سایر منابع:
سایر خبرها
کپی رایت رایگان یعنی محروم کردن جهان از آثار ایرانی
روستایی ایرانی به انگلیسی نوشته است که اتفاقاً همان کتاب بهانه ای شد که سال ها بعد کمدی الهی دانته را ترجمه کنم. یمینی شریف که دید داستان هم می نویسم گفت: کسی که توانایی نوشتن دارد نباید وارد ترجمه شود. البته من به این گفته گوش ندادم و لجبازی ام منجر به انتشار نخستین کتابم در عرصه ترجمه شد. افسانه های مجارستانی ؟ بله و جالب اینجاست کتابی که در چهارده سالگی ام ترجمه و منتشر کردم
به احترام ششصد وپنجاه و پنج
نظامی آمریکا در طول 10 سال است. بیست سال پس از فاجعه به دو زبان فارسی و انگلیسی در 290 صفحه چاپ و منتشر شده است. وینسنس و گرگ خندان این رمان به یکی از مسافران ایتالیایی هواپیمای ایرباس می پردازد که در آن واقعه جانش را از دست می دهد و با گذشت سال ها، دخترش در حال پیگیری این اتفاق و سرنوشت پدرش است. روند داستان با پیگیری های دختر این مسافر ایتالیایی آغاز و در ادامه پیگیری های او باعث بروز یک سری حساسیت های پلیسی و امنیتی می شود. وینسنس و گرگ خندان نوشته بیژن کیا در 290 صفحه و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. ...
فیلم هایی که پیش از مرگ باید دید
استودیویی هالیوود ساخته شده است. این فیلم 130 دقیقه ای در هشت بخش نامزد جایزه اسکار شد که در سه بخش بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه جوایز اسکار را به دست آورد. بلوار سانست بلوار سانست اثری به کارگردانی و براساس فیلمنامه ای از بیلی وایلدر و محصول سال 1950 است. فیلم در زمان اکران خود نامزد 11 جایزه اسکار بود که موفق به کسب سه مجسمه طلایی اسکار شد. براساس داستان این
نزدیک ترین لحظه به روشنایی اول صبح، تاریکی آخر شب است
خودسامان عذاب می کشد؛ بنابراین ملاقات حضوری جایش را به احوالپرسی تلفنی داد و بعد از مدتی به همان رسم زندگی ماشینی این تماس ها هم قطع شد. به یاد دارم در آن سال پزشکان به کلی از او قطع امید کرده بودند حال با دیدن حامد امیری دستم به تلفن رفت که با سامان تماس بگیرم اما هر چه کردم نتوانستم، بنابراین تصمیم گرفتم که به اداره کل بهزیستی بروم و در مورد این ضایعه شناختی را به دست بیاورم.
عامدانه از شکافتن روابط خصوصی حسنعلی منصور حذر کردم
. شاید سال ها بعد سند یا مدرکی از انگیزه و یا جزئیات ترور کشف شده است. حمیدرضا صدر نیز که قبلا کتاب تو در قاهر خواهی مرد را نوشته بود، به تازگی رمان تاریخی سیصد و بیست و پنج را به چاپ رسانده است، رمانی که از حسنعلی منصور طی سیصدوبیست و پنج روز از ایفای پست نخست وزیری سخن می گوید. با صدر که در حوزه اقتصاد، ورزش، هنر و ادبیات فعالیت می کند، درباره چندوچون پرداختن به نخست وزیر ترور شده محمدرضا پهلوی سخن
نویسنده ای که می خواست جهان را با کلمات آباد کند
می کند. واقعاً غم انگیز است که زندگی ما اهمیتی ندارد. نویسنده جوانی را تصور کنید که پس از سال ها ممارست در ادبیات روزها و شب ها را با این رؤیا سر می کند که رمان و داستانش چاپ شود. نویسنده ای را تصور کنید که 10 سال انتظار چاپ رمانش را می کشد و بعد از این همه سال دیگر لذتی از انتشار کتابش نمی برد. چهلتن با اشاره به فرسایندگی کار نوشتن و چینش کلمات گفت: نویسنده به هر طرف نگاه می کند بن بست است و
مصطفی چمران به زندگی مرفه در آمریکا پشت پا زد
اندازه امید به وصل دوباره را برای همیشه از بین برد. مصطفی چمران در یکی از دست نوشته هایش می نویسد: ای فرزندم! در این دنیا نتوانستم به تو کمکی کنم. اما آن جا در آسمان ها، لحظه ای از تو جدا نخواهم شد و دیگر قدرتی نیست که همبستگی ما را از هم بگسلد... خدایا! تو می دانی که عزیزترین جگرگوشه ام طعمه مرگ شد و وجود مرا به آتش کشید و بعد از پنج سال، هنوز زخم عمیق آن بر قلب مجروحم سنگینی می کند
نقد و بررسی کتاب حماسی تاریخی تگرگ
پیش می گیرند که بعد از مسافتی طولانی به خانه خرابه ای متروک دور از هر روستا و آبادانی در همان حوالی پناه می برند. اینجا نویسنده به هر دلیلی سعی نکرده است آن را پر رنگ جلوه بدهد نیت شوم فرمانفرما نسبت به این زن یعنی سروین است. اما آنچه که در قلعه مورد توجه فرمانفرما قرار گرفته و با کمک یارمحمد خان فراری داده می شود حکایت شکار و شکارچی می شود. و همین موضوع دست مایه نویسنده شده تا پی در
نمی توان با زندگی تعارف کرد
بودم، این احترام منحصربه فرد بود. دکتر بابک زمانی، متخصص نورولوژی، رئیس انجمن سکته مغزی و ... خودتان را چگونه معرفی می کنید؟ نویسنده ای هستم که مدتی به کار پزشکی مشغول شده است. نویسنده؟ کتابی هم منتشر کرده اید؟ مطالب زیادی نوشته ام، داستان هایی که هنوز برای چاپ آماده نیست. اما یک کتاب هم در نیم قرن پیش منتشر کردم که بلافاصله توقیف شد. حدود 50 سال پیش احتمالا هنوز
زیرآسمان فیروزه ای
گزارشی از مراسم بزرگداشت کورش اسدی جوان مرگی نویسنده شرق: مراسم بزرگداشت نویسنده فقید، کورش اسدی پنجشنبه هشتم تیر در خانه اندیشمندان علوم انسانی در میان اندوه اهالی فرهنگ و ادبیات برگزار شد. مرگ ناگهانی و ناباورانه کورش اسدی مجالی برای دوستداران او نگذاشت تا در این جمع چندان از ادبیات و داستان نویسی او بگویند و بیشتر بحث ها حول محور مرگ و زیست غریبانه این نویسنده بود. در این مراسم
کارنامک خودنوشت
. آن زمان در فضای ایران، جنبه های ضد روشنفکری قوی بود. من هم این کتاب را درباره تحصن در سفارت خانه انگلیس نوشتم و عنوانش را گذاشتم دخالت انگلیس در مشروطه. آقای دکتر داوری هم یک مقدمه مفصل بر آن نوشت. سال 71 به نام بررسی و تحقیق در جنبش مشروطیت ایران توسط انتشارات توس قم چاپ شد. ناشر آن یک کتابفروشی در خیابان صفویه بود که دو سه سال بعد از آن سکته کرد و به رحمت خدا رفت. کتاب در سال 1378 بازنویسی و تحت
فقط ادای خودم را در می آورم - شاهکارهای نسل چهارم در راه است
.... جنگ با مردم شهرها و روستاهای مرزی ما چنین کاری کرد. زندگی آن ها را از اساس دگرگون کرد. ما هم مثل بقیه مردم داشتیم زندگی مان را می کردیم که یکهو سیلی از بمب و خمپاره بر سر خودمان و خانه هایمان بارید و ناچار شدیم خانه و زندگی و همه خاطرات کودکی و نوجوانی مان را رها کنیم و جانمان را برداشته و به جای دیگری پناه ببریم. در بیشتر آن جاهای دیگر که بخش دیگری از وطن ما بود، رفتاری با ما کردند که شاید اگر به کشور و سرزمین دیگری می رفتیم، بهتر از آن را شاهد بودیم. آن صحنه های بمب و خون و مرگ و بعد توهین و تحقیر و بدرفتاری در ذهن من حک شده و درباره اش نوشته و باز هم می نویسم. ...
مرگ کوروش تلنگری به همه نویسندگان بود
روی اصول خود بایستد، اظهار کرد: کوروش اسدی از کسانی بود قبل از آن که بنویسد فکر نمی کرد که چه طور بنویسد که از سد سانسور بگذرد و یا اگر نگذشت تن به لت و پار شدن نوشته خود بدهد. برای او ادبیات معنا و مقصود بود و داستان را با خونش می نوشت و حاضر نبود به هیچکس باج بدهد. او روی اصولش ماند و بعد یک شب رفت. فکر نمی کنید که خوش عاقبت رفت؟ او گرد نشد، شیرین نشد و بالاتر از همه اختیار را به دست مرگ نداد
مراسم بزرگداشت کورش اسدی برگزار شد
روایت رسمی از آن ارائه کرد. همچنین، فریبا وفی، نویسنده رمان تحسین شده رویای تبت ، در این مراسم گفت: با وجود اینکه خیلی او را نمی شناختم، فکر می کنم آدم نزدیکی را از دست داده ام. تصور می کنم ما همه در قبال مرگ او مسئولیم. من هم به نوعی خودم را در مرگ ایشان مسئول می دانم. در پایان این مراسم، روزبه استیفایی، لیلا بابایی و وحید مقدم، به نمایندگی از شاگردان کورش اسدی در سوگ استادشان سخنانی
نگاهی به سنتِ مکتوب آقای گلستان
به تاریخ چهارم فروردین سال 1369 نوشته شده است. گویا متن این نامه در کتابی که سخنش رفت به صورت کامل نیست. در نوبت اول نامه ابراهیم گلستان به دست دانشور نمی رسد و گویا این دفعه دوم است که گلستان آن را به دست شخصی می دهد که در سفر انگلستان به ایران نامه را به دست بانوی داستان نویس ایرانی برساند. کتاب "نامه به سیمین" مقدمه ای نیز به قلم عباس میلانی دارد. در پاره ای از این مقدمه می خوانیم
خورشاهیان دشمن آینده را به کتابفروشی ها فرستاد
جریان محور هستند. کتاب های قفسه سیاه هم دیگر مجموعه جدیدی است که چشمه از نویسندگان ایرانی چاپ می کند و کتاب هایش، پلیسی، جنایی و نوآر هستند. داستان این رمان درباره سکرات مرگ است و در آن، گروهی از انسان های مختلف، در مکانی برزخ گونه دور هم جمع شده اند. تکلیف این آدم ها با بودن یا نبودن شان مشخص نیست. نویسنده در روایت داستانی اش، روایت هایی درباره هرکدام از این آدم ها ارائه کرده و با
انتشار یک رمان ارمنی و چند رمان ایرانی
رمان خانه لهستانی ها نوشته مرجان شیرمحمدی در 209 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 18هزار تومان در نشر چشمه عرضه شده است. در نوشته پشت جلد کتاب می خوانیم: مرجان شیرمحمدی داستان نویسی است شناخته شده. او در سال های گذشته چندین کتاب منتشر کرده که از اقبال مناسبی برخوردار بوده اند و پای شان به سینما نیز باز شده است. تازه ترین نوشته او یعنی خانه لهستانی ها احتمالا متفاوت ترین شان هم هست. این رمان
رمان برنده پولیتزری که دنبال ناشر بود
. شاید حتی وقت نکنم آن را بخوانم، چه برسد به این که به اشتباه آن را رد کنم. پیش تر، کتاب های کاملا عالی را رد کرده ام و در آینده هم خواهم کرد. حقیقت تلخ این است که تو نمی توانی همه چیز را منتشر کنی و ناشر هم یک انسان است و جایزالخطا. اما حداقل می توانم به خودم دلداری بدهم که به رمان برنده پولتیرز ی مثل اتحادیه ابلهان نه نگفته ام. هنوز به شهرت غیرحسرت برانگیز رابرت گاتلیب دست پیدا نکرده ام