سایر منابع:
سایر خبرها
گرانی کتاب عاملی برای فرار جوانان از کتابخوانی/ انجمن های ادبی فضایی مناسب برای رشد نویسندگان جوان است
/> آناج: چقدر زمان برای نوشتن یک کتاب صرف می کردید؟ البته این کتاب ها را در عرض یکماه نمی نوشتم بلکه از قبل مطالب را انباشته کرده بودم و مطالب انباشته تا حدی زیاد بود که با جمع آوری آنها در این فاصله کوتاه تالیف می کردم. از سال 1380 تا 89 حدود چهارده جلد رمان نوشتم اما هنوز به احساس اقناع نرسیده بودم و کاری بهتر و بزرگتر را که مستلزم تحقیق و پژوهش زیادی باشد، نیاز داشتم
حمله پلنگ به خودرو گردشگران+تصاویر
گردشگران راضی نبود به طور غیرمنتظره ای به اتومبیل حمله می کند و سعی می کند از جلوی آن بالا آمده و داخل شود. گردشگران وحشت زده شروع به جیغ و فریاد می کنند و کورتیس که به شدت غافلگیر شده سعی می کند خودرو را حرکت دهد تا پلنگ از آن دور شود؛ پلنگ به زمین می افتد اما دست بردار نیست و سعی می کند از طرف پنجره راننده حمله کند. این بار کورتیس دستش را جلوی او قرار می دهد و مانع می شود.
یوسف های ایرانی در چنگال رژیم صهیونیستی
اتمام خدمت سربازی، در یک شرکت تاسیساتی خصوصی استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم آباد منتقل شد و به فعالیت های سیاسی- تبلیغی خود ادامه داد. وی پس از مدت ها تعقیب و گریز، در سال 1354 توسط اکیپی از کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک دستگیر و روانه زندان شد و مدت 5 ماه را در زندان مخوف فلک الافلاک خرم آباد در سلولی انفرادی گذراند. پس از آزادی، در شروع قیام های خونین قم و تبریز در سال 1356، نقش رابط
قربانیان پراید دودی پایتخت به 14 نفر رسید
بار سنگین روایت ماجرا را سبک تر می کند با این حال می گویند دردشان شاید کمرنگ شود اما هرگز از بین نخواهد رفت. نمی خواهند نامشان فاش شود؛ حق هم دارند. بعد از این حادثه نامزدم مرا ترک کرد حالا اگر فامیل و دوستانم هم نامم را در لیست قربانیان ببینند لابد رفتارشان با من برمی گردد ؛ اینها را دختری می گوید که یکم تیرماه قربانی گرگ های خاکستری شد و بعد از آن هر روز زخم های بی مرهمش را در کنار
هومن حاجی عبداللهی: پسرم کلاه قرمزی را بیشتر دوست داره
حضور داشتم سه شنبه هفدهم دی ماه باید جلوی دوربین پایتخت می رفتم و این در حالی بود که پسرم ساعت هفت صبح همان روز به دنیا آمده بود و من مجبور بودم ساعت 11 صبح همسر و پسرم را تنها بگذارم؛ درحالی که به شدت نگران وضعیت آنها بودم. در آن مقطع سعی می کردم طوری برنامه ریزی کنم که حداقل یک روز در میان بتوانم به تهران بیایم و سری به آنها بزنم. امسال هم که پسرم یک سال و پنج ماهش است و شیرین زبانی
گپی دوستانه با بهنوش بختیاری
در زمینه آکسسوار منزل خودم را صاحب سلیقه می دانم. نوع چیدمان منزل ما، با اینکه چند بار عوض شده و هر بار با دفعه قبلی فرق داشته، مورد تایید و تحسین دیگران بوده است. من خانه خیلی خیلی خلوت دوست دارم. برای من یک کاناپه و یک گلدان و یک تلویزیون کافی است! اینقدر خانه من خلوت است که بعضی ها فکر می کنند ما خیلی فقیریم(می خندد)! از چیدمان شلوغ خوشم نمی آید. از قدیم هم طرز تفکرم نسبت به دکوراسیون خانه همین
اینجا هرکس کشته شود شهید نیست!
به سه بخش تقسیم کردید... بله، گویا این سرطان پاتک دشمن علاج پذیر نبود. ول کن ماجرا نبودند، نمی گذاشتند ما لحظه ای نفس بکشیم. من نمی دانم این نقطه چقدر برای آنها اهمیت داشت؟ پاتک های ممتد به بعد از ظهر هم متصل شد. من فکر می کنم این بار با یک تیپ به خط یورش آوردند. هر طرف نگاه می کردیم، تانک بود و تانک. طوری که یکی از تانک ها آمد و محکم به خاکریز کوبید. از هر طرف می
حضرت علی (ع) زنانه ها را چطور قضاوت می کردند؟
وارد دعوا شدند و به خلیفه گفتند: از زن بپرسید در چه شرایطی و به چه علت مرتکب این عمل شده بود؟ زن گفت: تشنه در بیابان مانده بودم که چادری از دور دیدم؛ وارد چادر شده و تقاضای آب کردم. مرد داخل چادر، آب نداد و قصد تجاوز به من را داشت که از خیمه بیرون آمدم، اما این بار تشنگی مرا بی تاب کرد و چشمانم سیاهی رفت، در این حالت بود که به گناه تن دادم. امام علی علیه السلام فرمود: این
پاسخ عبدالرضا هلالی به شایعه ای درباره علت تغییر صدایش
و سالها بعد من در مسجد جامع ابوذر (هیئت الرضای خودمان) مداحی میکردم. دیدم یه آقای قد بلندی که موهاش هم کمی ریخته بود چقدر چهره اش آشناست، اومد پیشم گفت شمای آقای هلالی هستین؟ گفتم بله. گفت منو میشناسین؟ گفتم چهره تان آشناست اما من یادم نمیاد. گفت من معلم عربی مدرسه جهان تربیت هستم. گفت تو همه کاری بهت میومد الا اینکه مداح بشی و بشینی روی منبر مردم رو موعظه کنی. اینقدر که من شیطون بودم معلم های من
زنی که با انگیزه خداشناسی وارد عرفان حلقه شد اما به شیطان رسید
از فوت پدرتان، احوال شما چگونه شد؟ بعد از فوت پدرم چهار سال بود بهم ریختگی من زیاد شده بود و حال روحی من دگرگون بود؛ چهار سال دچار افسردگی شدید شدم؛ هر بار که در ارتباط می نشستم احساس می کردم حالم از دفعه های قبلی بدتر می شود؛ بعضی مواقع در این ارتباطات تکان های شدید شبیه حالا تشنج و صرع به من دست می داد. مستر ها دست و پای من را می گرفتند تا تکانهای من را کنترل کنند؛ چون امکان
بهاره رهنما: شعر سفارشی نمی گویم
آن حضور داشت، فرصت گپ و گفتی فراهم شد و با او درباره شعرهایش به گفتگو نشستیم. مشروح متن این گفتگو در ادامه می آید: * وقتی شعرهای ابتدایی کتاب را می خوانیم، می توان رنگ زرد را به عنوان یک کُد در شعرهای شما تلقی کرد. یعنی هنگام خواندن اشعار با اشاراتی که به این رنگ داشتید، این برداشت را داشتم که شاعر اشعار دارد کُد می دهد. درست است؟ در جاهایی از شعرها درست است. چون این شعری که
(طنز) پرورش قزل آلا در قبرستان!
، جاده های ناامن، اتومبیل های غیراستاندارد ... چرا اینقدر مقاومت می کنید؟ خوب نیست به خدا. در هر کشوری اگر نصف این مسائل بود تا الان خالی از سکنه شده بود. حالا من چرا دارم خودم را می کشم؟ علت دارد. ایسنا گزارش داده که کار و کاسبی آمبولانس های خصوصی این روزها به حدی کساد شده که این آمبولانس ها به جای حمل بیمار یا جسد، مسافرکشی می کنند. همین را می خواستید؟ آمبولانس دارد مسافرکشی می کند. فردا
عوامل عصر یخبندان : نه به جایی وصلیم، نه از کسی می ترسیم
به یک فرصت خوب تبدیل شد. اما کرامتی با اشاره به غیرقابل پیش بینی بودن وضعیت اکران در ایران یادآور شد: زمانی همه از اکران عید فراری بودند اما حالا هم برایش سرو دست می شکنند یعنی هیچ چیز را نمی توان پیش بینی کرد ما فقط باید خوشحال باشیم یک فیلم خوب ساخته ایم که مردم از آن استقبال کنند. اصلانی هم از استقبال تماشاگران از فیلم ابراز خوشحالی کرد و ادامه داد: مخاطب بخوبی با فیلم
همسر عادل غلامی:عادل یک ظرف شستن ساده را هم بلد نیست!
چند روز مانده به عروسی خط خورد و یک سال بعد دوباره دعوت شد. دعوت های آن موقع، هم کوتاه بود و هم اینکه زود خط می خورد و هم این همه سفرها و بازی های تدارکاتی نداشت. به همین دلیل زندگی خیلی راحت تر بود. شاید فقط آن 6 ماهی که در بازی های لیگ بودند، بیشتر از هم دور بودیم. ولی من خودم را برای همه شرایطی آماده کرده بودم. چون وقتی به یک ورزشکار بله می گویی، نمی توانی بگویی من شرایطش را نمی دانستم
نگار عابدی: صداوسیما نیاز خندیدن را تامین کند
میری اظهار کرد: مازیار میری جزو کارگردانانی است که هر بازیگری دوست دارد در فضای تصویر با او همکاری کند. در کل از همکاری با گروه گاهی به پشت سر نگاه کن راضی هستم. وی در ادامه در پاسخ به اینکه نظرش راجع به سریال دردسرهای عظیم2 و پایتخت4 چیست؟ گفت: من هر زمان که فرصت داشته باشم تلویزیون تماشا می کنم اما در این ایام خیلی فرصت تماشای سریال نداشتم ولی سریال پایتخت را بیش از همه تماشا کردم
گفت وگو با نویسنده ای که با آثارش خادمی حضرت رضا (ع) می کند
بار 400 مخاطب تکرار نشده است. بسیاری از همکاران کنونی من مخاطبان آن روز تئاتر قاصدک بودند. بنابراین دیدم باقیات صالحات خودم را قربانی تحمیل خودم بر تئاتر می کنم؛ چون مجبورم آرام آرام شبیه سیستم شوم. من پدیده جشنواره ها نیستم. پدیده تجربه با تماشاگران هستم. اینکه پیشنهاد می شد کارم را در جشنواره اجرا کنم یا برخی نهادها در تولید کار مشارکت می کردند، مورد حسد واقع می شد. حالا این شما و این میدان
سه شهید؛ سهم خانواده دستواره در یک سال
1365 دقایقی قبل از آغاز عملیات کربلای 1، در پشت خاکریز جاده ی دهلران به مهران، هنگامی که کنار نیروهای گردان شهادت که قرار بود خط دشمن را بشکنند، ایستاده بودم، متوجه جیپ فرماندهی لشکر شدم که حاج رضا داخل آن ایستاده بود و سراغ بچه های اطلاعات عملیات را می گرفت. جلو رفتم و با او دست دادم. همین که دستش در دستم قرار گرفت، آن را بوسیدم. با عصبانیت دستش را کشید و با پرخاش گفت: این چه کاری بود کردی؟ خجالت
خلاصه کتاب طنز خمپاره های فاسد +تصاویر
چند طبقه از خدا فقط موتور بخواهم تا در بهشتش تک چرخ بزنم و دلی از عزا دربیاورم! تازه داشت خوابم می برد که فرمانده تکانم داد و از خواب پریدم. آقا رسول، فرمانده گردان گفت: راه رسیدن به خط مقدم را خوب بلدی؟ با تعجب گفتم: بله آقا رسول، هفته ای دو بار با خودتون می ریم اونجا و برمی گردیم. - پس پاشو، برات یه ماموریت مهم دارم. هنوز خوابم می آمد و خسته بودم؛ اما
یک مادر و دختر، نخستین بانوان موتورسوار ایران
گوییم آهسته تر برانید. اگر خاطره ای هم دارید، خوشحال می شویم بشنویم. نراقی: یک روز دیروقت بود و من در دانشگاه بودم. زنگ زدم به مادرم و گفتم بیاید دنبال من چون خیلی هوا تاریک است. مادرم گفت ماشین ها را پدر و برادرت برده اند با موتور بیایم؟ فکر کردم شوخی می کند، گفتم بیا، باورتان نمی شود یک ساعت که گذشت تماس گرفتم و دیدم گوشی اش در دسترس نیست. با خودم گفتم نکند واقعا با موتور آمده
دستانی آهنی که حریف وزنه طلای پارالمپیک شد
کردم و چند ماه بعد هم برای اولین بار همراه تیم ملی به مسابقات جهانی آمریکا اعزام شدم و به لطف خدا توانستم مدال طلا بگیرم. سین: چه حسی دارید از این که نفر اول رشته ی خودتان در جهان هستید؟ جیم: حس خوبی است که بتوانیم برای کشورمان باعث افخار باشیم، وقتی مدال می گیریم و روی سکو می رویم، واقعا حس قابل بیانی نیست. سین: از خودتان راضی هستید؟ جیم: این را مردم باید
کامران رسول زاده و مورات ککیلی 31 مرداد در استانبول روی صحنه می روند
. اما هر بار به دلایل نامعلوم این برنامه لغو شد. سرانجام قرار است کنسرت این دو خواننده در سالن کنگره خلیج شهر استانبول ترکیه به تاریخ 31 مردادماه برابر با 22 آگوست 2015 برگزار شود. کامران رسول زاده در دیدار با خبرنگاران و عکاسان از جزئیات کنسرت پیش رو، دلایل لغو برنامه های قبلی و البته گلایه هایش از رسانه ها هم سخن گفت. گزارش اختصاصی سایت موسیقی ما از این برنامه را در ادامه می خوانید:
تربیت قرآنی را از کودکی شروع کنیم
خبرخوشحال کننده بود و خیلی ها می خواستند بدانند رمز و راز این موفقیت بزرگ نماینده جمهوری اسلامی ایران، آن هم بعد از گذشت 9سال و در کنار هرگونه سیاسی کاری رایج در عرصه بین المللی چه بوده؛ سیاسی کاری هایی که امسال هم مانع از حضور داور و حافظ قرآن از کشور ما در مسابقات قرآنی مالزی شد. قرائت بسیار خوب و توانای محسن حاجی حسنی کارگر، نماینده کشورمان در مسابقات بین المللی قرآن مالزی تحسین بسیاری از استادان این رشته را در پی داش
روحانی به نام ما و به کام دیگران شد/ مرگ؛ هدیه مرد عراقی به همسر ایرانی/ علیخانی بغض کرد، رامبد خندید
توافق جامع، در هم گره خورده و متناظر خواهد بود و عنصر هم زمانی در راه حل ها، می تواند تضمین اجرای آن باشد . او دراین باره که اگر هر کدام از طرفین تعهد خود را انجام ندهد چه اتفاقی رخ می دهد، می گوید در این صورت چارچوب طراحی شده شکست می خورد و همه طرفین به پله اول خود برمی گردند ...آمانو و ظریف دیروز یک ساعت و نیم با هم رایزنی کردند. این دومین دیدار ظریف و آمانو در هفته گذشته بود. پیش از این احتمال
دوئل نافرجام یک زن با طلاق
حامد بله را گفتم. دوران نامزدی خیلی بدی را گذراندیم دائم با هم و خانواده هایمان دعوا داشتیم اما می گفتند ازدواج کنیم مشکلات حل می شود. حتی حاضر نبودند نزد مشاور برویم و کمک بگیریم و من هم عروسک دست اطرافیانم شده بودم. این زن جوان که با یادآوری خاطرات گذشته اش اشک در چشمانش جاری شده بود ادامه داد: در طبقه اول آپارتمان مادرشوهرم زندگی مان را شروع کردیم. حامد خیلی اهل کار نبود و بیشتر چشمش
روایت آمریکایی ها از لباس متحدالشکل مردم ایران
بار در تاریخ آذربایجان، زنان رسماً اجازه یافتند به تماشاخانه بروند. در باغ ملی ایران فیلمی مخصوص بانوان به نمایش گذاشته شد و با اجازه مقامات مربوطه تعداد زیادی از زنان شهر به تماشای این فیلم نشستند. اینجا همه چیز دارد از قید تعصبات آزاد می شود. به نظر می رسد که دولت دارد به کلی از سیاست منزوی ساختن زنان دست می کشد. در 20 دسامبر 1928، آصف می افزاید: چند روز پیش مقامات رسمی نمایشی را در سالن تأتر
راز ثروتمند شدن کارگر ساده روستایی در ماه عسل
این که ازدواج کردم. بعد از ازدواج اتفاقاتی برایم افتاد که نگاهم را به زندگی تغییر داد. قهرمان زندگی ام را پیدا کردم، خدا را شناختم و فهمیدم که هرگز تنهایم نمی گذارد. در ادامه صحبت های عباس آیتمی پخش شد که محل و سبک زندگی او را نشان می داد. او حالا صاحب محله ای به نام محله توریستی عباس برزگر است. چند رأس دام دارد. توریست ها در اکثر نقاط دنیا او را می شناسند و از هزاران کیلومتر آن طرف تر مشتری دارد
تیام و تیارا، عشق بابا هاشم !
اصفهان من دو سال از استقلال دور بودم و در تیم سپاهان حضور داشتم. واقعا دو سال خیلی خوب با این تیم داشتم و توانستم دو بار فاتح لیگ برتر شوم. در جام باشگاه های آسیا هم حضور خوبی داشتیم. فکر می کنم تجارب خیلی خوبی در این دو سال به دست آوردم و حالا هم خیلی خوشحالم که در تیم محبوبم استقلال بازی می کنم. فوتبال یعنی مبارزه سال اولی که با استقلال بودم با این تیم قهرمان لیگ برتر شدم و
افخمی: آدم های شکم سیر فکر می کنند مردم از بحث هسته ای خسته شدند
. آن موقع این قضیه به مطبوعات کشیده شد و خیلی جنجال درست کرد که در واقع تکنولوژی ساخت بمب این قدر ساده شده و این قدر کهنه شده که حالا در دسترس است. احتمالاً در همه وسائل الکترونیک امکاناتی پیدا میشود که اگر بازش کنید میتواند پرتابکننده پروتون باشد که یکی از بخشهای اصلی بمب اتمی است. ده، دوازده سال بعد از این جنجال مربوط به ساخته شدن بمب اتمی به طور اتفاقی به وسیله یک دانشجو
حاج احمد متوسلیان؛ از حزب الله تا انصارالله
مقام محور اصلی حرکت تربیتی و نهضت اخلاقی خود، بر بصیرت و بیداری سیاسی، تأکیدی معنادار را دنبال می کرد. هواداران خود را دائما به پیگیری اخبار و تحلیل آنها تشویق می کرد و تلاش داشت گروه جوانان مؤمن، به گرایش و موضع گیری متحد دست یابند و در مسیری مشخص حرکت کنند. حالا انقلاب یمن را به انصارالله می شناسند، تفکری که در امتداد تفکر حزب الله و برای مقابله با دشمنان ذاتی اسلام فعالیت و مبارزه می کند. برادران انقلاب اسلامی ایران در منطقه حالا مروجین تفکر اسلام سیاسی امام شده اند و هنوز ادامه دارند. منبع: وطن امروز انتهای پیام/ ...
تور خداشناسی در بهشت زهرا (س)
موقع که من 6ماهه بودم سفرهایمان شروع شد و هر چند وقت یک بار از این شهر به آن شهر می رفتیم. زندگی من پر از سفر بوده و همین الان که با شما در حال صحبت هستم، کیفم را بسته ام و خودم را برای سفر آماده کرده ام و هیچ وقت هم بابت این ناراحت نیستم. قبول کرده ام زندگی من طوری است که همیشه مسافر باشم. همه ما در این دنیا مسافریم . همیشه مسافر بوده ام سفر کردن برای سجادی مقوله جالبی است و