سایر منابع:
سایر خبرها
ما لوتی ها و مشتی ها، عابس لشکر امام حسین (ع) یادمان نمی رود
دستش بود درآورد، داد به من و گفت بیا بگیر داداش به دردت می خوره . با خودم گفتم اینم توهم زده میره شهید میشه حالا فکر کرده دستبند تبرکش چی هست! . روز عملیات وقتی تیر خورد متعجب بودم از کار خدا. مجید داشت می رفت به آرزوش برسه و من ول معطل مانده بودم وسط معرکه. درست بود که من هم زخمی شده بودم اما زخمی شدن کجا و شهادت کجا! مجید حتی لحظه شهادتش با اینکه چند تیر خورده بود، باز دست از شوخی بر نمی داشت. هرکسی تیر می خورد بعد از یک مدت بی هوش می شود، مجید سه ساعت تمام بیدار بود و یک بند شوخی می کرد و حرف می زد تا اینکه شهید شد. ...
آرامش بر جای مانده در آخرین عکس بیسیم چی کربلای5/ راز جاودانگی شهید حاج امینی چه بود؟
، دیدم پوراحمد و امیر و چند نفر دیگه اومدن خط برا سرکشی، بچه ها انقدر به اینا علاقه داشتن که روحیه شون کلاً عوض شد. 10 ، 20 دقیقه بیشتر نگذشته بود که یه خمپاره پشت خاکریز خورد، گرد و خاک عجیبی بلند شده بود؛ همینکه گرد و غبار نشست دوربینم رو برداشتم تا ببینم چه خبره. رفتم جلوتر که این صحنه رو دیدم. دو تا عکس ازش گرفتم، یکی از تموم بدنش، یکی از صورتش (همون عکس معروف) یه قطره خون رو لبش بود. دیدم امیر تو
سرخط ...
ما خط را ازفاطمه(س) می گیریم حسین قدیانی در این شماره از روزنامه وطن امروز آورده است: دیشب، جانباز خیبر با همان سربند سرخ یا زهرا، رفته بود بیت! حسینیه ای پایین تر از خیابان جمهوری! و هنگام شعار ای پسر فاطمه! منتظر تو هستیم ، باز شد بغض فروخورده اش! می گفت: جنگ و زندگی ندارد؛ هر کجا که باشی، باید به فاطمه پناه ببری ! و من راستش، این را از چشم های بارانی اش فهمیدم! و از آن دست استجابت که
ساعت 20:37 دقیقه روز 3 اسفند عملیات آغاز شد
حمله، سربازان عراقی از سیل بندها به هور پناهنده شدند و هنگامی که بچه ها از آنجا عبور کردند و جلو رفتند، آنها دوباره روی سیل بند آمدند. ساعت 30:2 بامداد، فرمانده قرارگاه بدر ضمن تماس با برادر غلامعلی رشید گفت: ما پنج گردان نیرو بیشتر در دست نداریم و این نیروها برای کار به این گستردگی کم است همین موضوع در تماس باکری با غلامپور مطرح شد و وی گفت: ما نیرو کم داریم و برای پاک سازی سیل بند
برای شهید “عبدالرسول زرین ” که امام خمینی (ره) هم رشادتش را تحسین کرد
کهگیلویه و بویراحمد بود که در دوران جوانی عضو سپاه اصفهان شد. شهید عبدالرسول زرین از عرشیان فرش نشینی بود که قفس تن را شکست و از خاک بر افلاک رسید و مصداق یخرج الحی من المیت شد. شجاعت مرد زرین جبهه ها؛ آنچنان بود که شهید حاج حسین خرازی او را گردان تک نفره زرین لقب داد و مولایش امام حسین (ع) در عالم رویا او را سرباز واقعی نامید. دلاوری که علاوه بر گردان تک نفره که لقب او شد
همسر شهید: این اواخر می گفت: من از دنیا دل کنده ام / انقلاب را با جان و دل دوست داریم، تکلیف ما را ولایت ...
بوده که حاج حمید را می بیند که با نشاط خاصی در حال گرداندن عقبه برای پرتاب خمپاره است و وقتی خمپاره به هدف اصابت می کند با مشت گره کرده فریاد می زند: الله اکبر، جانم فدای رهبر و شعار یازهرا(س) سر می دهد. حاج مجید به شهید حسونی زاده دیگر همرزم حاجی می گوید: به ابوزهرا بگو خیلی نورانی شده حواسش به خودش باشد و این قدر جسورانه در خط مانور ندهد که حاجی جواب می دهد: هیچ غلطی نمی توانند بکنند. حاج مجید و
ماندگارترین لحظات زندگی 6 فرمانده بزرگی که در اسفندماه به شهادت رسیدند پروانگی به وقت آخرین ماه سال
بسته است. رهبر انقلاب او را پرچمدار جهاد و شهادت لقب داد. در جریان عملیات خیبر دست راستش را به خدا هدیه کرد. حسین رضایی از همرزمان شهید درباره جانبازی حاج حسین می گوید: دست راست شهید خرازی، سال 62 در عملیات طلائیه بر اثر برخورد ترکش گلوله خمپاره قطع شد و پس از سه ماه دوره درمان بهبود پیدا کرد و مجدداً به لشکر امام حسین(ع) بازگشت و این شهید از زمانی که دستش قطع شد و تا زمانی که به شهادت رسید به هیچ
اطاعت از ولایت، استمرار حرکت انبیاست
شود. اما روحیه او با سکون و سازش همراه نبود و در همان ایام به شناسایی افراد مذهبی دست زد و با آن ها رابطه برقرار کرد تا این که قیام 15 خرداد به رهبری حضرت امام خمینی آغاز شد و بعد از فاجعه 15 خرداد جلال کاوند با تفکرات حضرت امام خمینی (ره)آشنا شد و از همان زمان به پیروی از خط و مشی امام پرداخت. جلال کاوند در سال 57 با دختری از خانواده وارسته و مسلمان و آگاه و پاکدامن ازدواج کرد
فرماندهی مشهور به علمدار کربلای 5
آستان رحمت الهی فرود آمد و به لقاءالله پیوست. تصاویر متعددی از لبخندهای منحصر به فردش در جمع یاران دفاع مقدس، فراموش نشدنی و از خاطره انگیزترین تصاویر دوران دفاع مقدس است. به این عکس ها، اضافه کنید عکسی را که روی خاک های معطر جبهه و در حالت زانو زده، سر خود را تا نزدیک زانوانش خم کرده و در فکر فرو رفته است. سخن از حاج حسین خرازی، فرمانده دل های همه بسیجیان و البته فرمانده
علمدار جبهه های ایران و گردان مسلم ملایر
فرماندهی لشکر امام حسین(ع)، به همراه رزمندگان دلاور آن لشکر، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد. یک خاطره از این سردار پرافتخار سپاه اسلام حاج حسین در آخرین روزهای اسفند سال 64 هنگامی که گردان 151 مسلم ابن عقیل(ع) شهرستان ملایر در محور کارخانه نمک عراق در وضعیت پدافندی بود با توجه به کمبود نیروها بدون استراحت به مدت 15 روز از ان خط جانانه دفاع کردند .یک روز شهید بزرگوار عبدالله