سایر منابع:
سایر خبرها
سیل استعفای مدیران دولتی برای رفتن به مجلس/ تناقض گویی دولت در اعلام نرخ بیکاری
فرانس پرس در گزارشی نوشت: مهم ترین هدف ایران از مذاکرات کاهش فشار تحریم هاست اما یک دیپلمات ارشد غربی در این باره گفت: انتظارات یک طرف، با تمایلات طرف های دیگر موافق نیست. تهران خواستار لغو فوری همه تحریم های اتحادیه اروپا، سازمان ملل و آمریکا به محض امضای توافق است، اما کشورهای 5+1 همچنان بر این موضوع پافشاری می کنند که تحریم ها تنها به صورت تدریجی و زمانی لغو خواهد شد که ایران، ظرفیت های برنامه هسته ای مشکوک خود را کاهش دهد.
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه + تصاویر
گرفتند، به رغم این که قانون از مارس 1983 به بعد اجازه نمی داد خون های خطرناک را به عنوان اهدایی بگیرند. بعدها وقتی از آن ها توضیح بیش تر خواستم، گفتند: "خون تو را دور می ریختیم." نمی توانم بفهمم، اگر می خواستند خونم را دور بریزند، چرا با من تماس می گرفتند که بیایم و خون بدهم؟ 11 سال آلودگی خونم، همه شانس من برای درمان را از بین برد." سال 1983 یک قانون جدید مبنی بر منع گرفتن خون از بیماران در
انتشار شماره های جدید نشریه شاهد جوان
کربلای 5، فرمانده تخریب بعد از چندین بار صدا زدن اسم من، بالاخره پیدایم کرد و گفت: حمید هرچه سریع تر این اسرا را به عقب ببر و تحویل کمپ اسرا بده. سریع آماده شدم. سی و دو نفر اسیر عراقی که بیشترشان مجروح بودند، سوار بر پشت دو دستگاه خودروی تویوتا شدند و من با یک قبضه کلاش تاشو با نشستن بر پنجره خودرو دستور حرکت خودروها را به سمت کمپ اسرا صادر کردم مسافتی طی نکرده بودیم که متوجه شدم چند اسیر عراقی به
ویتنام ؛40 سال بعد
بلبرینگ ها و قطعات ریز فلزی را به همه طرف پرتاب می کردند؛ 73 میلیون لیتر از مواد شیمیایی سمی، شامل 43 میلیون لیتر عامل نارنجی که بافت گیاهی را از بین برد و افرادی که در معرضش قرار گرفتند را بیمار کرد. رسوایی دیگر بمباران شهر هانوی بود؛ شهری که همۀ ساکنینش غیرنظامی بودند و نیروی هوایی برای دفاع از خود نداشتند. زنی که در آن زمان هشت سال داشت می گوید که از شاخ و برگ برای استتار و فرار از بمب
دیپلماسی نان بربری در مذاکرات هسته ای/ اوضاع شیر تو شیر قیمت لبنیات!
به گزارش گروه سیاسی فرهنگ نیوز ، رهبر معظم انقلاب، سیاست های کلی برنامه ششم توسعه را به دولت ابلاغ فرمودند، این خبر مورد توجه بیشتر روزنامه ها قرار گرفته است. همچنین آیت الله یزدی اعلام داشته که رئیس دولت، نامه ای به مقام معظم رهبری درباره بازنگری قانون امربه معروف نگاشته است. مذاکرات هسته ای نیز برای چند روز دیگر تمدید شد تا هیات های مذاکره کننده بتوانند بر سر اختلافات به توافق برسند.
قدم به قدم با "استعمار" در تاریخ ایران
تا آخر عمر خود در ایران می ماند، زن ارمنی نیز می گیرد، وقتی می میرد نیز تمام ایرانی ها عزادار می شوند؛ وی ارتش ایران را بازسازی می کند، توپخانه می سازد؛ وقتی فتحعلی شاه می میرد پسر وی، محمد میراز، قرار است شاه شود، عموهای وی در شیراز، اصفهان و قم قیام می کنند. این افسر انگلیسی همه اینها را سرکوب می کند، توپخانه وی که به صدا در می آمد همه فرار می کنند؛ در جنوب شاهزادگانی که مردم را می
مناظره افشاگرانه و کوبنده امام حسن علیه السلام با معاویه و یارانش
لعن تو این است که عمر بن خطاب تو را والی شام کرد و تو به وی خیانت کردی. زمانی که عثمان تو را والی قرار داد در انتظار مرگ او بودی. بزرگ تر از همه اینها که گفته شد، تو با علی علیه السّلام جنگیدی در حالی که از سوابق نیک و فضیلت و علم وی خبر داشتی. علی نزد خدا و مردم از تو برای امر خلافت برتر و پیش تر بود، نه پست تر. تو بودی که مردم را شبانه پایمال نمودی، خون گروهی از خلق خدا را با خدعه و مکر و چهره
روایت های یک جانباز شیمیایی از تاوان عاشقی
از چند دقیقه هم شهید شد. خیلی برای من سؤال بود که یک رزمنده آن هم موقع شهادت چه چیزی می گوید برای همین از دوستم پرسیدم که او موقع شهادت چه چیزی به تو گفت. دوستم گفت که به این عراقی ها که در حال فرار هستند مهلت ندهید چرا که به کف پوتین های آنها خاک ما چسبیده است و آنها حق ندارند حتی ذره ای از این خاک را غصب کنند یا با خود ببرند . حاج کاظم را در دنیای واقعی پیدا کردم مسبب اصلی
علت تادیب هارون توسط موسی
دارای ابهام بود). ازاین رو برای کشف علت و انگیزه آن، باید همه جوانب این قضیه به خوبی بررسی شود. علامه بر این باور است که سیاق آیات سوره اعراف (151 150) و سوره طه (94 92) حاکی از این است که این برخورد تند، برای تأدیب حضرت هارون(علیه السلام) به خاطر رعایت نکردن امر ارشادی (به کار نگرفتن تمام توان برای مقابله با بنی اسرائیل) بوده است. برای روشن شدن این مطلب، آیات مربوط به این قسمت را مرور می
سرمایه داران جعلی
طبقه و با این میزان درآمد اگر قصد خرید لوکس داشته باشند، معمولا به مزون های خصوصی می روند. کمی پایین تر از فروشگاهی که این دختر جوان در آن کار می کند، یکی از فروشگاه های لباس عروس لوکس تهران قرار گرفته است. یکی از کارمندان همین فروشگاه می گوید که چند سال قبل لباس عروسی با قیمت 150 میلیون تومان فروخته است. جردن، ماندلا و ساختمان کمیته امداد امام خمینی چهره واقعی خیابان شمال شهر تهران را
ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
ما تفنگ 106 سوار بر جیپ و مهمات بیاورند. خوشبختانه مسئولان گردان این بار بدون معطلی 10 دستگاه جیپ مجهز به 106 و مقداری مهمات را در اختیار ما قرار دادند؛ همه ما با دیدن مهمات انرژی دوباره گرفتیم. زارعیان دستش را روی یک تفنگ 106 گذاشت و گفت "اگر اینها را دیروز به ما داده بودند ما از دژها عقب نشینی نمی کردیم" پس از آن برنامه ریزی برای حمله را آغاز کردیم، هنوز هوا تاریک و روشن بود که به سمت
کری، منت کش دیروز، امروز ناز می کند!
گفت ما تحریمها را در ظرف شش ماه بتدریج برمیداریم. بیایید بنشینید مذاکره کنید، این کار انجام بگیرد. من به آن واسطه ی محترم گفتم که ما به آمریکایی ها اطمینانی نداریم، به حرف اینها اطمینانی نیست. گفت حالا امتحان کنید؛ گفتیم خیلی خب، این دفعه هم امتحان میکنیم. مذاکرات این جوری شروع شد. بعد از شنیدن تاریخچه ای از گفتگوهای ایران و آمریکا از بیان رهبر انقلاب، شاید شرح این واقعه از زبان آمریکایی
مشروح مناظره دو فرمانده سپاه در دوران جنگ درباره عملیات کربلای 4
ها هدف های اصلی ارتش عراق بود. ما هم دو هدف بزرگ داشتیم یکی تصرف بصره و دیگری تصرف بغداد؛ لذا در نهایت در سال 65 قرار شد تا اقدام اساسی انجام شود و کار جنگ تمام شود. البته در اینجا دو دیدگاه وجود داشت: یک دیدگاه حضرت امام بود که ایشان می گفت جنگ جنگ تا رفع فتنه اما برخی دیگر مثل آقای هاشمی می گفتند این باید آخرین عملیات برای تمام شدن جنگ باشد. به این دلیل همه توان کشور متوجه فرستادن نیروها به
روایت یک سلطنت طلب از دسیسه علیه جمهوری اسلامی
بجنگند. اما شاه که روحیه او را نداشت و از بدنامی او هراس داشت و می دانست با بالا گرفتن ماجرا حضور اشرف، با آن گذشته و ماجراهای مردبارگی فراوان و فساد مالی و قاچاق و بی پروایی های اخلاقیش، نقطه ضعف بزرگی خواهد بود این پیشنهاد را نپذیرفت و به او گفت: بهتر است هر چه زودتر از کشور خارج شوی، زیرا تو مرکز حملات قرار خواهی گرفت و این به ضرر همه ما تمام خواهد شد. بالاخره همین قدرت طلبی بسیارش او را با
سه روایت از ترور رئیس زندان اوین
. تا آن خانم را درمان کنند من که 9 سالی بیشتر نداشتم شروع کردم به سرک کشیدن تو این اتاق و آن اتاق. خلاصه شاید اغلب جنازه هایی که آورده بودند را دیدم. کفن های خونی و سوخته ... همه جا کثیف و خونی بود. همه داشتند می دویدند. اصلاً کسی حواسش به من نبود. من هم از روی کنجکاوی و شیطنت تمام اتاق ها را سرک کشیدم. اتاق ها پر از مجروح و جنازه بود. آن روز تا بعد از ظهر مامان درگیر مداوای آن خانم پیر شد و ما
ماجرای شیرجه قهرمان ایران در عمق یک متری!
نگاه می کردند، نفس توی سینه ها حبس شده بود، بعد از کلی ماساژ، غلام حسن آمد لبه صفحه دایو و ژستی از یک شیرجه زن حرفه ای به خود گرفت، بعد از چند ثانیه چشم دوختن به داخل استخر و آن ارتفاع سه متری، در نقش آدم های وحشت زده پا به فرار گذاشت، این قدر سرعت غلام حسن زیاد بود که پله ها را دو تا یکی طی می کرد، آخر سر هم آمد توی عمق یک متری استخر و آنجا مثل بچه ها شروع کرد به بازی کردن، همه بچه هایی که با ولع
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند + تصاویر
به نقل از برترینها، اگر به شما بگویند یک هنرمند را که مجموعه خوبی از صدا و تصویر است نام ببرید بی برو برگرد یاد رضا رویگری می افتید. رویگری چه در دهه شصت که جوان اول سینمای ما بود و چه حالا که خودش در گذار از شصت و چند سالگی اش قرار دارد همیشه مرد خوش تیپی بوده که همه می خواستند مثل او باشند. کیان ایرانی سریال مختار این روزها حالش خوب نیست. آنچه او را بیش از بیماری آزار می دهد روزهای
عملیات رمضان به روایت رحیم پور ازغدی
دو شهید روی زمین بود. به امید یافتن آب به طرف شان رفتم، اما در چند متری راهم را کج کردم، نه آن ها نباید حسن و فرامرز باشند، گرچه خیلی خیلی به آن ها شباهت داشتند... جلال با دیدن من پرسید: چی شد؟ گفتم: هیچی این جا را ترک کرده اند. کسی را ندیدم. گفت: اما من صدای دریا و صدای رودخانه می شنوم، تو آب پیدا نکردی؟ با تلخی سرم را تکان دادم و گفتم: نه، متاسفانه قمقمه همه شهدایی را که سر راهم بود
قاری قرآنی که آیه شهادت را تلاوت کرد
. برادرم 18 بهمن ماه 1362 به ندای خمینی کبیر لبیک گفت و قدم در جبهه ها گذاشت. از آخرین دیدارتان چه یادگاری هایی به یاد دارید؟ مجتبی اهل این دنیا نبود. شب آخری که می خواست برود، گفت به مامان بگو من می روم کارهای اعزامم را انجام بدهم. گفتم تو رو خدا نرو. اما او عزم رفتن داشت. آخرین جمله ای که مادر به مجتبی گفت این بود: از خدا می خواهم اسیر نشوی، من طاقت اسارتت را ندارم. پدر و مادرم
شکنجه گران ساواک از مقاومت او تعجب می کردند!
کردم تا با آن کار کنم و ماهانه به پدر و مادرم که سالمند بودند، مقرری برسانم. مقداری پول هم نزد همسرم و بچه ها گذاشتم و با 7500 تومان پول به انگلیس رفتم. از این پول، 4هزار تومان شهریه دانشگاه را دادم و با بقیه آن یک سال زندگی کردم! فقط نان و کمی شیر می خوردم و شب ها مخفیانه در دانشگاه می خوابیدم. چگونه دوباره با شهید محمد منتظری ارتباط پیدا کردید؟ یادم هست ایام بعد از مرگ
تمرینات عجیب اتلتیکو مادرید و شوخی های کروش
بودم و نمی دانستم چکار کنم. سریع ماشین را پارک کردم که بروم ناگهان فرناندو تورس با فرار پیچید کنار من. سرم را آنطرف کردم که من را نبیند! آخر تمرین هم گذاشتم همه بروند و بعد من ماشین را بردارم و بروم. در تمرین اتلتیکو همه یکدیگر را می زنند! در تمرین اتلتیکو همه همدیگر را می زنند. اصلا بزرگ و کوچک هم ندارد. آخرین تمرین هرکس زنده ماند، او را می گذارند در ترکیب(خنده) واقعا تمرینات جدی
آنهایی که مرا می شناسند بدانند این انقلاب مالِ خداست/ شهید بهشتی گفته بود: کلانتری برای نخست وزیری از ...
که تمام شد کجا رفتند؟ بیست و دو سال اش بود که مسجلید سلیمان و دشت مغان رفت. وقتی به او گفتم با وجود امکاناتی که در تهران داری چرا به نقاط دور افتاده می رودی، می گفت: مناطق محروم به کار بیشتری نیاز دارند. هر وقت می رفت و برمی گشت همه ئ پوستش سوخته بود. اصلاً این پسرم آدم به خصوصی بود. البته همه شان همینطور بودند. آمریکا هم رفته بودیم. همه دنبال تفریح و گردش می رفتند، او هلی کوپتر کرایه کرده
ماجرای سرگردانی شبانه در بیابان به جای اعزام به جبهه/ خیال کردم حاج همت، امام جماعت حسینیه است
اعزام شدی گفتم سپاه شهر ری . گفت توی لیست من نیستی. دوتا کارت ها را نشان دادم. ابتدا من را نگه داشت ولی با التماس بچه ها بود که به منطقه رسیدم. آنجا برای اینکه مرا به عقب برنگرداند فرار کردم. شانسم گرفت و مسئول بسیج لشکر، از بچه محل های دولت آباد بود و من را با یکی از دوستانش به نام ناصر جعفرپور اشتباه گرفت. اتفاقاً همین اقای جعفرپور بعدها برادر خانمش شد. به من گفت تو اینجا چه می کنی
طنز؛ چرا مرغ از خیابان رد شد؟!
میلیونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خیابان رد نمیشوند. توجه ما باید به آنها معطوف باشد. چرا همیشه فقط باید درباره مرغی صحبت کنیم که از خیابان رد میشود؟ صادق هدایت : از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر. شیرین عبادی : نباید گمان کرد که رد شدن مرغ از خیابان به خاطر اسلام بوده است. در تمام دنیا پذیرفته شده که اسلام کسی
معمای آیت الله خامنه ای برای آمریکا/ ضیافت سؤال برانگیز عارف برای سران گروهک مطرود امام(ره)/ پرونده ...
آمریکایی ابراز کردند که گویا رهبر ایران ترجیح داده است عملگرا و واقع بین باشد تا یک انقلابی که او خود را معرفی می کرد. اما اینک همه آن قضاوت ها مورد تردید قرار دارد به ویژه بعد از سخنرانی چهارشنبه گذشته که از تلویزیون پخش شد. رهبر ایران در سخنانش اشاره کرد که تحریم ها باید در آغاز هر توافقی لغو شود نه آنکه به بعد از راستی آزمایی موکول شود. ایران سطح برنامه هسته ای اش را پایین آورده است. آیت الله
جمهوری اسلامی نمی تواند نسبت به مسائل فرهنگی از جمله پوشش بانوان بی تفاوت باشد/ گشت ارشاد راه حل نیست ...
حجاب باشد به صواب نزدیک تر است. ما اکنون مشکلی که با حاکمیت داریم این است که میدان عملش را نمی شناسد، تحولات میدانی را نمی شناسد گاهی اوقات از این سوی بام و گاهی از آن سوی بام می افتد. مشکل ما این است که یک نگاه های دولت سالارانه ای در بحث های اجتماعی مثل بحث حجاب و خیلی بحث های دیگر داریم یعنی یک عده متدین می نشینند یک طرف و همه انگشت ها به سوی حاکمیت است که تو باید مساله را درست کنی، حاکمیت هم
تدبیر جهت جلوگیری از تلفات در شب عملیات کربلای 4/ زیر نامه ها می نوشتم "امضا، از طرف شهید باکری"
. گفتم: من یکی ش هم نمی توانم انجام بدهم، چه برسد به سه تا و من امتناع کردم. او به همین دلیل من را چند روز در قرارگاهی که بودیم نگه داشت و خیلی محترمانه بازداشت کرد و ممنوع الخروج شدم. قرارگاهی که ما بودیم، بعد از عملیات بدر براساس طرح شهید صیادشیرازی ایجاد شده بود. براساس آن طرح قرار بود یک عملیات هلی برن در منطقه هور صورت بگیرد. این قرارگاه را نیروهای ارتشی ساخته بودند و نامش
نقدی بر نظریۀ شهید مطهری دربارۀ ادعای مهدویت مختار
مختار محمد بن حنفیه را به عنوان مهدی موعود معرفی می کرده شکّی نیست. (مطهری، 1380 _ ب: ج18، 65؛ همو، 1380 _ الف: 242) در این سخن شهید مطهری چند مطلب خلاف تاریخ وجود دارد، ولی با توجه به موضوع این نوشتار دربارۀ ادعای مهدویت نسبت به محمد بن حنفیه، تنها همین مسئله را که ایشان مسئله ای قطعی و بدون تردید مطرح می کند، مورد بحث قرار می دهیم. مختار ثقفی مختار بن ابی عبید بن
90/ اعتراض
. راستی دیشب چرا بدون خداحافظی خوابیدی؟ طرف آن طرف تلفن: عزیزم! ما که ده بار با هم خداحافظی کردیم، گفتم شب بخیر گفتم دوستت دارم زیاد. خانم عباسی: نخیر بعدش دوباره بهت اس دادم تو منو چند تا دوست داری، دیگه جواب ندادی ها، راستشو بگو با کی بودی. کانون هواداران: خانم عباسی! مگه با شما نبودم؟ خانم عباسی: ای بابا! آدم اینجا نمی تونه یک دقیقه در اختیار خودش باشه آخه اینم شد کار که
جواب رد ورزشکار ایرانی به رژیم صهیونیستی
؟ چرا رفتم، اول بسکتبال را انتخاب کردم اما در آن موفق نبودم، تکواندو را هم امتحان کردم اما اخراج شدم و آخرین انتخابم شمشیر بازی بود. در حال حاضر شمشیر بازی را دوست دارید یا احساس می کنید به شما تحمیل شده است؟ نه بسیار به این رشته علاقه مندم ، تمام زندگیم را برای آن گذاشته ام. چند برادر و خواهر هستید؟ سه برادر دارم، یک خواهر همه ازدواج