سایر منابع:
سایر خبرها
: من می دانم که کارمان به خاطر کمبود وقت، کم و کسری هایی دارد. موقع تمرین هم استرس بسیار زیادی داشتم. هر چند سعی می کردم در جمع به روی خودم نیاورم اما به شدت نگران بودم. حتی گاهی به این فکر می کردم که اگر نتیجه قابل دفاع نشود، چطور جواب کارهای قبلی ام را بدهم. جدا از این می دانستم که حتما خیلی ها خواهند پرسید که چه شده که بعد از سال ها دوری از کارگردانی تئاتر دوباره برگشته ام و قرار است چه کنم؟ که
احمد هاشمی بهرمان برادر کمتر شناخته شده آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است. در یک روز فروردین 1396 و تنها یکی دو ماه پس از درگذشت آن شخصیت اثرگذار و به یادماندنی خدمت ایشان می رسیم. در فضایی ساده و صمیمی به گفت وگو درباره خاطرات برادر از برادر پرداختیم. افسوس و حسرتی عمیق در چشمان ایشان پیداست. آرام و با حوصله و ساده و بی پیرایه و بی تحفظ سخن می گوید. در این گفت وگو که با زبانی بسیار ساده بیان شده مطالب ناب و منحصر به فردی از زوایای زندگی آیت الله مطرح شده است که برای اهل تحقیق و تعمق پنجره هایی تازه را می گشاید. ...
این توفیق را داشتم که نوکری فیلم پیامبر (ص) را بکنم. اکثر کشورهای دنیا را رفتم و به لحاظ علاقه ای که به سینماداری داشتم با همه سالن دارهای آنجا صحبت می کردم. وقتی خودم را به عنوان یک سینمادار هم معرفی می کردم که در ایران توفیق این را دارم که در امر سینماداری هم خدمت کنم، وقتی می گفتم که در یک روز سالنهای ما بیش از 80 تا 85 درصد ظرفیت خود را پر می کرد، می گفتند مثل همه آمارهایمان دروغ است! اصلا باور
سال ها برای کسانی که آن روزها را ندیده اند قابل تصور نیست. بعد از هر بار دستگیری و زندان رفتن، کار ما این بود که در زندان ها دنبال پدر بگردیم تا مطلع شویم کجا زندانی شده. مادرم در تابستان 52 که بچه ها مدرسه نمی رفتند، صبح زود صبحانه را آماده می کرد و غذایی برای ناهار درست می کرد و بلافاصله بعد از صبحانه هر شش بچه با مادر راه می افتادیم که برویم سراغ زندان ها بلکه پدر را در یکی از آن ها پیدا کنیم
ماها نمیرسد که بیماری است. باید از خدای متعال نجات و شفای از این مرضها را خواست. 95/3/25 ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [03.06.17 09:50] [ Photo ] با خامنه ای کسی نگردد گمراه او در شب فتنه می درخشد چون ماه در هرنفسم برای او میخوانم لاحول ولا قوه الا بالله سال روز 29 سال امامت امت و رهبری انقلاب اسلامی توسط امام خامنه ای بر
/> حضرت امام یک لبخندی زدند و فرمودند همه ماه مبارک رمضان نصیحت است. عرض کردم نصیحت در خور حال بفرمایید. امام فرمودند ادعیه ماه مبارک را زیاد بخوانید. همان سال توفیق زیادی داشتم دعای سحر و دیگر ادعیه ایام ماه مبارک را بخوانم. ماه رمضان سال بعد بود که باز هم در روز سوم یا چهارم به حضور ایشان شرف یاب شدم و به امام عرض داشتم که به رسم پارسال ما را نصیحتی کنند. ایشان گفتند ذکر خدا را در این ماه
سیاسی مذهبی شدم مرشد و ولی سیاسی ام آیت الله کاشانی بود. در دهه چهل دل به امام خمینی(س) بستم و تا آخرین روزهای حیات آن بزرگوار اطاعت او را واجب می دانستم و اکنون هم مقام معظم رهبری، مرجع تقلید، مرشد و راهنمای ماست. (گفت و گو با روزنامه جام جم، سال 1391) بوسه رفیق دوست بر پیکر امام(ره) محسن رفیق دوست در کتابش به نام برای تاریخ می گویم از روز رحلت امام خمینی چنین نوشته است: من آن