سایر منابع:
سایر خبرها
راه و شهرسازی دریادار سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش سردار ساجدی نیا، رئیس پلیس تهران سردار سید مسعود جزایری، معاون ستادکل نیروهای مسلح صادق خرازی، رئیس شورای مرکزی حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان محمد رضا عارف، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست سید حسین هاشمی، استاندار تهران حجت
منتشر نکنی. درست مثل عکس هایی که چند ساعت قبل از شهادتش گرفته بود و از همرزمانش می خواست او را در آغوش بگیرند. می گفت این آخرین فرصت عکس گرفتن با من است... مادر، برادر و پدر بیشتر از آنکه خودشان بدانند رضا چه می کرد، خاطراتی را نقل می کنند که همرزمان رضا برایشان بازگو کرده اند. عباس می گوید: اصلا بروز نمی داد چه می کند و کجا می رود. وقتی قصد رفتن کرد به مادر گفت برای تبلیغ به افغانستان می
در قبال جنایات وحشیانه اسرائیل غاصب، معتقد است: افشای هر چه بیش تر ظلم های این رژیم منحوس، باید در اولویت قرار داشته باشد. * نفس های اسرائیل به شماره افتاده است دست کودک خردسال خود را گرفته است و به آرامی در میان صفوف تظاهرکنندگان حرکت می کند، با هر بار سر دادن شعار از سوی مردم، او هم بلندتر از قبل آن را تکرار و با دیگران همراه می شود. نجم الدین فرهادی با ابراز
چهره ای مرموز و جذاب به نام اردشیر ریپورتر نقش اصلی را در این تولد جدید ایفا نمود. زنجانی در خاطرات خود هیچ گاه به طور مستقیم از اردشیر نام نبرد و به عضویت خویش در مجامع ماسونی تنها دو بار به تلویح اشاره کرد. از جمله در اواخر عمر نوشت: بعد از همه اینها یکی از سران آزادی و وطن خواهان مشهور تمام ایران گردیده و برای اوّلین مجلس شورای ملّی ایران به اتفاق آراء عموم هم وطنان منتخب گردیده و در
لنگرودی در اثر عنایت فرزند شهیدش اشاره کرد و گفت: این مادر شهید حتی خبر حضور سرزده جمعی از رزمندگان دفاع مقدس در منزلش را از پسرش دریافت کرده بود و برای مهمانان خود تدارک دیده بود. فرمانده لشکرعملیاتی 16 قدس گیلان با اشاره به ادامه دار بودن جنگ میان ایران اسلامی و استکبار جهانی، گفت: هنوز همان دشمن، کاری را که در جنگ سخت نتوانست انجام دهد به دنبال انجام آن در جنگ نرم است. وی
قدس سه شنبه 16/4/94 این آخرین دیدار ماست خواهر شهید به نقل از شهید باهنر می گوید: شب قبل از شهادتش برای یادگاری سر دوستانش را تراشید و دوستش هم سر او را اصلاح کرد و گفت: این آخرین دیدار ماست، من در راهی می روم که بر نمی گردم. در پشت جبهه نیروها را آموزش می داد و نیروها را به جبهه می برد. او سریع اسلحه را باز و بست می کرد. افسران ارتش می گفتند: علی حیف است، او را به خط مقدم
آرامش زندگی کنیم. با شناسایی پیکر شهید غواص افتخاری دیگر برای کرج رقم خورد مادر این شهید در دیدار با فرمانده سپاه استان البرز گفت: خیلی خوشحالم که پسرم برگشته است و دوستانش هم خوشحالند و زنگ می زنند و گریه می کنند، روزی که شنیدم دست شهدای غواص را بسته اند، دلم خیلی سوخت و خوشحالم از اینکه پسرم را در بین 175 شهید دیگر تشخیص داده و ما همدیگر را بلأخره پس از این همه سال چشم انتظاری
آرامش زندگی کنیم. با شناسایی پیکر شهید غواص افتخاری دیگر برای کرج رقم خورد مادر این شهید در دیدار با فرمانده سپاه استان البرز گفت: خیلی خوشحالم که پسرم برگشته است و دوستانش هم خوشحالند و زنگ می زنند و گریه می کنند، روزی که شنیدم دست شهدای غواص را بسته اند، دلم خیلی سوخت و خوشحالم از اینکه پسرم را در بین 175 شهید دیگر تشخیص داده و ما همدیگر را بلأخره پس از این همه سال چشم انتظاری