گذشت چند روز دوباره توی اتاق طوفان به پا می شد و همه چیز به هم می ریخت. مثلاً کافی بود من یک روز دیر از خواب بیدار شده و با عجله به دنبال جوراب هایم بگردم یا اینکه شب دیر از مهمانی برگردم و حسش را نداشته باشم که لباس ها را توی کمد سرجایش بگذارم. بعد از چنین حادثه هایی تمام قول و قرارها فراموشم می شد و کم کم اوضاع به شرایط قبل از آتش بس برمی گشت. مامان و کلاس غافلگیرانه اش این جوری
کار هستن . بعد از شنیدن این صحبت ها به دنبال پاسخی برای پرسش هایی بودم که دایم در ذهنم می چرخید. آیا باید همه چیز را خرید؟ اقتصاد تا کجا بر زندگی، ارزش ها و احساسات مان سایه انداخته است؟ واقعا بهای شنیدن صدای قلب نوزاد 3 میلیون تومان است!؟ هر نوزاد 50 میلیون تومان قیمت گذاری می شود!؟ سرکوب عواطف مادرانه چقدر می ارزد؟ در این که بازار دارد ارزش های مان را یکی یکی از میدان به در می کند
بودنگاه به منابع انسانی منجر به این شده که تلفات موجودات زنده از 6/10 درصد به زیر 4 درصد برسد که رکورد عجیبی است و نشان می دهد خدا ما را نگه داشته است.14 میلیارد تومان برای زیر ساخت های تولیدی کشتارگاه 40 سال گذشته شرکت زربال هزینه کردیم و از روز اول با حداقل هایی که داشتیم استارت را با حداکثرهای بدهی های بیرونی شروع کردیم که این در شان زربال نیست.به دنبال ساخت کشتارگاهی هستیم که در تراز کشور و این
است. همین چند روز پیش بود که پورابراهیمی از مسجل شدن تخلفات بانک مرکزی در مواجهه با سپرده گذاران کاسپین خبر داد و اعلام کرد پرونده تخلفات به قوه قضائیه ارسال می شود. حالا بعد از آن سیف در جلسه غیرعلنی ای سخنرانی کرد که آنچنان آرام هم نبود. رئیس مجلس شورای اسلامی از مهلت یک هفته ای قوه مقننه به بانک مرکزی برای حل هرچه سریع تر مشکل سپرده گذاران موسسات مالی و اعتباری سخن گفت. علی لاریجانی
خانواده دختر صحبت کردیم ، قرار گذاشتیم، حالا چطور بهم بزنیم؟ گفت: من می دانم که این بار که بروم سوریه ، شهید می شوم ؛ دیگر برنمی گردم. به خاطر همین نمی خواهم ازدواج کنم، من مدت زیادی زنده نیستم. بیتابی حامد را مادر، یک جور دیگر برای ما به تصویر می کشد: می گفت مامان دعا کن من را زودتر صدا بزنند برای اعزام...بعد که اعزامش چند روز دیر شده بود می گفت پس چرا من را صدا نمی کنند ؟ نکند دعا
در نامه هایی که برای من می نویسد مرا برادر عزیزم خطاب می کند و در نامه اخیر خود نیز مرا به اجلاس کنفدراسیون آسیا که 28 تیر ماه در نپال و در خلال رقابت های قهرمانی نوجوانان و جوانان آسیا برگزار خواهد شد، دعوت کرده است. *سئوال: بعد از رفتن شما از فدراسیون وزنه برداری صحبت های زیادی مبنی بر بدهی فدراسیون و مشکلات مالی شما مطرح شد، صحبت های مطرح شده را قبول دارید؟ 5 اسفند سال 93 وقتی
به گزارش ملیت به نقل از جام جم آنلاین، زندگی حامد جوانی اما افسانه نیست، قصه نیست؛ عین حقیقت است. همه آنهایی که حامد را می شناسند، شهادت می دهند به قهرمان بودنش، به قهرمان رفتنش... بگذار ماجرای رفتنش را اینطور برایت بگویم: یک روزِ گرم اردیبهشتی، 1400 کیلومتر آن طرفتر از خاک کشورمان ، یک جوان رعنای ایرانی بود و ده ها نیروی تکفیری، یک جوان رعنای ایرانی بود و ده ها داعشی تا دندان مسلح که از چهار طرف محاصره اش کردند و ناغافل به سمتش آتش گشودند...آتش باران تکفیری ها که تمام شد، باز هم این جوان ایرانی بود، همانجای قبلی، روی ...