تسنیم، متن زیر سخنرانی آیت الله قرهی است که در سحر ماه مبارک رمضان و با موضوع شرح دعای ابوحمزه ثمالی بیان شده است. دعا با زبانی که از فرط گناه، لال شده! گرچه می خواستیم ادامه بحث دو جلسه گذشته راجع به علل صلح امام حسن مجتبی(صلوات اللّه و سلامه علیه) بیان کنیم، امّا چون شب جمعه است و بحث دعای کمیل را داریم و وقت ضیق است، عذرخواهی می کنیم، إن شاءالله وقت دیگری آن بحث را ادامه
، سبزی، خرما، چای، حلوا، برنج، مرغ و البته آب. بین غذا خوردن آقا طبق معمول بعضی آمدند به سلام و علیک. آقا با یک دست آرام غذایشان را می خوردند و بینش جواب هم می دادند. بعد از غذا هم یکی از شاعران جوان آمد جلو که آقا بوسیدش. چیزهایی گفتند که نشنیدم. آقا به کسی رو کردند و گفتند: اینها حاضریراقان صحنه هستند. جوان ادب کرد و گفت: ما دلگرمیم به دعاهای شما. آقا گفتند: ای عشقِ دل افروز، دل من به تو گرم است. به
چه دیدنی ست دل دادن دوباره پروانه ها به هم چون دانه های رشته تسبیح با همیم در هم تنیده سلسله دانه ها به هم اعجاز بی نظیر تو عشق است و عشق تو ما را رسانده از دل ویرانه ها به هم... آقا از او می پرسند کتابی هم چاپ کرده یا نه و نیکوکار می گوید که بله دم افطار تقدیم کرده است. آقا می گویند: این غزل شما بنده رو وادار می کنه برم اون کتاب رو
بی آشیان درآوردیم 33. آخرین شاعری که دعوت می شود برای شعرخوانی محمد رضا طهماسبی است: شرار هجر تو بر جان عاشقان زده اند بیا که نوبتی آخرالزمان زده اند به زلف پنجره ها خاک مرده پاشیدند به روی آینه ها سنگ ناگهان زده اند 34. آقای قزوه به رهبری گفت که ما شعرخوانی هایی که در نظر گرفته ایم تمام شدند و از این به بعد شما هر کدام را که مایلید شعر بخواند
بیاره به آدرس فلانی که شدیدا به آن نیاز دارم. شخصی برگه را می بیند و مبلغ 20 هزار تومن از جیبش بیرون می آورد و به آدرس می برد می بیند پیرزنی ساکن منزل هست شخص پول را تحویل میدهد، پیرزن گریه می کند و می گوید شما نفر 12 هستید که آمدید و ادعا میکنید پولم را پیدا کرده اید. جوان لبخندی زد و به سمت خروجی حرکت کرد، پیرزن که همچنان داشت گریه میکرد.گفت: پسرم، ورقه را پاره کن، چون من نه