سایر منابع:
سایر خبرها
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
ولشکلا را از سر گرفت. در شب 10 محرم سال 1357 که در بیشتر شهرها و روستاهای کشور به دعوت رهبر انقلاب و آیت اللّه طالقانی راهپیمایی و تظاهرات بر پا بود، درگیری شدیدی در روستای ولشکلا میان عوامل رژیم و مردم در رفت و علی اکبر در این درگیری مورد ضربت و شتم عمال دولتی قرار گرفت. در این روز پس از مراسم نماز در مسجد روستا بیست و پنج نفر از مخالفان حکومت پهلوی از جمله حسن پور، بهرامی، رمضانپور و درویشی به
بدرقه متوفی با میکاپ عزا !
شوند برای رفتن به مراسم خرج کنند که یکدفعه می بینم باز صدای اعتراضش بلند شده؛ همان مشتری عجول و عصبی را می گویم. لحن صحبت کردن عصبی اش یک طرف و رنگ مشکی موها و ناخن هایش از طرف دیگر باعث می شد که همه در یک لحظه از او بترسند و دوری کنند. راستی این همه رنگ مشکی برای رفتن به مجلس شادی خوب است؟ مطمئناً نه. صدای داد و بیدادش فضای آرایشگاه را پر کرده بود، تا اینکه مدیر آرایشگاه یکی
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
هر روز که از تشییع پیکر پاک شهدای مدافع حرم در گوشه و کنار کشورمان باخبر می شویم، گویی در پس تابوت های سرخ و سفید و سبز شان، غیرتمندی جوانان برومندی از نسل پاک عاشورائیان را می بینیم که تعدی اشقیا به حرم آل الله را تاب نمی آورند و با تأسی به حضرت عباس(ع) در مسیر پاسداری از اهل بیت به شهادت می رسند. شهید هادی جعفری یکی دیگر از همین مدافعان حرم بود که سوم فروردین سال 65 به دنیا آمد و درست سوم
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
عنوان یک کودک همیشه منتظر ناجی هستند که از راه برسد و کارهایشان را انجام دهد. وابستگی افراطی، بی خیالی همیشگی 4 همسرم مردی 35 ساله با تحصیلات عالی و موقعیت اجتماعی بالاست، اما برای من و خانواده اش کودکی بیش نیست، او بزرگ نشده و هنوز در حال و هوای کودکی است. پدرش بسیار حمایتگر است و در همه حال سایه تسلط او بر زندگی ام را می بینم، بعد از سه سال زندگی، هنوز هم پدرشوهرم خرج زندگی ما
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
دوباره سید جلیل رفت جبهه. یعنی خدا نذر من را یک مرتبه قبول کرد و او سربازی اش را به سلامتی گذراند و برگشت اما دوباره رفت و این بار شهید شد. باز هم خدا را شکر. ببین چه روز و چه شبی برگشته است! پدرش هم در چنین روزهایی فوت کرد. چهار سال قبل در شب نوزدهم ماه رمضان فوت کرد. حالا ببین پسر من چه روز و چه ساعتی به آغوش من برگشته است! من خیلی خدا را شکر می کنم. پسر من، خوب بود و خوب هم رفت. خیلی با غیرت
بنیاد در آینه مطبوعات
خبر در بخشی از یادداشتی که به مناسبت برپایی این نمایشگاه به رشته تحریر درآورده، نوشته است. این جا روایتی عکاسانه از دلتنگی خانواده های شهیدانی است که سال ها مشق عشق می کنند. با جمعیت بازدید کننده از اولین روز این نمایشگاه همراه می شوم. عکس ها حکایت دلتنگی هاست شاید اگر تو هم فرزندی داشته باشی، درک روزهای سخت انتظار و دلتنگی این مادران و پدران شهید برایت دشوار نباشد. در برابر عکس مادر شهیدی قرار می
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
مادر شهید جلیل میری گفت: فکر نکنید ما بی خیال از کنار بدحجاب ها عبور می کنیم حرص می خورم و یاد لحظاتی می افتم که پسرم با دیدن بدحجابی غیرتی می شد؛ خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخته شده است. به گزارش گروه فضای مجازی "بی باک" ، قسمت بیستم برنامه "ماه عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص
14 خاطره مردمی از کشف حجاب زنان در زمان رضاخان
تسنیم نوشت: با شروع کشف حجاب های موردی و زمزمه ی فراگیر شدن آن، هفت ماه قبل از قانون کشف حجاب در 21 تیرماه 1314 مردم مشهد طی تجمعی در مسجد گوهرشاد به قانون همسان سازی لباس مردان و استفاده اجباری از کلاه تمام لبه به عنوان هجمه ی فرهنگی مدرنیسم اعتراض کردند؛ این اعتراض در نیمه ی شب با رگبار تیربار نظامیان رضاشاهی پاسخ گرفت و جویی از خون صدها نفر به راه افتاد. رضاشاه به تغییر
عکس روز/ روایت تکان دهنده از یک قربانی اسید پاشی
افتاده بود. حسینا چهار ماه را در بیمارستان سپری کرد و پنچ عمل جراحی بر روی صورت وی انجام شد. حال زمان رفتن به خانه فرا رسیده بود. مادر برقعی همانند آنچه که زنان عرب می پوشیدند برایم آورد و من آن را پوشیدم و با تاکسی به روستا رفتم . همه زنان روستا دورم جمع شدند. آنان من را در بیمارستان ندیده بودند، می گفتند: حسینا آمده. زمانی که به روستا بازگشتم فکر می کردم همه از من استقبال خواند
معجزه موسی ...
ما بسیار ساده برگزار شد و من و همسرم سه روز بعد از عروسی دار قالی مان را بنا کردیم. چند ماه بعد یکی از پزشکان داروخانه ای که آنجا مشغول به کار شده بودم خواهان خرید قالی ما شد. وی و همسرش، قالی ما را با پنج هزار تومان بیشتر از قیمت که پیشنهاد داده بودیم، خریدند. **چهار یا پنج ماه از سال را روزه استیجاری می گرفتم بعد از چند روز دوستم که پول عروسیم را به او قرض داده بودم قرضش
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، زمانی که رضاخان با حمایت بیگانگان به قدرت رسید، طرح اسلام زدایی را به اجرا گذاشت. یکی از اقدامات وی برای اسلام زدایی کشف حجاب از مردم مسلمان و مومن ایران بود ولی مردم به مقابله با رضاخان برآمدند و قیام گوهرشاهد شکل گرفت. در سال 1314 همزمان با اجباری شدن کلاه شاپو برای مردان، زمزمه های حجاب زدایی زنان نیز بلند شد. روحانیون در مقابل این توطئه ساکت
ارزش های خانوادگی و روش های تحقق آن از دیدگاه اسلام
خانة شوهرند، به هلال ماه درخشان، و زنان ناصالح به آن سبب که زندگی زناشویی را تیره و تار میکنند، به ظلمت مانند شده اند؛ بعضی از زنان چون هلال ماه اند که برای شوهر خود می درخشند، و برخی از آنان چون ظلمت اند.(طبرسی، 1380، ص 105). تشبیه گردیده و زنان کج خلق از آن رو که باید با آنها مدارا شود، به استخوان دندة کج تشبیه شده اند. حضرت صادق فرمود: همانا ابراهیم از بدی اخلاق ساره (زوجه اش) به خداوند شکایت کرد
هشتاد سال پیش در چنین روز هایی
، روسری خودم را آنقدر کثیف کردم که نهایت نداشت. وقتی که از دکتر بیرون آمدم آژان ها من را گرفتند و وقتی می خواستند چادر را بردارند، از دیدن روسری من حالشان به هم خورد و نتوانستند روسری من را بردارند. یکی از آنها گفت فلان فلان شده اگر می خواهی روسری هم سرت کنی لااقل روسری ات رو بشور و تمیز سرت کن. به آژان ها رشوه می داد صغری کهربایی - مشهد مادر شوهرم از پدرش تعریف می کرد که
اشتباهی وارد مقر عراقی ها شدیم
، با دو سه تا از بچه هایی که دور و بر من بودند، شروع کردیم بو کشیدن. گفتم: چه بویی! عجب گلابی! آقای گیلان گفت: فلانی، چه کار می کنی؟ بلند شو. ایشان هم جلوی محور بود. گفت: رمز را گفتند؛ یا مهدی(عج) ادرکنی . حرکت کن. من گفتم: یا امام زمان(عج)، خودت کمک کن! حرکت کردیم رفتیم جلوی محور. دو تا تخریب چی داخل میدان مین بودند تا مین ها را خنثی کنند. یکی نفر هم جلوی معبر ایستاده بود تا کسی وارد نشود
نزول ملائکه بر ائمه در شب قدر
شوهرم پیرمرد است، می زایم؟! قطعاً این چیزی شگفت آور است! ؛ (فرشتگان) گفتند: آیا از کار خدا تعجب می کنی؟! رحمت خدا و برکاتش بر شما خاندان (رسالت) باد؛ [چرا] که او ستوده [و ]بزرگوارست. و یا: هَلْ أ تَاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إ بْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ * إ ذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ * فَرَاغَ إ لَیٰ أ هْلِهِ فَجَاءَ بعِجْل سَمِین