سایر منابع:
سایر خبرها
سینِمابازی با ترانه
درختی اسم مون رو جا گذاشتیم! [ترانه ی غزل کوچه باغ (1355)] یا کل ترانۀ آشتی (1998) که اتفاقاً در کنار طنز تلخ، یک صحنۀ سینمایی هم دارد که شاعر با سه پلان موقعیت کاراکترش را در ابتدای ترانه تصویر می کند: به کسی برنخوره برنخوره/ من یکی پنجره مو می بندم (پلان یک)/ این همه پنجرۀ باز بَسه (پلان دو) / من به قاب آینه می خندم (پلان سه) . *** کنار هم گذاشتن چندین و چند تصویر و قاب و
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (53)
یکی فریاد زد "دیگه کافیه " ، یا چلاق شد یا جونش در رفت ، دعوا تموم هست. قانون چهارم : دعواها فقط دو نفره هست. قانون پنجم : در هر زمان فقط یک دعوا باید باشه ، نه بیشتر. قانون ششم : دعوا باید بدون دستکش و باند و محافظ باشه ، بدون پیراهن ،بدون کفش و بدون اسلحه. قانون هفتم : دعوا تا هر زمانی که لازم هست طول میکشه. قانون هشتم و آخرین قانون : اگه
"فرمانده بود و می گفت آبدارچی ام"
برود. اما به من گفته بود قرار است به سوریه برود، برای همین قبل از رفتنش با هم خلوت کردیم و گفتم رضا نیتت از رفتن چیست؟ واقعا می خواهی برای پول بروی؟ خندید و گفت به چه دردم می خورد؟ می بینی که تکفیری ها تا کجا نفوذ کرده و گفته اند می خواهیم حرم حضرت زینب(س) را با خاک یکسان کنیم؟ عباس ادامه می دهد: دیگر حرفی برای گفتن نداشتم. آنقدر مصمم حرف می زد که جای هیچ تردیدی در ذهنم باقی
رامهرمزی از نقش کمرنگ ادبیات ایران در جهان و نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2014 می گوید
تنها برگردین. ما دو ساعته که منتظر شما هستیم. من مسیر رو بلدم. با تراموا هم یه خط مستقیمه. نگران من نباشید. خوبه، شما زبان نمی دونید. اگه به زبان تسلط داشتین حتماً این چند روز تنها همه جا می رفتین. پیش خودم می گویم: حتماً همینطوره. اگه زبان می دونستم که کسی را معطل نمی کردم و برنامه خودمو دنبال می کردم. شما میدان معروف شهرداری فرانکفورت را ندیدید. اول به اونجا می ریم. این
بنیاد در آینه مطبوعات
ثبت نام کرد. یک هفته، ده روز بیشتر از ثبت نامش نگذشته بود که از مسجد حضرت عباس (ع) در بولوار جمهوری اسلامی به کردستان اعزام شد. آن زمان خانه خودش در ساختمان بود و خانه پدرم در نزدیکی مسجد حضرت عباس (ع) سه سال در کردستان خدمت کرد. بعد از آن راهی خرمشهر شد و در عملیات آزادسازی خرمشهر حضور پیدا کرد. سرانجام 19 اسفند 1363 در عملیات بدر در جزیره مجنون به شهادت رسید. فاطمه خانم با اشاره به اینکه برادرش در زمان شهادت سه فرزند داشته است، عنوان می کند: علی در حالی در بیست و پنج سالگی شهید شد که دو پسر دو و سه ساله و یک دختر سه ماهه داشت. "انتهای پیام" ...
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
رسیدیم. ما حتی با دایناسورها هم جنگ کردیم! همه ی بچه ها به داستان خیالی بابک خندیدند! آقای پرتو لبخندی زد و گفت: خوب بود، داستان بعدی را کی می خواد تعریف کنه؟ من دستم رو بلند کردم و گفتم: آدم عزیز! ما خیلی خیلی کوچیک بودیم، حتی از ذره های گردوغباری که از چرخ های ماشین ها بلند می شه هم ریزتر بودیم! باد ما رو به سرزمین آفتاب و باران آورد و ما کم کم بزرگ شدیم و هر کدوم مون به یک شکلی در
14 ویژگی خوارج از منظر امام علی
گرفتند و قبل و بعد آن را نمی فهمیدند که قرآن تأکید کرده تنها با کسانی بجنگید که با شما می جنگند چرا که جنگ فقط دفاعی است، اما خوارج از آن کشتار در می آوردند. در نامه 77 نهج البلاغه حضرت در وصیتی به عبدالله بن عباس هنگامی که او را برای گفت وگو با خوارج می فرستاد نکاتی مهم را گوشزد کرد: با خوارج به وسیله قرآن بحث نکن زیرا قرآن معنی مختلف را می پذیرد، تو از قرآن چیزی می گویی و آنها چیزی دیگر . یعنی
ضیافت نور و صدا و تصویر با چاشنی یک خبر خوش
دارد که تکراری نباشد. بعد از اجرای بخش کشتی نوح که عالی هم از آب درآمد، کارگردان با گوشی از رسالت بوذری که در حال صحبت برای مردم است، می خواهد تا عوامل فصل شیدایی تشویق شوند. بوذری هم با مردم مطرح می کند و صدای تشویق همه جا را پر می کند. رحمانی پور نور را روی سربازانی که هنروران نمایش هستند، می اندازد تا آن ها هم لذت ببرند و خستگی از تنشان بیرون بیاید. به رسالت بوذری می گویند که یادی
اشعار و سبک های شهادت امیر المومنین، علی (ع) و شب های قدر
یاور/آه و واویلا حیدر آه و واویلا حیدر ... تا قیامت فتنه و ظلم و جنایت زاده شد بین محراب دعا اجر امامت داده شد وقت رفتن رو لبه مولا نوای یاربه این شروع غربت مرثیه های زینبه بعد داغ مادرش/دیده داغ بابا رو بعد از این هم می بینه/سختی کربلا رو آه و واویلا حیدر ... اینجا ماتم دیده و برادرا دورش بودن
حماسه سازان میدان راه آهن خرمشهر چه کسانی بودند
این آب رو از کجا آوردی؟ بهنام گفت: "عمو آب لوله که قطع شده؛ من از آب حوض خونه های اطراف پر کردم!" که بچه ها همان آب بد بو را به اندازه رفع نیاز خوردند، و به جنگ ادامه دادند. **ماجرای اسارت نیم ساعته و شناسایی تانک های عراقی توسط بهنام به یاد دارم همان روز هنگامی که یک گردان تانک وارد میدان راه آهن شده بودند به بهنام گفتم برو ببین تانک های عراقی که وارد میدان می شوند در چه
مدیر اماراتی؛ دومین متهم دکل گمشده/ آقای روحانی! صلح امام حسن(ع) را یاران خائن تحمیل کردند/ توافق هسته ...
متهم کرده بود. گفته می شود در پی استعفای وزیر دارایی یونان، اصلی ترین گزینه سیپراس برای تصدی این سمت یوکلید ساکالوتوس است. در ادامه این گزارش آمده است: گفته می شود بانک های یونان تنها چند روز با تمام شدن نقدینگی و ورشکستگی کامل فاصله دارند. در این صورت میلیون ها یونانی پس اندازشان را از دست می دهند، شرکت ها ورشکست می شوند و یونان با کمبود مواد غذایی و دارویی وارداتی روبه رو خواهد شد
جانباز دفاع مقدس شهید دفاع از حرم شد
بلند گفت: به خانواده ام بگویید که زیاد غصه نخورند. چند روزی گذشت و من دلتنگ یار و همرزمم بودم که دوباره خوابش را دیدم. در مسجدی نشسته بودیم خانواده حاج عباس هم بودند. حاج عباس رو به من کرد و گفت: میان وسایلم مقداری پول باقی مانده است. از آن پول زیارت عاشورایی برگزار کنید. من به دیدار خانواده اش رفتم و موضوع را با آنها درمیان گذاشتم، طبق گفته شهید میان ساکش مقداری پول پیدا کردیم. قرار شد خانواده
اشعار ویژه شهادت امیر المومنین علیه السلام
صداش کرد بین دو سجده بود که فرق سر علی مانند ذوالفقار دودم شد...دوتاش کرد شمشیر تا میان دو ابروی صورتش طوری نشسته بود نمی شد جداش کرد می خواست دست و پا زدنش بیشتر شود شمشیر را میان سرش جابجاش کرد ای روزگار! آخر علی را زمین زدند باید ازین به بعد جگر را فداش کرد وقت وصال بود، دوباره خضاب کرد