره به نوع فعالیت های گروه سون در عرصه موسیقی پاپ بیان کرد: یکی از ویژگی های گروه سون این است که تلاش می کند برای گام گذاشتن در مسیرهای بعدی، آهسته ولی محکم قدم بردارد، زیرا این نوع کار کردن توجه ما را به این نکته جلب می کند تا دقت توجه بیشتری به ذائقه مخاطب داشته باشیم. ما
چگونه آشتی کنیم؟/زن ها بیشتر قهر میکنند یا مردها؟
آن که خیلی دلتنگش هستم و دوست دارم با او حرف بزنم، اما حاضر نیستم غرورم را بشکنم... شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که با همسرتان برسر هر مساله کوچکی قهر می کنید و گاهی تا چند روز رابطه تان شکرآب است و جز سکوت، اخم کردن، نگاه های غضبناک و گاهی نیزغرولندهای زیرلب هیچ چیز دیگری بین شما وجود ندارد. قهر در بین بیشتر همسران اتفاق می افتد اما در بیان برخی بسیار بیشتر و جدی
بازدید نامحسوس علیرضا افتخاری از نمایشگاه کتاب!
؛ اینکه هر وقت به نمایشگاه می روید، بدانید که چه می خواهید بخرید. این نباشد که وقتی به این مکان قدم می گذارید، دست خالی فضا را ترک کنید. این خواننده در پایان توضیح داد: من هم می دانم که بسیاری از مراجعه کنندگان به نمایشگاه کتاب برای خوردن سیب زمینی های سرخ کرده فضای بیرونی نمایشگاه، به آنجا می روندو شاید خیلی از آنها نیز نمایشگاه کتاب را با همین سیب زمینی های سرخ کرده می شناسند. اما فکر می کنم آنها نیز در هر صورت دست خالی از یک فضای فرهنگی بیرون نمی آیند و مطمئن هستم که روزی آنها نیز بالاخره نگاهشان به یک کتاب جلب می شود و آن را از نمایشگاه خریداری خواهند کرد. منبع: مهر ...
شقایق فراهانی: از عشق پسرم حمایت می کنم!
را که انجام می دهد، دوست داشته باشد. اگر در دنیا نگاه کنیم می بینیم حال آدم ها خیلی خوب نیست و این شاید به همین علت باشد که عمده افراد کاری را انجام می دهند که آن را دوست ندارند! مساله این است که همه ما کودک درونی داریم که دوست دارد در جایی که لازم است بروز پیدا کند اما وقتی این کودک درون را سرکوب می کنیم، دست به انتقام جویی می زند و این انتقام به شکل افسردگی و احساس نارضایتی خودش را
اصول جنگیدن با بازار
پسر یک موسیقیدان جاز و یک مادر خانه دار. من خیلی پسر معمولی بودم و حتی پایین تر از دانش آموزان متوسط. بازی با دوستانم را دوست داشتم، اما به کار مدرسه علاقه ای نداشتم. به چند دلیل یکی اینکه خاطرات بدی از آنجا داشتم و هنوز هم دارم و دیگر اینکه نمی توانستم خودم را تشویق کنم که چیزهایی که دیگران از من می خواهند را به خاطر بیاورم. من برای اینکه به خودم انگیزه بدهم، باید برای چیزی که می خواهم کار کنم نه
ترانه نیستی کاری متفاوت از فریدون آسرایی و آرمین زارعی
در معرفی عوامل سازنده این قطعه آمده است: خواننده: آرمین،فریدون آسرایی،آهنگساز: ،یاسر داودیان،فریدون آسرایی،ترانه سرا: یاسر داودیان،تنظیم کننده: بهروز صفاریان میکس و مستر: فرشاد حسامی متن ترانه: [فریدون] چه بی احساس رد می شی چه با احساس می خندی فقط رو زندگی من داری چشماتو می بندی به تو نزدیکتر می شم، تو از من دورتر می شی دارم دیوونه تر
علی لهراسبی: یاس نامبروان رپرهاست
توجه قرار گرفت و مخاطبان، اجرای گروه ما را دوست داشتند. کنسرت پیش رو هم قطعا از برنامه قبلی بهتر می شود. این خواننده درباره حضور یاس ، خواننده پرطرفدار رپ، در کنسرت قبلی خود افزود: یاسر دوست خیلی خوب من است و یکی از سوپراستارهای دوست داشتنی ایران است. فاکتور دوستی من و او را کنار بگذارید، به کار او اعتقاد دارم و یاس در بین رپرها نفر اول است. تنها دلیل حضور او در کنسرت قبلی هم، همین دوستی
رسول یونان کیست؟
جاهای کوچک به سراغ آدم می آید. بیگانه ها فقط در دهکده زود شناخته می شوند. حتی اگر بیگانه هم باشی در جاهای بزرگ احساس غربت نمی کنی. پس تهران را دوست داری؟ من تهران را خیلی دوست دارم واگر تهران را از من بگیرند به شانگهای می روم. من جاهای شلوغ را خیلی دوست دارم. در شلوغی آرامش بیشتری به دست می آید. در سکوت همه گوش خوابانده اند که ببینند دیگری چه می کند اما در شلوغی هر کس زندگی
کی روش را دوست ندارد اما وزارت را دوست دارد!
تحمیل شده و اصطلاحا او طرفِ ماهی هاست . –[در یک برنامه تلویزیونی وقتی از محمد صالح علا – شاعر و بازیگر و ترانه سُرا- خواسته شد نظر خود را درباره فیلمی که ماهی ها را در تور نشان می داد بیان کند پاسخ داد: من طرف ماهی ها هستم! ] ایده آل محمود گودرزی این است که یک مربی ایرانی تیم ملی را هدایت کند و آن مربی را هم او تعیین کرده باشد و این همان اتفاقی است که نیفتاده و حالا هم معترض است در عین
تکنوازی در موسیقی ایرانی جانی دوباره گرفت
می شود، من سعی می کنم که یا از جواب دادن طفره بروم و یا این که جواب را به عهده ی خود خواننده بگذارم! فکر می کنم تحلیل خود شما برای مخاطبان جذاب باشد؟ نمی دانم، شاید چون احساس می کنم نوعی از رابطه حسی و عاطفی بین من و شنونده هایم وجود دارد که باعث می شود بنده را قابل بدانند و به این شکل بلیط ها را تهیه کنند ولی اگر بخواهم یک مقدار دقیق تر راجع به این موضوع صحبت کنم، شاید بشود
یغما گلرویی به حسن روحانی نامه نوشت
خبرگزاری ایلنا: یغما گلرویی؛ ترانه سرا؛ پس از سخنرانی رییس جمهور در افتتاحیه ی نمایشگاه کتاب تهران و اشاره ی او به ممیزی و شیوه های سلیقه ای آن؛ نامه ای به حسن روحانی نوشت. متن این نامه چنین است: جنابِ آقای دکتر حسن روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران این نامه ی دوم من به شماست. نامه ی بی جوابِ اول که دی ماهِ نود و دو در خبرگزاری ایلنا هم منتشر شد به
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
عراق و سازماندهی و پشتیبانی ارتش عراق را اصلاً نمی شناسد. همینطور می آید و می خواهد یکی را محکوم کند. * این افراد مشخصا می آیند و فرماندهان اصلی را مقصر نشان می دهند. مثلا سردار صفوی و اینطور می گویند که قصور از جانب ایشان بوده. ارزیابی شما به عنوان کسی که از نزدیک با آقای صفوی کار کردید، چیست؟ ما سردار صفوی را از زمان آر.پی.جی زنی می شناسیم. رحیم صفوی فرمانده عملیات سپاه در جنوب بود
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
حجاب و زن نوشت که استاد بدون پروا از اینکه دیگران چه خواهند نوشت و چه خواهند گفت با انتشار یک سلسله مقالات در همان مجله پاسخ یاوه گوییهای آن فرد را داد و بعدها همان مقالات را با عنوان نظام حقوق زن در اسلام منتشر کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت . استاد خود در شأن نزول نشر این کتاب می نویسد : ... آنچه اکنون از نظر خوانندة محترم می گذرد مجموع مقالاتی است که به مناسبت خاصی ، این بنده در
پوتین:مسیح را در ایران دیدم
. طوری که وقتی ایشان صحبت می کرد بدون مکث حرف هایی صریح می زد. "گورباچف " و "هلموت کهل " هم همین طور بودند. این ها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند. من این ها را دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آیت الله العظمی) خامنه ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنه ای
مجتبی مطهری: امام هیچ وقت تحت تاثیر آقای هاشمی نبود
بودن چیست؟ وقتی ما روی اصول عمل می کنیم و از این دست توجیهات می آوردند. اما چون ارتباطاتی که با امریکا داشت و بعد از آن امیرانتظام بود خب اینها برای کشور خطرساز می شد. به همین دلیل می گویند باید نظارت کلی وجود داشته باشد. افراد مدرن اگر تحت نظارت کلی نروند مشکل ساز می شوند، ما نباید فقط بگوییم اینها همه زیبایی است. مهندس بازرگان در جایی گفته بودند هم من امام را دوست دارم و هم امام مرا
مجتبی مطهری: اگر پدرم زنده بود...
، فرزند ارشد آن مرحوم در میان سه پسر و چهار دخترش است. مجتبی مطهری اهل سیاست نیست و تنها مشغله اش تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه علامه طباطبایی است. می گوید در بین همه ما تنها علی سیاسی است و ماشاءالله برای خودش سیاستمداری شده است. قبل از مصاحبه شرط کرده بود دوست ندارد به حوادث شیراز و... بپردازد اما در خلال بحث متوجه شدم تقریبا در همه مسائل با برادر سیاسی اش - بنا به تعبیر طنزآمیز خودش- هم رای و هم
حق شناس:پولهای اعطایی جزایری کثیف نبود!
داخلی تاکید داشت طبیعتاً جریانی که به رئیس جمهور رای داده بودند انتظار داشتند کسی در وزارت کشور باشد که با مفهوم این مطالبات آشنا باشند و هم به نوعی مطالبه خود وی نیز باشد که شاید احساس و تلقی آنان این بود که سبقه ای که آقای رحمانی فضلی داشتند نتواند این مسائل به عنوان مطالبه وی در دستور کار قرار بگیرد. وی ادامه داد: حتی من به خاطر دارم قبل از این که کابینه نهایی شود، در حوزه هایی که
ابراز نگرانی رخشان بنی اعتماد نسبت به وضعیت محیط زیست: وضعیت بدتر از آن چیزیست که فکر می کنیم
را انجام دهیم. براساس این گزارش در بخش پایانی مراسم نیز که به جلسه پرسش و پاسخ تولید کنندگان اثر با مخاطبان همراه بود، جهانگیر رها ترانه سرا و خواننده آلبوم اشک سیاه سه قطعه موسیقایی را برای حاضران در مراسم اجرا کرد.
شاعری رو به آینده...
می شناسند، و نسل امروز او را با ترانه هایی که خوانندگان پاپ می خوانند. البته ، این ، چیزی از شأن و اعتبار شاعری مثل معلم کم نمی کند. هرچند، پارادوکس عجیبی است ! با تمام اینها، شک ندارم که فردا، در تاریخ ادبیات ما، از علی معلم ، به عنوان شاعری مردمی ، فرهیخته ، توانمند و صاحب سبک یاد خواهد شد. و این ، چیز کمی نیست . شاید همین امتیازات هم هست که امروز همه ما را بر این داشته است که از معلم
سینا سرلک: این همکاری ها می تواند نتایج خوبی را برای موسیقی کشور در پی داشته باشد
شد. من مدت ها بود که کارهای محسن چاوشی را می شنیدم و اعتقاد دارم ایشان یکی از بهترین های موسیقی ایران در همه بخش ها هستند. هم آثار خوب و شنیدنی و هم صدایی پر احساس و خاص. همیشه فکر می کردم که اگر همکاری هایی این چنینی بین من و ایشان اتفاق بیفتد، می تواند نتایج خوبی را برای موسیقی کشور در پی داشته باشد. من قبلا فقط صدای محسن را می شناختم ولی وقتی با خود او هم دیدار کردم متوجه شدم که صاحب این صدا
بهرام رادان چگونه ستاره شد و ستاره ماند؟
/> - نمی دانم! شاید چون درباره اش فکر نکردم. به هر صورت من بچه کلان شهرم. بچه ترافیکم. من عاشق شهر شلوغم! اگر بپرسید دوست داری روبروی پنجره ای که می نشینی چه منظره ای باشد؟ می گویم دوست دارم از پنجره اتاقم ترافیک را ببینم چون به من حس زندگی می دهد. حس حرکت. جمعه ها را دوست ندارم، چمعه ها حس دل مردگی به من دست می دهد. وقتی روزهای تعطیل خیابان ها را می بینم که خلوت است، احساس می کنم گرد مرده