السلام) و خاندانش را بدون ارائه مدرکی، انکار می کند و همه را مجعول می داند. برای نمونه وی می گوید :الف) نزول آیه انما ولیکم الله ورسوله ... (29) در بارة علی، به اتفاق اهل علم دروغ است(30). این در حالی است که بیش از 64 محدّث و دانشمند، به نزول ان در بارة امام علی(علیه السلام) تصریح کرده اند. (31) ب) وی نزول آیه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودّة فی القربی (32) را در بارة خاندان رسالت تکذیب می کند، (33
توافق گشوده شده و نمی خواهند کار تمام شود. دومین طیفی که از تمدید سخن می گویند می خواهند اکنون که طرفین به این حد از فهم مشترک نیل یافته اند و در آستانه توافق هستند، فرصت ایده آل به وجود آمده از دست نرود. هفت روز تمدید مذاکرات پس از ضرب الاجل پایان ژوئن در همین راستا بود و اکنون نیز گفته می شود که با توجه به پیشرفت ها و حضور وزرای خارجه درحالی که موعد تعیینی سه شنبه پایان می یابد شاید مذاکرات تا روز
، در این مورد با نظر ابن شهرآشوب موافق هستند و آن را تأیید نموده اند. مفسران فوق الذکر معتقدند، آنچه که برخی از افراد به عنوان سبب نزول آیه گفته اند، سخن بعضی از مفسران و شماری از ظاهرگرایان متون حدیث به نام حشویه است که از نگاه ما نادرست است. چگونه ممکن است خداوند پیامبرش را عبوس و بدخُلق خطاب کند، درحالی که در آیاتی نظیر: 4 سوره قلم و 159 سوره آل عمران، وی را انسانی شایسته و دارای حُسن
دوستداران من و همرزمان من با گروه سرکشان و منحرف گشتگان از راه حق هستند و دروازه رحمت همین شیعیان من هستند و ایشان به فریاد چنین خواهند گفت: آیا در آن نبودیم؟ قالُوا بَلی وَ لکِن�'َکُم�' فَتَن�'تُم�' أَن�'فُسَکُم�' وَ تَرَب�'َص�'تُم�' وَ ار�'تَب�'تُم�' وَ غَر�'َت�'کُمُ ال�'أَمانِی�'ُ حَت�'َی جاءَ أَم�'رُ الل�'َهِ وَ غَر�'َکُم�' بِالل�'َهِ ال�'غَرُورُ ، فَال�'یَو�'مَ لا یُؤ�'خَذُ مِن�'کُم�' فِد�'یَةٌ
جمله ی به نام بی نام او گفته می شود؟ البته این سنت را شخص آقای طاهری بنیان نهاد و بسیاری از متون و جزوات آموزشی عرفان حلقه اکنون به همین صورت در فضای مجازی قابل دسترسی اند. سوگمندانه باید گفت؛ به رغم این که در قرآن بیش از 200 نام برای خداوند ذکر شده و نام الله به تنهایی بیش از 2800 بار در قرآن تکرار شده است، با این همه در حلقه اصرار بر این است که خداوند را بدون نام یاد کنند. دعای جوشن
برای مفهوم ندارند و این برای اولین بار است که گفته می شود، استدلال من هم این است که هر قاری که در دنیا هست شروع کار خودش را بر پایه مقام بیات قرار می دهد، زمانی که اولین آیه را می خواند وارد مقام دوگاه می شود، این آیه هر آیه ای که هست باشد و هر معنایی که داشته باشد در مقام دوگاه است و همه قاریان یا دوگاه خوانده اند یا نوا و به هیچ وجه ربطی به معنا ندارد. حنیفی بیان کرد: ما نباید بگوئیم
گفت ضمیر خطاب (کُم) به مؤمنان بر می گردد؛ حتی اگر این هم نادیده گرفته شود همان گونه که قبلا گفته شد این آیه از سوره شوری، مدنی است و در آیات مدنی معمولاً خطاب مربوط به مؤمنان است مگر اینکه قرینه ای وجود داشته باشد که براساس آن بتوان ادعا کرد آیه درباره یهودیان یا منافقان سخن می گوید و در این آیه چنین قرینه ای وجود ندارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که مخاطب قول پیامبر، مؤمنان هستند. از