سه شنبه ۲۶ خردادساعت ۲۱:۵۶Jun 2026 16
جستجوی پیشرفته
پارس نیوز ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ - ۱۹:۴۸

واقعا از من دل کندی؟

مادر سر سجاده نشسته بود که عیسی وارد اتاق شد و روبه روی مادر که در حال تسبیح زدن بود نشست.روسری مادر را که گوشه سجاده بود برداشت و مثل چادر سرش کرد.مادر خنده اش گرفت و گفت :خدا نکشدت عیسی، دارم نماز می خونم سر نماز هم دست بردار نیستی؟ عیسی ادای پیرزن های لرزان را در آورد و گفت : مامان! یه چیزی ازت بخوام نه نمیگی ؟! -چی؟ من که نمیدونم خواسته ت چیه؟ عیسی خیلی جدی گفت : خواهش میکنم قبول کن تا بهت بگم! _باشه قبول ..چی؟ _من فکر میکنم شهید نشدنم فقط به خاطر شماست ..! ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)