بخاطر همین امر نیازمند توسعه قدرت نظامی و تسلیحاتی خود می باشند، چرا که هم در داخل این حکومت ها در حال گذار به سوی مدرنیته هستند و هم در منطقه ای زیست می کنند که به تدریج همسایگانشان به سمت و سوی مشارکت مدنی و حضور فعال مردم پیش می روند. تلقی حاکم اینست که منبع اصلی قدرت در تمام سطوح حکومتی عربستان سعودی متکی بر سلطنت مطلقه آل سعود بوده و شاه و شاهزادگان تراز اول از قدرت و آزادی عمل گسترده
. پادشاه، رئیس حکومت، نخست وزیر و رئیس قوه مجریه بوده، و مرجع تمامی قوای سه گانه محسوب می شود و مرجع تمامی قوای سه گانه محسوب می شود و تمامی عزل و نصب ها با دستور او صورت می گیرد. بخش دیگری از واقعیت که اغلب نادیده گرفته می شود این است که بسیاری از شاهزادگان سعودی که دارای تحصیلات عالیه هستند، در بخش های مختلف اجرایی کشور خود دست اندرکار بوده و ائتلاف هایی عمده با تکنوکرات ها، بازرگانان
اسلام جایگاه خاصی داشت. بر این اساس، پیاده شدن قوانین اسلام در حوزه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگیزه های اصولی نیروهای مذهبی محسوب می شد. در بررسی پدیده های اجتماعی، توجه به عناصر آن بسیار مهم اند. عناصر اصلی این قیام شامل نیروهای قیام و به بیان دیگر، رهبری قیام و مردم است که توسط ایدئولوژی و اندیشه ی نهضت، به همدیگر پیوند خورده اند. ایدئولوژی و تفکر قیام، همانا اندیشه های ناب مذهبی