. یک بار در انجمن صائب به من گفتند دفتر شعرت را پاره کن و بریز دور. من هم از روی حرصم دفترم را در زاینده رود انداختم. اما آن شعر خیلی مشهور شد. بعدها روزنامه اطلاعات چاپش کرد و آقای قزوه با من مصاحبه ای کرد که بچه های دانشگاه آن را بریدند و به دیوار چسبانده بودند. شعری که خواندم دست به دست می چرخید ذوق شاعری با آقای بیا بانک ی به دانشگاه می رود. می گوید این ذوق زاییده زمان
/> همچنان نور کلامت می کند روشنگری (ای تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبری هر کجا دارند خوبان دو عالم انجمن) جهد کردی دین جدت تا نگردد مستجرح گرچه درراه شریعت زخم دل خوردی وجرح ریختی از نو به عالم علم را بایسته طرح (کی توانم کرد وصف و چون توانم داد شرح زآنچه مهرت میکندای سرو قد باجان من) خواست خصم دون کند
عصر امروز، نخستین روز از ماه مبارک رجب، سالروز میلاد امام محمد باقر(ع) شناخته می شود؛ مناسبت فرخنده ای که در سال جاری با لیله الرغائب همزمان شده و البته از دیرباز مورد توجه شاعران آئینی هم قرار داشته است. صغیر اصفهانی، یکی از این شاعران است که این مناسبت فرخنده را در این شعر زیبا، اینچنین روایت می کند و آن حضرت را به دُرّ دریای حقیقت تشبیه می کند: ای ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر
عید نوروز از سوی رایزنی فرهنگی ایران در بنگلادش طی مراسمی با حضور طبقات مختلف اجتماعی این کشور در تالار انجمن پزشکان بنگلادش در شهر داکا گرامی داشته شد. به گزارش اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این مراسم که با عنوان سنت های الهام بخش در جشن نوروز برگزار شد، بیش از 400 نفر از جمله شخصیت های فرهنگی و اجتماعی، دانشگاهیان، شخصیت های دینی، ایرانیان مقیم
زندگی محدثی رخ داده را حتی به اندازه یک فریم، تصویرسازی کند و حاصلش نه یک گفتگوی معمولی که شرحی است بلند بالا از تاریخ ادبیات خراسان که یکی از مهدهای شعر فارسی است و ایران که محدثی با شاعران زیادی از این دیار دوستی داشته و دارد. از سناباد شعر همچنین از منظر ادبی کتابی است که شرح و نکته ها و ظرائف بسیاری از زندگی برخی از شاعران انقلاب اسلامی را در خلال خاطرات او در خود دارد که بسیاری از آنها
حسین باقری حضورچندین ساله جلال خسروی در شعر منطقه به عنوان شاعری آوانگارد به لحاظ نوع زبان، پر رنگ تر از آن است که نیاز به معرفی تازه داشته باشد. رد فکرها و نظرات او را بر سطرهای شاعران استان و حلقه های مرتبط با او به راحتی می توان دنبال کرد. هرچند که حضور و تأثیر او مدت هاست از مرزهای استان فراتر رفته است. حرکت به سمت جلال خسروی در سه مسیر درهم تنیده و غیر قابل تفکیک روی می دهد. شعر
فلسفه خوانده است. ادبیات را می شناسد، موسیقی را خوب می فهمد، نقاشی می کند، سنتور می نوازد و در طول سالیان با بزرگان ادب، هنر و اندیشه همنشینی داشته است. عجیب نیست اگر گفته شود خانه او محل دیدار و گفت و گوی بزرگان فرهنگ و هنر کشور در یک دوره بوده است. دوره ای پرتلاطم که قرار بوده سرنوشت یک کشور در ادامه آن عوض شود. دوران دهه 50، دوران غافلگیری است. همان دورانی که بسیاری از هنرمندان تحصیل
یک جمع علمی- ادبی علاقمند به شعر و فلسفه است. بعضی وقت ها که با جلال همنشین می شوم، این همنشینی را با خواندن یک کتاب برابر می دانم؛ پرسشی مطرح می کنم و مطمئن هستم که جلال از پس آن برمی آید. جلال یک کتابخوان حرفه ای است؛ از آن هایی که گویا کتاب را می خورد! او به خوبی فلسفه و شعر و هنر و زبان را به هم پیوند می زند. جلال از بین نوشیدنی ها بیش از همه به قهوه علاقه دارد. هرچند که از