سایر منابع:
سایر خبرها
از نامه ای به دکتر ظریف و تمسخر رژیم صهیونیستی تا امید به تحقق شعار عدم وجود ممنوع الکار در کشور
ارکستر بادی تهران، نوشت: خدا رو هزار مرتبه شکر. امیدوارم این اتفاق تلخی سالهای گذشته اندکی کام مردم رو شاد کنه. تو این اتفاق هیچکس جز ملتی با تمام دشواریها دست و پنجه نرم کرد قهرمان نیست . مهدیه عرب ، شاعر و ترانه سرا، گفت: تبریک به خودم. تبریک به شما. تبریک به همه. ترجیح خوشبین باشم. الهی که به نفع ملت بشه الهی الهی الهی . حامد حنیفی ، آهنگساز و تنظیم کننده موسیقی پاپ، در صفحه
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
می دادیم. حالات و خصوصیات اخلاقی علی طوری بود که هر کس با او همنشین می شد، احساس می کرد شاید روزی به شهادت برسد. وقتی هم که به شهادت رسید، پسر دیگرم محمد با ما تماس گرفت. تا صدایش را شنیدم پرسیدم: برادرت کجاست؟ گفت: همین دور و بر است. اما من می دانستم علی شهید شده است. همان جا یاد حرف پسر عموی علی افتادم که چند وقت قبل از شهادت او به من گفته بود: عموجان مراقب علی باش، او شهید می شود! بنابراین شهادت
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (73)
زندگی می کنی!! یارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی 8. دو تا تنبل دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه میکشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا کن. 9. یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه : ما میریم یه دور میزنیم بر می گردیم، راستی تا ساعت چند بازید؟ 10. یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل
افطار و سحری یک شهید به روایت همرزمان
هم میشد نان و خرما. اما رضا توی اون شرایط سخت، گرمای شدید منطقه و همچنین فشار زیاد کارهایی که بر دوشش بود ، بر روزه گرفتن مقید بود. - خیلی عجله ای برای افطار کردن نداشت، نماز مغرب و عشا را اول وقت می خواند بعد میومد سر سفره افطار، البته بخاطر شرایط تغییر مکان بچه ها خیلی ها روزه نبودن و برای همین خاطر هم من برام خیلی مهم بود که از افطار برای رضا یک مقداری نگه دارم تا وقتی اومد بخورد
هیچ جای قرآن نگفته اند نماز بخوانید!/ معنابخشی در کلمات نماز
اقامه نماز می فرمایند: ارتباط برقرار کردن با آن کلمه یا آن حرکت و آن مفهوم در طول روز ؛ یعنی اگر من در طول روز رحمان بودم، رحیم بودم، آن گیر و گرفت (اصطکاک)، اگر من توجه به ترجمه داشتم، اگر من می فهمیدم چه دارم می گویم، آن اصطکاک را بهش می گویند اقامه. نماز و ارتباط با مفهوم ولایت یک شاخصه دیگر اقامه نماز ربط با مفهوم ولایت است. حالا شب شهادت امام محمد باقر (ع) است، من خواهش
ده نکته پیرامون مسئله بد حجابی در روز ملی حجاب!
رعایت نکرد ... هیچ اتفاقی هم(در خیال اون)نمی افته ... و بچه با همین تز بزرگ میشه! *گروه دیگه خانواده هایی که سخت گیری های زیادی می کنند و همه چیز رو ممنوع می دونن...وقتی بچه بزرگ میشه و به سنی میرسه که احساس استقلال ولو دور از چشم خانواده می کنه،خب سعی می کنه چند برابر حدمعمول خودش رو در معرض نمایش بگذاره! *مدارس ما و کتاب های آموزشی و معلم های آموزش و پرورش ما که کلا مقوله ی
والیبالیست و دندانپزشکی/علی دایی 17 سال پیش/سلفی ارسطو و دبیر فیزیک
به نظر می رسد و در صفحه اینستاگرامش با طرفدارانش درد و دل کرده و از همه آن ها التماس دعا داشته است. به نام حضرت حق ؛ گاهی دلمان از هر چه آدم است میگیرد.... گاهی دلمان دو کلمه حرف مهربانانه میخواهد.... نه به شکل دوستت دارم .... و یا نه به شکل بی تو می میرم .... ساده .... شاید مثل : دلتنگ نباش , فردا روز دیگریست .... برقرار باشید ، التماس دعا. یاحق.
چادر رو آقام سرم کرد
گرفتم و از پوشش خودم حسابی دفاع می کردم. آخرای ترم 4 بود که از طرف انجمن اسلامی دانشگاه رفتیم مشهد، سفری که شاید بتونم بگم بهترین سفر زندگی من بود، تو مسافر خونه ای که بودیم کلاس های مختلفی واسمون برگزار شد که یکی از کلاس ها در مورد تهاجم فرهنگی و حجاب بود، یه آقایی این مبحث رو تدریس می کرد، توی همون کلاس با چند نفر از بچه ها خیلی باهاش بحث کردیم و اصلا قبول نمی کردیم که حجاب کامل و برتر فقط
مراسم یادبود شهید والا مقام مدافع حرم در کرج
صاف کنی و برام دعا کنی حتما شهید میشم دفعه پیش اگه شهید نشدم گیرم شما بودی مادر جان. پسر عمه ی شهید حمیدی در دل نوشته ای ارادت خود را به این شهید معظم اینگونه ابراز میکند که: یه وجه اشتراکی بین همه رفقای شهیدم در دفاع مقدس بود که هیچوقت فراموش نمیکنم اون وجه اشتراک چیزی نبود جز بریدن از دنیا و تعلقاتش هیچ فکر نمیکردم این وجه اشتراک تاریخ مصرف داشته باشد و شهادت محمد دوباره این را برایم ثابت کرد .
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (72)
وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای محسوب می شد! 18. تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من خستم ... انقدر دعوا نکنید!!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن ... خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار سلام میدادم!