بود، ولی سطح تشکیلاتی شان خیلی بالا نبود، چون اکثریت رفته بودند، مهم ترین عملیات، عملیات جنگل گیلان بود که یک گروه 30 و چند نفره در جنگل دوام آورده و جنایت های زیادی را انجام داده بودند. بعد مطلع شدیم که دارند برایشان تجهیزاتی را به جنگل می فرستند که اینها را از ارتباطات شهری قطع کنند و بتوانند مستقیماً با خارج ارتباط داشته باشند. بعدها فهمیدیم دارند برایشان تلفن ماهواره ای می فرستند. از فرانسه به
را ببینم. سه کشور آسیای جنوب شرقی، مالزی، اندونزی و تایلند، همه در طبقه صفر سالن 5 قرار دارند. تابلوی بزرگ مشکی رنگی که معرف غرفه ی آنهاست در وسط سالن مالزی قرار دارد. روی تابلو تصویری از چند پسر و دختر مالایی با لباس های سنتی کشورشان دیده می شود. در دو طرف تابلو پرچم کشور مالزی به شکل عمودی نقش بسته است. پرچمی با خطوط افقی سفید و قرمز که گوشه ی آن داخل مربعی ستاره و ماه زرد در سطح آبی رنگ کار
فرصتی فراهم کرد که بعد از سالیان دراز پای صحبت های بانو زری خوشکام بنشینیم و روایتش از سال های حضور در سینمای ایران را بشنویم. در این گفت و گو سعی کردم او را نه در نقش همسر علی حاتمی و نه در مقام مادر لیلا که در جایگاه خودش ببینم و بشناسم. آن چه پیش روی شماست روایت نزدیک به نیم قرن حضور در سینمای ایران است. روایتی که بدون کمک صفی یزدانیان میسر نمی شد و بخش عمده ای از این گفت وگو مدیون همراهی اوست.
خود را در پشت درخت مخفی کردم و دیدم که او با خوف و خشیت تمام با آهنگ حزین مناجات می کرد و از ترس آتش سوزان جهنم گریه می کرد و به خدا پناه برده و طلب عفو و بخشش می نمود و آنقدر گریه کرد که بی حس و حرکت افتاد! گفتم شاید خوابش برده است نزدیکش رفتم چون چوب خشگی افتاده بود او را تکان دادم حرکت نکرد گفتم حتما از دنیا رفته است شتابان به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به حضرت زهرا(س) رسانیدم فرمود مگر او را