سایر منابع:
سایر خبرها
قاتل نباید به زادگاهش بازگردد
ترک کردند. از روز اجرای حکم بگویید؟ من همراه پسرم و اعضای خانواده ام به تهران آمدیم. سه شنبه به دادسرا رفتیم و برگه های لازم مربوط به حضورمان در محوطه زندان به عنوان ولی دم را امضا کردم. آن شب تا صبح آرام و قرار نداشتم. نمی دانستم چه می شود. چون همچنان می خواستم حکم قصاص به مرحله اجرا درآید، اما از سوی دیگر خودم مادر بودم و دلم نمی آید مادر دیگری داغ فرزندش بر دلش بماند.
سرنوشت مرموز پارسا در حاشیه رودخانه
جستجو برای یافتن ردپایی از پارسا کوچولو که کنار رودخانه ای حوالی امامزاده هاشم(ع) ناپدید شده به بن بست خورده است. محسن ، پدر پارسا در شرح ماجرا گفت: من صاحب همسر و دو فرزند هستم. دختری 12 ساله و پسری هشت ساله که گم شدن او زندگی مان را دگرگون کرده است. عصر روز یک شنبه، یازدهم تیرماه همراه خانواده ام و خانواده خواهرم از سفر شمال به تهران باز می گشتیم. بعد از تونل وانا، حوالی امامزاده
روایت رضا امیرخانی از خط مقدم نبرد با داعش
9- معلمی که منزل ش در مسیر تازه به بشیر است، در می گشاید و با شای ثخین و ثقیل سقایت شان می کند. به گوساله ی کنارِ دیوار اشاره می کند و می گوید: ظهر که بشیر را آزاد کردید، این گوساله را جلو پای تان سر می برم و سفره می اندازم برای تان... 10- قربانی را پیشِ پای قهرمان می کشند، نه پشتِ پا... قربانیِ پشتِ پا، مالِ اموات است... وقتی جنازه از بیت بیرون می رود. 11- 38 قهرمان، باقی می مانند در بشیر. 38 جنازه در بشیر باقی می ماند. جنازه ها بر نمی گردد... نه پیش پای قهرمان قربانی می کنند -که امروز جنازه است- و نه پشتِ پای جنازه ی قهرمان -که جنازه ها باقی می مانند-... گوساله کنار دیوار آرام آرام نشخوار می کند. 12- آفندِ بازپس گیریِ بشیر، شکست می خورد... داعش، بشیر را حفظ می کند. دو سالِ تمام بشیر در اسارت می ماند. و بعدتر خورشید می دمد و اساور من ذهب بسته می شود به مچِ دستِ بانوی تازه ... 13- (رج. به 5) تازه خورماتو ناخواسته وارد عمیق ترین قسمت معادله ی نبرد با داعش شد. برای اولین بار داعش با مقاومت مردمی -و نه مقاومت نظامی و دولتی و حکومتی- روبه رو می شود. تازه که قرار بود فردای تسخیر بشیر، اشغال شود، در حقیقت دو سال مقاومت می کند؛ داعش شکست می خورد. تازه معلوم می شود که شکستِ تازه، یعنی از دست رفتن محورِ شمال به جنوب عراق... یعنی قطع ارتباطِ زمینیِ سلیمانیه و محورِ کرکوک به بغداد... همین ام روز خط مقاومت تازه ، آخرین خطِ عقیدتی قبل از مرز ایران است. حالا حاج زکی، میزبانِ ما، که زنده گیِ عادی داشت در تازه، شده است سردارِ فوجِ قائم... فوجی که فوج می زاید و افواج ش لواء می زایند... گردانی که تیپ می سازد. 14- (رج. به 6) جنگ تغییر کرده است. پدری برای مان می گفت که فرزندش را در حمله ی اول از دست داده بود. پیش از شهادت، پسر دمِ سحر زنگ زده بود که پدر از من راضی هستی... حلال اله بنی. من قوتاردیم و قبل از جواب پدر تماس قطع شده بود. تلفن هم راه یعنی تغییر جنگ... قسمتی ش این زیبایی را رقم می زند... اما همین پدر شروع کرد به گریستن و برای مان گفت که شب های بعد دوباره شماره ی پسرم بر صفحه ظاهر شد... هم رزمان ش به شهادت ش شهادت داده بودند اما جنازه برنگشته بود... شگفت زده شتابان گوشی را برداشتم... صدایی گفت: پسرت روی گردن ش خال داشت؟ گفتم بله بله... زهرخند زد. گفت هم الان سگان جنازه ی پسرت را پیشِ روی من به دندان کشیده اند مجوس... قسمتی از همان تغییر هم این زشتی را تصویر می کند. 15- برای بسیاری از اهالیِ تازه ، سه قصه هست... قصه ی اول، فرار 80 میلادی... قصه ی دوم فرارِ 90 میلادی و قصه ی سوم، مقاومت از 2003 میلادی به بعد... در قصه ی اول صدام جوانانِ شیعه را چنان قلع و قمع کرد که بسیاری شان به ایران گریختند. در قصه ی دوم، وقتی انتفاضه ی اول شیعیان آغاز شد، همان جوانان با تجربه ی بدر به وطن برگشتند برای مبارزه... در خطِ تازه، ارتش صدام را عقب راندند و جنگ به نظر در شمال عراق پایان یافته بود و پیروزی به دست آمده بود که امریکای بوش، تحریمِ پرواز ممنوع را برداشت تا صدام، از پشت، تازه ای ها را و مبارزان را در همه ی جای عراق دور بزند و پابرجا بماند... قصه ی سوم نیز هم چه بازیِ دهشت ناکی را به خود دیده است و می بیند و خواهد دید... تنها بازی گر قصه ی سوم که نقش عوض می کند، امریکا است و رژیم اشغال گر قدس. او به طرفِ ضعیف تر کمک می کند تا جنگ ادامه پیدا کند؛ هر که باشد... حالا که داعش طرفِ ضعیف است، قطعا بیش تر کمک می کند. 16-از خاطراتِ شهید باقری آموخته بودم که در جنگ، بازی سناریو را پیش بکشم و از هر کسی راجع به سناریوهای تخیلی ش بپرسم. در اهالی تازه، از نظامی ها و سیاسی ها، از همه پرسیدم... بازی به راحتی تمام نمی شود. باتجربه هایی که سه بار بازی مبارزه را تا ته رفته اند، می گفتند، بازی گرانِ غریبه، نقشِ بیش تری دارند. (رج. به 14) 17- (رج. به 1) پشتِ خط، همان جا که با دیددرشب چشم می انداختیم، داعشی ها، غریبه نبودند. غریبه ها رفته بودند. مانده ها، همان اهالی بودند که جلو پای داعش گاو سر بریده بودند و حالا گیر افتاده بودند پشتِ رویای پیروزی... جنگ به جنگِ محلی، به جنگِ قومی، به جنگِ فرقه ای نزدیک شده است... باید هراسید. 18- در میانه ی همین جنگ، به سوریه رفتم در سال 93. گفتند که فارسی آموزان سه برابر شده اند. سوری ها با خود می گویند حتما ایرانی ها برای بعدِ جنگ برنامه دارند... در دل م دعا می کردم که از بوسنی چیزی نشنیده باشند. 19- (رج. به 18) ده سال پیش سفری رفتم به ترکمنستان. در جاده، قسمت هایی که پیمان کارانِ ترک ساخته بودند، تابلوهای بزرگی بود که مدارس اهداییِ ترکیه را نشان می داد. جایی ایستادم و پرس و جو کردم. دریافتم که در دوره ی جاده سازی مهندسان ترک نیاز به قرارگاه دارند و برای شان کانکسِ اقامتیِ موقت می آورند. بعد از اتمامِ کار، این کانکس ها می شوند مدارسِ اهدایی دولتِ ترکیه. به این بهانه برای شان به خطِ لاتین کتابِ ترکی می آورند و معلمِ اهلِ ترکیه و... ما نیز، سد ساخته بودیم و جاده و پل و... کانکس های ما را در به ترین حالت محلی ها طویله کرده بودند... 20- (رج. به 19) مسوولی دارد منطقه در کرکوک... حالا که همه چیز را به او سپرده اند، او باید به فکر کانکس ها باشد؛ به فکر بعدترها... اما فکرش مشغول چیزِ دیگری است. به این فکر می کند که اگر یک فوج، با کمکِ مردمی تجهیز شدند و با فروش طلای زنان، مردان شان کلاشینکف خریدند و مهمان شان هم با تاکسیِ شخصی از کربلا و بغداد آمد دیدن شان، پس او چه کاره حسن می شود و کجا باید مسوولیت ش را به رخ بکشد؟ او اگر بخت یار باشد -که هست- باید رازِ بقا بیش تر ببیند تا ...
معمای مفقود شدن پارسا پسربچه 8 ساله +تصاویر
سرویس حوادث وارش نیوز: سرنوشت پسربچه 8 ساله به نام پارسا قندی در هاله ای از ابهام قرار دارد.پارسا 14 روز قبل در حوالی امام زاده هاشم مفقود شده است. تلاش برای یافتن پارسا ادامه دارد. محسن قندی؛ پدر پارسا درباره جزئیات مفقود شدن پسرش گفت: بعدازظهر روز 11 تیرماه جاری همراه با خانواده ام از سفر شمال به تهران بازمی گشتیم که بعد از تونل وانا، حوالی امام زاده هاشم در مکانی به نام نقشه شاه در
حاج آقاکاشانی: فقط اهل ایمان؛ اهل نجات هستند
کوبید و جسد خونین پسر نوح روی آب ها افتاد. فرقی نمی کند پسر یا همسر پیغمبر باشد اگر اهل معصیت باشد اهل جهنم است، همسر لوط و همسر هود کافره بودند خداوند می فرماید: در روز قیامت آنها که بی راهه رفتند همسران نوح و لوط داخل جهنم می شوند. ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وآله بود و از تظر فقهی افرادی که نسبشان به هاشم بن عبدمناف می رسد سید هستند اما در عین حال خدا می فرماید: سَیَصْلی ناراً
تابستان طوفانی
بیمارستان امام جعفر صادق(ع) انتقال یافتند و 10 نفر دیگر در محل حادثه مورد درمان سرپایی قرار گرفتند. رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی البرز گفت: در این حادثه یک دختربچه هشت ساله مفقود شد که بنا بر اظهارات افراد محلی جسد بی جان این کودک از آب گرفته شد اما عملیات امدادی برای کشف جسد مفقودی همچنان ادامه دارد. وقوع سیلاب در مناطق شمال تهران بارندگی شدید در شمال تهران سبب وقوع سیلاب