سایر منابع:
سایر خبرها
مرگ مرموز دختری در میهمانی/ جوانی که جسد او را در بیابان رها کرد به پلیس گفت تصادفا جنازه را دیده
جسد این دختر چندی قبل و در پی تماس تلفنی مرد ناشناسی با پلیس 110 در منطقه سوهانک پیدا شد. این مرد به مأموران گفت: در حال کوهپیمایی بودم که ناگهان متوجه شدم چیزی مانند دست انسان از خاک بیرون زده است. نزدیک تر که رفتم مطمئن شدم جسد یک زن زیر خاک است و به همین دلیل با پلیس تماس گرفتم. پس از حضور مأموران در محل مورد نظر، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی
قاتل زن جوانی که زنده به آتش کشیده شد، از قصاص نجات یافت
جسدش را آتش زده اند و آتش باعث شده، زن جوان کشته شود. به این ترتیب برادر وی نیز بازداشت شد تا اینکه پس از تکمیل تحقیقات جنایی، در دادگاه کیفری برای برادرشوهر مقتول به اتهام قتل عمد حکم قصاص و برای شوهرقربانی نیزحکم محکومیت 10 سال زندان وپرداخت دیه صادر شد، اما اولیای دم به خاطر ناتوانی در پرداخت تفاضل دیه برای اعدام، قاتل رابه ناچار بخشیدند واز حق قصاص گذشتند. فرهاد(عامل اصلی جنایت
تعرض به دختری 17 ساله در مقابل چشمان همسرش
که پدر و مادر دختر در شهر دیگری زندگی می کنند و او به خاطر اینکه از مادربزرگ بیمارش که تحت مراقبت است، نگهداری کند به آبادان آمده و آنجا مانده است. ابوذر گفت که این دختر 17 ساله معمولا در خانه تنهاست اما بعضی وقت ها پسر جوانی سوار بر خودروی پراید مقابل در خانه شان توقف می کند و به خانه دختر نوجوان می رود. مهدی در ادامه حرف هایش گفت: آن شب زن دایی و پسردایی ام خوابیده بودند اما ابوذر دست
پسر جوان 13 سال زیر تیغ
پسر جوان که 13 سال قبل به اتهام شرکت در نزاع خیابانی مرگبار دستگیر و در دو دادگاه به قصاص محکوم شده بود سرانجام در آخرین جلسه محاکمه از مرگ گریخت. به گزارش ایران ؛این قتل شامگاه یکم اردیبهشت 83 در میدان رازی تهران مقابل باشگاه بیلیارد رخ داد که در جریان آن پسر جوانی به نام سعید با ضربه چاقو جان باخت. کارآگاهان جنایی نیز در تحقیقات پلیسی ضارب را شناسایی کردند. پسر 17 ساله که فرهاد نام
جسدی در پارک
داخل حیاط رفتند. چند وقت است اینجا زندگی می کنی؟ حدود یک سال است. تنهایی؟ نه با همسرم. چرا آقای مهران تنها زندگی می کرد؟ من نمی دانم و هیچ وقت نپرسیدم. البته آقا یک بار ازدواج کرده و از همسرشان جدا شده اند. بعد از آن هم مثل این که تصمیم می گیرند دیگر ازدواج نکنند. چه لباسی به تن داشت؟ گرمکن سفید. سروان از همسر مرد سرایدار تحقیق کرد که او هم اظهارات شوهرش را تائید کرد. کارآگاه با بررسی شواهد و سرنخ های ماجرا دستور بازداشت این زوج را به اتهام قتل صادر کرد. ...
حادثه ها
دستگاه خودرو و سرقت طلاجات آنان، رسیدگی به موضوع در دستور کار کارآگاهان این پلیس قرار گرفت. وی افزود: بلافاصله کارآگاهان تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند و با انجام اقدامات علمی و تخصصی ویژه دریافتند با یک باند حرفه ای در زمینه اغفال زنان سالخورده و سرقت طلاجات آنان روبه رو هستند. این مقام مسئول عنوان کرد: اعضای این باند که چهار نفر شامل یک نفر زن و سه مرد بودند، با پرسه زدن در خیابان ها، زنان
حضانت فرزند و طلاق، در قبال آزادی مرد کودک آزار
می ترسم که شاید بلایی سر ما بیاورد. بازپرس فرشته را به پزشکی قانونی فرستاد و پزشکی قانونی آثار کودک آزاری روی بدن این دختر 12ساله را تأیید کرد. با تأیید آثار آزار و اذیت روی بدن فرشته، مأموران رامین را مورد بازجویی قرار دادند. او با انکار این موضوع ادعا کرد هرگز به خانواده اش آزاری نرسانده است. در ادامه تحقیقات مأموران به محل کار رامین رفتند. همکاران رامین به مأموران گفتند تاکنون مورد
برای آگاهی و حقمان مبارزه می کنیم
. مجیب خلوتگر درعین حال، از میزان بالای خشونت علیه خبرنگاران ابراز نگرانی کرد و گفت که در سال 95، حدود 395 مورد خشونت، 54 مورد کتک کاری، هشت قتل، هشت جراحت و سه مورد بازداشت موقت ثبت شده است که تعداد جان باختگان در مقایسه با سال 94 که 12 نفر بود، کاهش یافته است. با گذشت سه ماه از سال جاری، گزارش هایی از خشونت علیه خبرنگاران وجود دارد، درهمین حال خبرنگاران زن در حال تغییر وضعیت موجود خود در
ماجرای قتل ناموسی/زوج جوان چطور مرد مزاحم را کشتند؟
مرد مزاحم، می آید سر قرار، زن و مرد چاقو می کشند، می کُشندش. این لبّ کلام بود. مفصلش در ادامه آمده. به گزارش آفتاب، سرهنگ نصرالله شفیقی رئیس پیشین اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران در روزنامه ایران این طور نوشته که: حدود ساعت 11 شب، در خانه مشغول تماشای تلویزیون بودم که ناگهان تلفن زنگ زد...افسر کشیک -غلامرضا سلطانی- پشت خط بود که خبر قتل یک جوان را می داد. نشانی محل قتل
ماجرای قتل ناموسی/زوج جوان چطور مرد مزاحم را کشتند؟
قتل پلیس آگاهی تهران در روزنامه ایران این طور نوشته که: حدود ساعت 11 شب، در خانه مشغول تماشای تلویزیون بودم که ناگهان تلفن زنگ زد...افسر کشیک -غلامرضا سلطانی- پشت خط بود که خبر قتل یک جوان را می داد. نشانی محل قتل، خیابان پیروزی – بلوار ابوذر بود. بلافاصله آماده شدم و خودم را سریع به محل وقوع جنایت رساندم. صحنه قتل نشان می داد که جوانی بیست و چندساله با ضربات چاقو به قتل رسیده است. نیمی از بدن
کفاش قاتل به دار آویخته می شود
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، در این جنایت که یکم خرداد سال 91 در ساختمانی واقع در خیابان ابوذر تهران رخ داده بود، مردی در تماس تلفنی با پلیس از وقوع جنایتی هولناک در خانه اش خبر داد. همزمان با حضور مأموران و بازپرس کشیک جنایی در محل قتل، مرد صاحبخانه مصطفی - 38 ساله – که کفاش بود به پلیس گفت: چند ماهی بود که یکی از اتاق های خانه ام را به زن و مرد جوانی اجاره داده بودم. آنها یک دختر
زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما!
. به دستور بازپرس سیفی از شعبه چهارم دادسرای امور جنایی 2 متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار دارند و تجسس های فنی نیز برای دستگیری راننده پراید که شروع این ماجرا از سوی وی صورت گرفته است در دستور کار ماموران قرار دارد. وسوسه برای رابطه شوم سیامک 34ساله که 2 سابقه کیفری در پرونده اش دارد، ادعا می کند ابتدا نیت کمک به زن جوان را داشتم اما وسوسه شدم
مرد طلافروش وقتی با دعوت زن مطلقه راهی خانه اش شد ناگهان!
پژو 405 کشف کردند که مدتی قبل از مقابل خانه مردی به نام کامران سرقت شده بود. زن جوان روز گذشته به دادسرای امور جنایی منتقل شد و به قاضی منافی آذر گفت که اتهام آدم ربایی و اخاذی را قبول ندارد. او توضیح داد: مرد طلافروش وقتی متوجه شد که مطلقه هستم، مدام مزاحم می شد و درخواست دوستی می کرد. او در نهایت درخواست ازدواج داد و برای آشنایی بیشتر او را به خانه ناپدری ام دعوت کردم. آن روز هم در حال حرف زدن
مظنون به قتل محل دفن جسد را به پلیس خبر داد
اعلام این خبر تیمی از مأموران پلیس همراه بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران راهی محل مورد نظر شدند. مأموران در محل حادثه با دست بیرون آمده از خاک روبه رو نشدند، اما در بررسی های بیشتر متوجه قبری تازه شدند. مأموران به دستور بازپرس با کنار زدن خاک با جسد یک دختر مواجه شدند. تیم جنایی در بررسی ها جسد، هیچ مدرک هویتی کشف نکردند به همین دلیل جسد برای انجام آزمایش های لازم و مشخص شدن هویت و علت
قتل در خانه مجردی رمزگشایی نشد
آخرین تماس او با یک قاچاقچی مواد مخدر بوده به همین دلیل مأموران او را شناسایی و بازداشت کردند. وی در بازجویی ها اتهامش را انکار کرد. به این ترتیب در حالی که هیچ مدرکی علیه این مرد به دست نیامد، وی تبرئه و آزاد شد. از آنجایی که تلاش پلیس برای دستگیری عامل یا عاملان قتل پسر جوان ناکام ماند، پس از پنج سال اولیای دم درخواست پرداخت دیه از بیت المال را مطرح کردند. با این درخواست پرونده به شعبه یازدهم
راه انداختن دعوا برای سرقت
. همین موضوع باعث درگیری ما شد. در حالی که هر دو یقه همدیگر را گرفته بودیم دو مرد جوان دیگر میانجیگری کردن و به درگیری ما پایان دادند. لحظاتی بعد از درگیری متوجه شدم گوشی تلفن همراه و کیف پولم سرقت شده است. با طرح این شکایت، پرونده برای رسیدگی به دستور قاضی علی وسیله ایرد موسی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. همزمان با ادامه
محاکمه پسرناخلف به اتهام قتل آتشین پدر
رسید و مقداری بنزین روی لباسش ریخت. وقتی که کبریت کشیدم همه جا آتش گرفت و پدرم هم جانش را از دست داد. متهم گفت: من اصلاً قصد کشتن پدرم را نداشتم. با اقرارهای پسر جوان، متهم به اتهام قتل عمد روانه زندان شد. در حالی که مراحل کامل شدن این پرونده ادامه داشت، مادر و دختر مقتول در دادسرا رضایت دادند. با اعلام این درخواست از سوی اولیای دم، این پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و متهم به زودی محاکمه خواهد شد.
سرنخ تازه در ماجرای قتل نگهبان خیریه
. زمانی که از شاهد او تحقیق شد همکارش گفت که روز حادثه را باهم بوده اند و در تماس یکی از همکارانشان متوجه قتل مرد نگهبان خیریه شده اند. بازداشت 2 متهم ماموران همچنان به این زن مظنون بودند، به همین خاطر با هماهنگی قضایی رفت و آمد او را زیر نظر گرفتند تا این که اطلاعات و سرنخ هایی به دست آوردند که نشان می داد، این زن با یک مرد جوان تلفنی و پیامکی در ارتباط بوده است. در ادامه
پایان خونین عشق پسر 23 ساله به زن شوهردار
؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به تهران آورد.به خاطر وضعیت مالی نامناسبی که داشتم، برای کار به تهران آمدم. من سومین فرزند خانواده هستم و سوم دبیرستان ترک تحصیل کردم. دو خواهر دارم که یکی از آنها ازدواج کرده است. در ماه چقدر درآمد داشتی؟ ماهی یک میلیون تومان. نصفش را خرج خودم می کردم و بقیه اش را برای خانواده
خون را قانون می شوید، نه خون
درگیری های مسلحانه بین 2 طایفه محمد موسایی و محمدی از روستای پتک جلالی از توابع باغملک تاکنون 13 مرد، 2 زن و 2 نوجوان دختر و پسر کشته شده اند. در این میان 13 تن از آنان متأهل و بین 2 تا 8 فرزند داشته اند. به گفته ریش سفیدان هر 2 طایفه بسیاری از آدم هایی که در این درگیری ها به قتل رسیده اند بی گناه بوده اند. گفت و گو با بزرگان طایفه محمدی و محمد موسایی پیدا کردن سران طوایف کار
قانون هفتم روابط موفق - قبل از جدی شدن رابطه زیاد سوال کنید
گفتید مطرح کنید . موضوع سوال ها را نیز درباره مطلبی که شما یا او مشغول صحبت درباره اش بودید انتخاب کنید . اگر به سوالاتمان پاسخ نداد چه کنیم؟ فرض کنید در خلال گفتگوهای ابتدای آشنایی تان در مقابل سوالاتی که قبل از جدی شدن رابطه از وی می پرسید، فرد مقابل سعی می کند فرار کند یا موضوع صحبت را عوض کند. چنانچه متوجه چنین حالاتی در او شدید اما صددرصد مطمئن نبودید، با صداقت و صراحت
زن جوان سومین شوهر خود را کشت و در حیاط خانه پنهان کرد
پسرم ازدواج کرد و از مدتی قبل نیز با او دچار اختلاف شده بود. ماموران وقتی اثری از مرد ناپدید شده نیافتند برای یافتن سرنخ به خانه او رفتند. آنها در گوشه حیاط خانه آثاری از حفر یک گودال کشف کردند که خاک هایی که رویش ریخته شده بود نشان می داد به تازگی پر شده است. آنها خاک های گودال را بیرون ریختند و با جسد مرد مفقود شده مواجه شدند. به این ترتیب تحقیقات برای دستگیری همسر مقتول به
اعترافات مردی که دخترش را خفه کرد
کند.در بازجویی های اولیه مشخص شد که این مرد دخترش را خفه کرده و سپس با مراجعه به پلیس مدعی شده که به دلیل اختلافات قبلی دست به این جنایت زده است.پدر جنایتکار در همان بازجوییهای اولیه به قتل دخترش اعتراف کرد. وی گفت: از مدتی قبل با دخترم دچار اختلاف شدم. این اختلافات آنقدر شدید شد که از او کینه به دل گرفتم و نقشه انتقامجویی کشیدم. با رفتارهایش باعث شده بود که آبروی ما جلوی بستگان
پایان خونین عشق پسر 23 ساله به زن شوهردار
نیز بشدت مجروح کرد که پس از انتقال به بیمارستان مداوا شد. امیر به غرب کشور گریخت، اما یک ماه بعد به دام پلیس افتاد. او در گفت وگویی، جزئیات بیشتری از حادثه را بازگو کرده است. آخر عشق تو به کجا رسید؟ دارم اعدام می شوم. چند سال داری؟ از کی به تهران آمدی؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به
ارابه ای شیطانی برای آزار زن مقیم دوبی در حوالی پارک چیتگر!
پولم را به او دادم و از دستش فرار کردم. او هم مرا نزدیک پارک چیتگر رها کرد. تا اینکه با کمک راننده رهگذری به کلانتری آمدم. به دنبال اظهارات زن میانسال، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری راننده پژو آغاز شد و مدتی بعد راننده خودرو و همدستش هنگام گوشی قاپی دستگیر شدند. متهم اصلی وقتی برای تحقیقات به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ویژه قتل پایتخت منتقل شد به بازپرس ایردموسی گفت: من و
حبس و دیه، مجازات قاتل جوان
و چاقو به او برخورد کرد. من هم خیلی ترسیده بودم. به همین خاطر نتوانستم کاری بکنم؛ به جز اینکه فرار کنم. می دانستم اگر به خانه خودمان بروم، حتما پلیس سراغم می آید؛ به همین خاطر به خانه عمه ام رفتم و آنجا مخفی شدم. چند ساعت بعد مأموران آمدند و گفتند به اتهام قتل بازداشت هستم. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. حامد پای میز محاکمه رفت و گفته
راز قتل عمدی جوان مزاحم در دل دختر مسافر بود
برای صدور رای وارد شور شدند. رکنا 110 این اخبار داغ را از دست ندهید: مرد جوان از ارتباط شیطانی همسرش و رئیس یک شرکت با خبر شد! زن جوان از دست آن مرد کثیف آن قدر در بیابان می دود که از نفس می افتد و ناگهان! دختر جوان 18 ساله را جلوی چشم پدرش در پیاده رو مورد آزار قرار دادند! راز نوعروس لو رفت / در اتاق حجله جنجالی بر پا شد
پسر 15 ساله از کلاس برنگشت/ بدن نیمه جان او در اطراف کرج پیدا شد
تلگرامی شباهت ظاهری زیادی داشتند. با اعتراف وی، همدستش نیز بازداشت شد، اما این مرد انگیزه آدم ربایی را فقط سرقت عنوان و با رد گفته های همدستش اعلام کرد: من و همدستم روز حادثه تصمیم داشتیم با ربودن افراد به بهانه جابه جایی مسافر، اموالشان را سرقت کنیم، اما در اجرای نقشه مان چند بار موفق نشدیم تا این که پسر نوجوان را به عنوان مسافر سوار کردیم. بعد در میانه راه او را به اطراف شهر بردیم و پس از
رازگشایی از معمای قتل مدیر بانک در کرج + عکس
/> همین سرنخ باعث شد پلیس به این مشتری به عنوان تنها مظنون قتل، مشکوک شود. او با دستور قضایی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و مشخص شد وی به مکانی نامعلوم رفته است. با فرار وی روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله ای جدید شد. جست وجوها ادامه داشت تا این که مرد جوان بامداد یکشنبه بازداشت شد. او با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و به افسر تحقیق گفت:حدود 500 میلیون تومان در این بانک گذاشته بودم. اما
اخبار حوادث
اولیه مشخص شد که این مرد دخترش را خفه کرده و سپس با مراجعه به پلیس مدعی شده که به دلیل اختلافات قبلی دست به این جنایت زده است.پدر جنایتکار در همان بازجوییهای اولیه به قتل دخترش اعتراف کرد. وی گفت: از مدتی قبل با دخترم دچار اختلاف شدم. این اختلافات آنقدر شدید شد که از او کینه به دل گرفتم و نقشه انتقامجویی کشیدم. با رفتارهایش باعث شده بود که آبروی ما جلوی بستگان برود. روز حادثه او را سوار خودرو