سایر منابع:
سایر خبرها
چرا باید بپذیریم که آمازون در حال بلعیدن تجارت خرده فروشی دنیا است (بخش اول)
من ( ز ک کنتر ؛ نویسنده ی متن اصلی) در ماه دسامبر سال گذشته به صورت مشترک یک استارتاپ نرم افزاری پایه گذاری کردم. هر ماه، یک گزارش به روز برای سرمایه گذارانمان ارسال می کردم تا آن ها را از روند پیشرفتمان مطلع نگه دارم. اما ماه گذشته اوضاع اندکی متفاوت پیش رفت؛ صنعت ما در حال پوست اندازی و ایجاد تغییراتی در روند خود بود. من به جای اینکه تنها به نوشتن در مورد اخبار داخلی اکتفا کنم، در
محبت ائمه اطهار بالاترین رزق/ ده خصلتی که با محبت به اهل بیت بدست می آید
گروه فرهنگی جهان نیوز : متن پیش رو گزارشی تفصیلی از شب اول فاطمیه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در هیأت میثاق با شهداء در دانشگاه امام صادق علیه السلام تهران به تاریخ 1 اسفند 94 می باشد ایشان پس از بیان اینکه ما ارزاقی داریم و این ارزاق ما یا نورانی و یا ظلمانی اند فرمودند محبت ائمه اطهار بالاترین رزق ماست و طبق روایت نبوی موجب رسیدن به تمام خیرات دنیا و آخرت می شود و صاحب این محبت حتما
کسانی که پشتیبان ولایت فقیه نیستند را هرگز نمی بخشیم
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار فرهنگی ، روزگاری رهبر کبیر انقلاب اسلامی(ره) در مورد وصیت نامه شهدا می فرمود: این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. چند سال پیش بود که رهبر معظم انقلاب هم در یکی از دیدارهای رسمی شان به خواندن وصایای شهدا توصیه داشتند.
نوزادان 50 میلیونی در رحم های اجاره ای
چند تا مورد آماده تو دست و بالم دارم که یکی شون به نسبت سنش خیلی قیمت رو خوب گفته، آخه می دونی که هر چی سن کمتر باشه قیمت بیشتر میشه. گفت وگو با واسطه ها نشان می دهد که این افراد تقریبا هفته ای سه مورد را به یکدیگر معرفی می کنند. با احتساب 2 میلیون تومان برای هر مورد، درآمد هفته ای 6 میلیون تومان وسوسه کننده به نظر می رسد، آن هم در شرایطی که حقوق متعارف قانون کار حدود یک میلیون تومان است
خانم معلم و تصمیم سرنوشت ساز
نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می کرد اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می لرزید و به گریه هم افتاده بود. عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین! این پیشنهادم را قبول می کنی یا نه؟ من به ورقه ات یک نمره ارفاق نمی کنم. فقط می توانم یک نمره به تو قرض بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی دو برابر آن را، یعنی دو نمره، به من پس بدهی. خوب است؟ پسرک
بسته خبری چهارشنبه 21 تیرماه 1396
/> yon.ir/uOYnJ ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [12.07.17 11:09] yon.ir/cpc5p عملیات جنبش نُجَباء در مثلث مرزی عراق-سوریه-اردن و اسارت یک داعشی رزمندگان مقاومت اسلامی نُجَباء بخش های وسیعی از صحرای جنوب شرقی سوریه واقع در مثلث عراق، سوریه و اردن را آزاد کردند رزمندگان مقاومت چند منطقه مهم از جمله سه روستای ام الرحیل ، أبو خشبة و برکة المیاه را از لوث
تمام ماجرای حادثه تلخ قتل آتنا اصلانی | جزئیات اعترافات قاتل
تعجب گفت: آتنا مگر با تو نبود؟ زن و شوهر به این ترتیب متوجه غیبت دختر خردسال شدند و همان شب از پلیس برای یافتن آتنا کمک خواستند. جست وجو روزها ادامه یافت اما اثری از آتنا به دست نیامد و سرانجام مأموران به فکر بازبینی دوربین های مداربسته افتادند که در مقابل یک بانک و مغازه های اطراف محل بساط پدر آتنا نصب شده بود که همان محدوده می توانست محل گذر این پدر و دختر باشد. ابتدا تصاویر
این گونه پوشش، خاص جاهلیت است / جهنم با یک تار مو شروع می شود .
ولی به آتش کشیده شدن یک جنگل با یک چوب کبریت شروع می شود. این گونه پوشش، خاص جاهلیت است! در شأن نزول آیه 31 نور در روایت حضرت امام باقر (علیه السلام) آمده است: یکی از جوانان مدینه با یکی از زنان مدینه رو به رو شد. در آن زمان زنان روسری خود را به پشت گردن می انداختند. وقتی که آن زن از کنار این جوان گذشت، به آن زن خیره شد و از پشت سر به او نگاه می کرد. این جوان در پی او راه
گرمابه ها آب می روند
دارد و صاحب این گرمابه هم می گوید: از صبح که اومدم یه مشتری داشتم! پرسیدم: نفری چند می گیرید؟ گفت: یه ساعت، 10 هزار تومان. البته چند وقت پیش رفتم اداره آب گفتم آقا شما یه نامه بزنید به اتحادیه ما یا به شهرداری یا به هر کجا که صلاح می دونید بگید ساعت استفاده از حموم رو کم کنن. نه که به خاطر خودم بگم. به خاطر مصرف آب می گم. چون طرف میاد میره تو حموم، همین طور آب رو باز میذاره، هر چی هم بگی آقا کمتر
آموزه ی عشق افلاطونی در نمایشنامه ی ماسک دار کومس اثر جان میلتون
روح متعفن می شود، و به آن درجه از حیوانیت می رسد که به طور تام و تمام ذات الهی و ربوبی نخستین خویش را از کف می دهد (مصاریع 462 تا 468). در نخستین گفت وگوی میان دو برادر پس از ورود به صحنه در حین تلاش برای یافتن خواهر گمشده شان، برادر بزرگ تر از نور می خواهد تا آنان را در کار جست وجو یاری کند: آه ای ستارگان کم فروغ و ای ماه زیبا، نقاب از چهره برگیرید! (مصراع 331). به
کاهش قدرت تخیل و تفکر با اشباع تصویری
تاریخ طبیعی بر روی کره خاکی به دست آورده است، مقبول نیست. در فیلم فارنهایت 451 مأموران آتش نشانی، مأمور سوزاندن کتاب ها می شوند تا مردم اطلاعات، دانش و آگاهی خود را فقط با وسایل الکترونیکی از جمله تلویزیون از طرف مقتدران و اداره کنندگان جامعه بگیرند. نیروی مقاومت تشکیل می شود تا هر انسانی یک کتاب را که همه نسخ آن سوزانده شده حفظ کند تا به این وسیله کتاب ها حفظ شوند. می بینید که کتاب چاپی کاغذی در
سه پاره عفیفانه
پذیرایی شان کنی ، درگیرشان بشوی و وقت همچون طلایت را برای خودشان مصادره می کنند .آن وقت چه بمانند وچه بروند یک رد پا دارند به نام استرس، نگرانی، دلشوره، دلواپسی. حواست دیگر جمع نمی شود ومدام از این شاخه به آن شاخه بایددنبالش بروی شاید بیابیش شاید هم گمش کنی و تو می مانی باز با یک دنیا سردرگمی واضطراب در راه پیش رو ، نگرانی بابت جایی که ایستاده ای و نمی شناسی اش. یا بهتر بگویم فکرت که
رستاک حلاج: بهترین آثارم را در زمان شکست عاطفی ساخته ام!
برخی آدم ها بلیت بخرند تا ببینند آن جا چه خبر است. این را ترجیح می دهم به برگزاری کنسرت در یک سالن 2500 نفره که نصف آنها برای سرگرمی آمده اند. تجربه هم نشان داده که آن مخاطب خاص می تواند شما را سال های سال حمایت کند. مثلاً علیرضا عصار نمونه بارز این طیف خواننده ها بود که چند ماه قبل، پس از سال ها کنسرت برگزار کرد و هواداران اش 13 سانس از او حمایت کردند. حتی برای من که طرفدار سرسخت
فرهنگ + شهروندی
شان را چک کند. مثل او برای تاکسی دست تکان می داد و حتی مثل او راه می رفت و این گونه بزرگ شدن را با خود تمرین می کرد. آخرین باری که از خانه بیرون آمده بود را به زحمت به یاد می آورد. چند سال گذشته بود؟ شاید دو سالی می شد که تنها فضای رو بازی که در آن قدم می گذاشت، همان حیاط کوچک خانه اش بود. با آن ایوان دراز و باغچه نقلی که سه چهار نوع سبزی خوردن، به زور در آن، جا می شد. در تمام این دو
هرگز با ترس کاری را شروع نمی کنم
ماه بعد فراخوانی زدند برای جشنواره فجر، بخش رقابتی و آواز جمعی ما تصمیم گرفتیم شرکت کنیم و شروع کردیم به آماده کردن یک سری قطعات جدید و در سال 87 در جشنواره فجر در بخش آواز جمعی شرکت کردیم و مقام اول را به دست آوردیم و می توانم بگویم سکوی پرتاب ما همین جشنواره فجر سال 87 بود و ما بازخوردهای بسیار خوبی گرفتیم. بعد از جشنواره از طرف معاونت هنری به ما اعلام شد برای سال آینده یک فستیوال معتبر را پیدا