سایر منابع:
سایر خبرها
امشب شب سی ام صفر، شب شهادت حضرت امام رضا(ع) است. همان بزرگی که کمالات و فضایل اخلاقی او در چنان مرتبه ای قرار داشته که نه تنها دوستان و پیروان بلکه دشمنان نیز ایشان را ستوده اند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) امام هشتم علیه السلام را می توان به سادگی، هر روز و از همین راه دور زیارت کرد و از تمام مواهب ایشان بهره مند شد؛ می توان هر زمان که حاجتی هست یا هرگاه دلتنگ امام خود
قصد رفتن به بهشت زهرا را داشت، دخترم عسل از او خواست که اجازه دهد تا هلیا در خانه بماند و با او بازی کند. وی اضافه کرد: من نیز با وجود آن که به دلیل ناراحتی اعصاب در وضع مناسبی قرار نداشتم، نتوانستم از مادرشوهرم بخواهم که هلیا را پیش من نگذارد. بعد از رفتن مادر شوهرم، هلیا و عسل در حال بازی بودند که ناگهان سر هلیا به دیوار خورد، اما چون آثاری نداشت من نیز توجهی نکرده و پس از دادن آب به
از هم دوره های او خیلی نمانده اند. بسیاری شان به رحمت خدا رفته اند. چندتایی شان در بستر بیماری عده ای شان هم ما خبرنگار را مورد کم لطفی قرار می دهند. اما پیشکسوت رادیو، تلویزیون و سینما ایران دعوت ما را با مهربانی پذیرفت و آمد. تا روایت های شهر فرنگش را بار دیگر شنوا باشیم. احمدی 90 سال پیش یعنی دهم آبان 1303 در جنوب تهران متولد شد. هنرمندی که تمام گونه های هنر نمایش را از بازی در
نیز که کادر بیمارستان های شهر بودند با انقلابیون هماهنگ شده بودند و این هماهنگی باعث پیشرفت مبارزات مردم شده بود. صبح روز پنج شنبه 23 آذر- دوازدهم محرم- عده ای با در دست داشتن تصاویر شاه و سنگ و اسلحه وارد بیمارستان امام رضا علیه السلام -که کنار دانشگاه قرار داشت- شده و به بخش های مختلف آن حمله کرده و حاضرین را به رگبار می بندند. پزشکان و پرستاران و دانشجویان حاضر در برابر آنها مقاومت
وی با حضور در منطقه و کنار رزمندگان از حال و هوای آن شب ها نوشته و به خوبی شما را در فضا غرق می کند. او اینگونه گزارش خود را آغاز کرده است: *** ولی ایمان چه چیز عجیبی است و عشق چقدر عجیب تر. ما از عشق فقط حرفش را شنیده بودیم، در اینجا می شود عشق را با همه قداستش لمس کرد و بویید. برادری که همسرش را چند ساعت پس از ازدواج رها کرده بود و به عشق امام به سنگر آمده بود تصویر عشق را
به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس، مرتضی احمدی بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون روز گذشته در 90 سالگی دارفانی را وداع گفت. این چهره مطرح در دو کتاب من و زندگی و پیش پرده و پیش پرده خوانی خاطرات خود را عرضه کرده است که بخشی از خاطرات وی در زیر می آید. بنابر این گزارش انتشارات ققنوس خاطرات مرتضی احمدی را با عنوان من و زندگی منتشر کرده که با استقبال خوب مردم مواجه شده است
اگر بین شما مشکلی ایجاد شود کشور دچار مشکل خواهد شد. یعنی حضرت امام(ره) این موضوع را پیش بینی کرده بودند و توصیه داشتند به گونه ای عمل کنید تا دشمن سوءاستفاده نکند هرچند که اختلاف فکری امری عادی بود. به هر حال آقای هاشمی می دانست که رهبری مخالف این حرکت بوده اما نوک پیکان این نامه را متوجه ایشان کرد که این ظلم است. منطق چنین نامه ای قابل فهم نیست مگر اینکه بپذیریم که هاشمی به دنبال
دلسوزی درباره آنان سخن می گوید که گویی مادرشان است از سارایش تا، زانیار، اکرم، ساناز، میلاد و رضا و علی و ... آنچنان با مهربانی و از سر دلسوزی درباره مشکلات این کودکان و دانش آموزان سخن می گوید که گویی مادر آن هاست، و انگار که باورت می شود هر کودکی در جهان وجود دارد جگرگوشه ثریا است. سارای قربان سرشت دانش آموز مدرسه شهید گنجیان روستای همایون و زندگانیش دیگر برای کمتر کسی مجهول و
مدیران و کارمندان می شود؛ چنانچه حضرت علی(ع) می فرمایند: مُداراهُ الرِّجالِ مِن أفضَلِ الأعمالِ ؛ سازش و مدارا نمودن مردم با همدیگر، از برترین عمل هاست (کمپانی، 1378، ص 111). اگر چه در آموزه های دینی در مورد نرم خویی تأکیدات فراوان شده است، ولی در برخی اوقات که این ارزش اخلاقی مورد سوء استفاده دیگران قرار می گیرد، تندی و خشونت را فضیلت و چاره ساز معرفی می کند (کتابچی، 1383، ص 211). چنانچه
و چه در حال حاضر، برای بخشی از نیروهای اجتماعی و فکری در منطقه خاورمیانه جذاب بوده است. 3. زبان پارسی و فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی تمدن ایران قبل از اسلام، با دارا بودن عناصری فرهنگی و ارزشی، آثار و ابنیه فراوان باستانی، از عقبه ای کهن و تاریخی فرهنگی حکایت می کند. قدمت و سابقه طولانی ایران حامل یکسری ارزش های هویتی مشترک بوده و هست که علی رغم وجود تنوع و تکثر موجود، پیوند
در حالی که پیراهن ایشان را می دوختم، اینچنین تحلیل کردم که چرا این قدر ناراحت هستید این که شما می بینید با خیانت نفاق، می گذرد چون امام که رهبر است از این فتنه دور مانده و موقعیت عظیمی بین مردم و روحانیت دارد و البته شاه و همه آن ناهمواری ها و ظلم و ستمش هست و ما تا چهار سال دیگر می رسیم به همین نقطه ای که قدرت مبارزه زیاد شده بود. آن روز آقای طالقانی به من گفت؛ تحلیل شما درست است اما من